یک مرد مینویسد!

یک مرد مینویسد!
آخرین نظرات

با سلام

امروز علاقه مندم یک مقاله علمی محض خدمتتون عرض کنم اون هم در خصوص درجات سوختگی، مقدمه بحث یه کپی پیسته از سایت های عمومی (لطفا تا انتها بخونین):

در یک تقسیم بندی کلی، عمق سوختگی ها بر اساس شدت به 3 درجه تقسیم می شود:

  1. در سوختگی درجه یک، فقط لایه اپیدرم درگیر می شود و نشانه بارز آن نیز تغییر رنگ پوست به صورت صورتی است.
  2. نشانه بارز سوختگی درجه 2 که خود به دو مرحله سطحی و عمقی تقسیم می شود، نمایان شدن تاول های آبکی یا خونی در سطح پوست است. در این درجه از سوختگی علاوه بر اپیدرم، لایه درم نیز درگیر می شود.درد و سوزش و تغییر رنگ بیشتر پوست از دیگر نشانه های سوختگی درجه 2 هستند. درمان سوختگی های درجه 2 سطحی معمولا 10 تا 21 روز طول می کشد و ممکن است جوشگاه و گاهی تغییر رنگ در محل سوختگی باقی بماند.
  3. بیمار در سوختگی درجه سه دردی احساس نمی کند چون اعصاب بافت او از بین رفته است. در این درجه از سوختگی تمام لایه های پوست از بین می رود. برعکس درجه های خفیف تر سوختگی، به دلیل از بین رفتن عروق در ناحیه آسیب دیده ممکن است ضایعه خشک باشد.با توجه به عمق آسیب دیدگی، درمان آن به اقدام های تهاجمی تری مثل جراحی نیاز دارد و درمان سطوح بسیار محدود از این درجه از سوختگی به زمان طولانی نیاز دارد.
  4. البته به غیر از این 3 درجه سوختگی، در مقاله های سوختگی درجه 4 نیز مطرح شده است که در آن علاوه بر ساختارهای پوست، بافت های عمقی تر مثل عضلات نیز درگیر می شوند.

موضوع کاملا روشنه، درجه یک تاول میزنه، درد خفیفی داره زودم خوب میشه، درجه دو یه ذره عمیق تره ولی مثلا در درجه سه عمیق یا چهار ظاهرا دردی نداره ظاهرش هم آنچنان نشونی نداره ولی چون بافت ها و اعصاب از بین رفتن باید منتظر از بین رفتن اندام باشیم !!

نمیدونم ربطش به طلاق رو فهمیدین یا نه ولی علاقه مندم توضیح بدم، مواردی که در ادامه بهش اشاره میشه بر خلاف باور سطحی عمومی میتونه باشه که اصلا مهم نیست، من از واقعیتی حرف میزنم که وجود داره نه توهمی که مطرح هست و تبلیغ میشه:

زن ها اساسا تو هر چیزی سطحی هستن و عمق ندارن، تو فکر، تحلیل، تشخیص و حتی احساس؛ بر عکس مردها کاملا عمیقن؛

الان بحث من این نیست که چرا طلاق اتفاق میافته بحثه من برای بعد از طلاقه، یک مرد علی رغم ظاهر مردانه و جدی و ظاهرن خشنش به شدت وابسته و عاطفیه، حتی به قول یه عزیزی تو روابط خودش بیشتر از ازینکه فاعل باشه مفعوله؛ حالا تصور کنین این مخلوق وابسته و به شدت عاطفی دچار یک بحران روحی ناشی از طلاق بشه، اثراتی که طلاق روی مردان میذاره دقیقا میشه با اثرات درجات بالای سوختگی رو پوسته و بر عکس اثری که رو زن میذاره مثل سوختگی درجات پایینه ...

برای درمان هر نوع سوختگی باید راه های ترمیم متناسب با اون رو در پیش گرفت، زن ها اونقدری که مردها آسیب میبینن ککشون نمیگزه، مردها باید به شدت رو خودشون کار کنن که بعد از طلاق روش های ترمیمی بلند مدتی رو باید امتحان کنن تا از دست نرن و نابود نشن، تو فرصت مناسبی راه های ترمیم رو هم ذکر خواهم کرد.

ببینین علاوه بر تبعات مادی سنگین این اتفاق تبعات عاطفی، شخصیتی و روانی داره که باید خیلی مراقب بود؛ مردی که مجبور  به جدایی میشه، به شدت ریسمان عاطفی وابسته ش پاره میشه و این پارگی خیلی دردناکه، از نظر شخصیتی اون روح مردانه ش دچار خدشه میشه که نتونسته زن ش رو داشته باشه (این خدشه در شخصیت زمانی هم که زنش خونه رو بدون اجازش ترک میکنه بهش وارد میشه و به شدت مخربه) از نظر روانی هم دچار گسستی میشه که بین لجاجت، تلافی و ترس از عدم تداوم زندگی و حس مردانه غالب ش میمونه و ممکنه تصمیمی نا بخردانه بگیره ...

برای هر کدوم از این موضوعات هم کلی مطلب هست که در فرصت مقتضی عرض میکنم

+ با احترام به مرد مفرد عزیز حسب دستور مطالبی ارائه شد و ان شالله میشود.


موافقین ۱ مخالفین ۶ ۹۷/۰۶/۱۷
یک مرد!

نظرات  (۱۳)

کاش بگید نگاهس که جامعه به زن مطلقه داره کجا نگاهی که به مرد مطلقه داره کجا
مرد میتونه هرشب با یک نفر بخوابه چون مردِ
زن بخواد ازدواج هم کنه پشت سرش کلی حرفه و حتمن باید با کسی ازدواج کنه که سن بالایی داشته باشه یا همسرمرده باشه 
هرجا هم بخواد کار کنه کافیه بفهمن زن مطلقست همه به عنوان یه ج ن د ه نگاش میکنن و قصد تعارض دارن
دغدغه های زن های مطلقه رو هم بررسی کنید 
به مرد بودنتونم ننازید
پاسخ:
همین تفکر غلط و سطحیه که نتایج شما رو میگیره!!
با خودتون فکر نکردین، بر فرض محال مردها هر شب با یکی بخوابن، با خودتون فکر نکردین اونی که باهاش خوابیدن یه زن بوده طبعا پس به تعداد مردهایی که هر شب با یکی میخوابن زن هایی هستن که با اونها خوابیدن، پس استفاده از این ادعای مجعول دلیلی برای اثبات ادعاتون نمیتونه باشه در حالی که مردی که جدا شده اساسا از زنها حالش به هم میخوره چه برسه بره تن بده به تن آلوده یک زن!
نگاه جامعه به زن ها، با همون لفظی که مخصوصا شما داشتین، ناشی از اذهان بیمار و مشکل دار یه عده میتونه باشه، ولی من رویکرد مطلبم به اتفاقات درونی شخصیه نه تبعات بیرونی ش، اگر فکر میکنین مشکلات زنه مطلقه بیشتر از مشکلات مرد مطلق هست، خب سخت در اشتباهید، باید از مردهای مذکور بپرسید که گه نگاه سنگینی تو تعاملات اجتماعی روشون هست که البته موضوع بحث من اون بعد نبوده و صرفا مسائل درونی و شخصی و روانیشون بوده
متوجه نمیشم، کجای این مطلب که همش درد و غصه اونم از نوع عمیقشنه نازیدن به مرد بودنمه!؟!؟؟!
خانوما روزهای اول زاااااار میزنن داد میزنن خودشونو میکشن 
ماه های آینده افسرده میشن و یه گوشه گریه میکنن
چند ماه بعد که گذشت دیگه افسرده نیستن گریه نمیکنن دنبال شغلن ادامه تحصیلن کلاسای تفریحی ن 
از سال آینده کلا خوشحالن و فک میکنن چقدر خوب شد که تموم شد...
اما مردا همین روند رو برعکس دارن اول خوشحالن بعد ناراحتن بعد زار میزنن ...، 

در مورد خودم من احساسی فک میکنم ولی منطقی تصمیم میگیرم
پاسخ:
هر چی موندم نظری بدم دیدم نمیشه نظری داد، اینم دیدگاهیه که خیلی دیدم و درسته
احساسی بودن و منطقی تصمیم گرفتن هم عمق و بعد داره که متفاوت از مردونه شه
۱۷ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۳۳ سکوتـــــــــ پاییزی
فکر میکنم هم مرد و هم زن بعد از طلاق ، هردو آسیب میبینن ... زن ها راحت تر میتونن احساساتشون بروز بدن در نتیجه زودتر میتونن به شرایط پایدارتری برسن ،اما مردها اصولا خرفها و احساساتشون رو بیان نمیکنن دچار یه نوع خودخوری میشن برای همین دیرتر به شرایط مطلوبی بر میگردن ... 
ولی در هر صورت هر دو نفر نسبت به ازدواج و اعتماد و ... دچار بدبینی و ترس میشن و خیلی سخته تا بتونن دوباره به کسی اعتماد کنن 
پاسخ:
درسته، متاسفانه
خدایی نگاهتون زن ستیزانه است. 
باورم نمیشه دارم از زن بودنم دفاع میکنم. .. 
اما یه مرد بعد از طلاق یه دختر ۱۸ ساله رو به همسری میگیره اما یه دختر ۲۵ ساله با عنوان ترشیده باید منتظر پیرمردها باشه برای ازدواج. وای به حال مطلقه هاش
پاسخ:
این موضوع عمومیت نداره یه تبلیغ کلیه و از اساس اینطورنیست 
خیلی وقتها اینطور نیست و متاسفانه این نگاه بدبینانه ایه 

سلام.

1. تشکر بابت ذکر بنده حقیر و شاید لینکی می دادید، مخاطب بهتر متوجه می شد.

2. چشم به راه مطالب شما هستیم.

3. دیشب پدرم در مسیری که می رفتیم می گفت: امروز کسی دخترش را مفت نمی دهد!
خیلی ها 1300و خورده ای سکه زدند و زندگی می کنند...مهم خانواده داشتنه.
اما من گفتم هیچ وقت زیر بار مهریه و شرایطی نمی روم که توانش را ندارم
حکایت طلاق من و یا بهتر بگویم: طلاق داده شدنم مفصل است که تصمیم دارم بنویسم برای استفاده مردان طلاق
پاسخ:
سلام
1. اطاعت امر شد
2. اطاعت امر خواهد شد
3. خدا پدر شما رو حفظ کنه، ببین زن و هر وقت بخوای میتونی بگیری، اصلا ارزش نداره مراقب باش لذتی که از مجاورت با مقام محترم و عزیز پدر داری از دستت نره، من داغ پدرم هنوزم زنده است و حسرت میخورم که چرا شب ها تو خونه خودم بودم ولی کنار پدرم نبودم ... مراقب باش این حسرت عظیمیه، قطعا" و تحت هییییچ شرایطی نباید بیشتر از وسعت و حتی الامکان 14 تا سکه مهر کنی، مطمئن باش همه دخترها عین همن هیچ فرقی هم بینشون نیست، این نشد یکی دیگه اصلا و ابدا خودتوو در گیر یکی نکن هر کی هم قبول نکرد سریع اعلام مخالفت کن و همون جلسه اول شرطتو بهش بگو که بعدا ....
توکل بر خدا
التماس دعا
ضمنا لینک رو اشتباه زدید در متن
خودتان روش کلیک کنید متوجه میشوید
پاسخ:
اصلاح میکنم چشم
۱۹ شهریور ۹۷ ، ۲۳:۵۲ سکوتـــــــــ پاییزی
پاسخ هاتون به "مرد مفرد"خیلی ناجوانمردانه است!!!!
مگه "زن" کالا که این نشد یکی دیگه!!!
این مشکلات و عدم تطابق داشتن دختر و پسر بخاطر عدم شناخت از همه ! اینکه ما آدمها حتی خودمون رو نمیشناسیم خواسته هامون نمیدونیم چیه ، بعد فقط درگیر این میشیم که مبادا تز بقیه عقب بیفتم؟!
اصلا مگه ازدواج مسابقه است که چون همه ازدواج کردن سریع یه نفر رو جور کنید و باهاش ازدواج کنید؟
از طرفی من نمیفهمم مگه دخترها کالا هستن که با مهریه ارزش خودشون رو مشخص میکنند؟؟!!کسی که بخواد زندگی کنه و بدونه هدفش از زندگی چیه نیازی به قیمت گذاری نداره!اینکه میگن مهریه پشتوانه است و غیره ...  بنظرم مسخره است ، کسی که نخواد بمونه رو نمیشه به زور و تهدید مهریه نگه داشت !!اونیم که بخواد زندگی کنه و اهل زندگی باشه بدون مهریه هم میمونه و زندگی میکنه!
آقایون هم که کلا تو فضا سیر میکنن:)دختره باربی باشه قشنگ باشه فلان باشه ... کی گفته خکشگلی تنها عامل خوشبختیه؟!البته مردها هم تنها سمت دخترایی با مشخصات فضایی میرن که به قول خودشون همه تو کف بمونن!!!
تا وقتی طرز فکر ها اینطور باشه هیچ زندگی اونطور که باید شیرین نیست !
بزرگترین مشکل ماها الان اینکه تنها بخاطر حرف مردم داریم زندگی میکنیم .. شاید وسعمون نمیرسه همین نون شب رو راحت تهیه کنیم ، اما خودمون رو درگیر هزار تا وام و قسط و قرض میکنیم که مبادا اگه فلانی رفت فلان کافه ما نرفته باشیم!نتیجه اش هم میشه اینستا و پستهاش و لایوها و استوری های حال بهم زنش!!!!
به هر حال تو هر مسئله ای اول مشکل از خودمونه .چون خودمون نمیدونیم از زندگی چی میخوایم!

پاسخ:
نقدتون به پاسخ ناجوانمردانه من به مرد مفرد رو خودتون جواب دادین، اگه قرار باشه دختری بگه 1300 تا سکه میخواد، من براحتی میگم بره گمشه و میرم سراغ یه نفر دیگه و قطعا به همه هم همین توصیه رو میکنم
اتفاقا همین دیروز در همین مورد با عیال صحبت کردم و گفتم واقعا باید در مورد ازدواج برادراش دقت کنه و بیشتر از 14 سکه قبول نکنن، هر دختری هم قبول نکرد برن سراغ یکی دیگه تا اون دخترها بمونن و حوشه ننه باباهاشون!!
غیر از این جمله تون:  "آقایون هم که کلا تو فضا سیر میکنن:)دختره باربی باشه قشنگ باشه فلان باشه ... کی گفته خکشگلی تنها عامل خوشبختیه؟!البته مردها هم تنها سمت دخترایی با مشخصات فضایی میرن که به قول خودشون همه تو کف بمونن!!!" که کاملا غلطه و غیر قابل تعمیمه مابقی فرمایشتون رو باید با آب طلا نوشت!
۲۰ شهریور ۹۷ ، ۰۸:۰۷ سارا سماواتی منفرد
سلام
با همه این حرفا در جامعه سنتی ایران و نگاهی که علی رغم مثلا ظاهر مدرن شده جامعه به ما جنس دوم ها داره و برخلاف همه ظواهر و شواهد این زنِ که در نهایت آسیب بیشتری می بیند البته اگر بعضی استثنا ها را فاکتور بگیریم.
همون زن هایی که هر شب بغل یک آقا هستند و زندگیشون تباه میشه و شاید محصول یک طلاق باشند آیا هیچ وقت به شرایط عادی و نرمال زندگی بر می گردند؟ اما آقایی که هر شب با یکی هست هم همین حس را تجربه میکنه ؟
بخث فقط بر سر احساسات درونی نیست من فکر میکنم که یک کم فراتر باید به موضوع نگاه کرد.

پاسخ:
سلام
اولا موضوع بحث من اتفاقات درونی بود و اساسا به تبعات بیرونی توجهی نداشتم و نیمخواستم راجع بهش حرف بزنم
ضرورتا اون زن های موصوف محصول طلاق نیستن، ضرورتا محصول طلاق همچون زنهایی نخواهد بود پس نمیشه همچین نتیجه ای گرفت و بالتبع نرمال و عادی نشدن زندگی آتیشون هم در این موضوع نمیگنجه ...
اون زنی که همچون شرایطی رو میخواد تجربه کنه شرایط روحی، شخصیتی و اجتماعی و اقتصادی خاصی داره که باید بررسی بشه، حرف من این بود کسی ادعا کرده بود مردها میرن با زنها میخوابن بعد یمان ازدواج میکنن و مردها فلان آزادی و راحتی دارن و زن ها بدبختن و آزادی ندارن و من در جوابش عرض کردم اون مردی که هر شب با یه زنیه پس طرف مقابل به تعداد مردهای شب بیرون رو یه زن هست که شب بیرون میخوابه!!! پس اصل استدلال در مقام مقایسه آزادی و راحتی و فراغ زن با مرد غلطه چون دقیقا برابر اون مردها زن هایی هست که ...
حالا بر میگردم به موضوع اصلی ، تبعات اجتماعی یه مرد (البته بعدا راجع بهش مفصل حرف میزنم) ولی خلاصه عرض کنم مردی که طلاق میگیره عمدتا از جنس زن متنفر میشه و اساسا حالی براش نمیمونه که بخواد عیاشی و هرزگی کنه، مرد طلاق گرفته مرد نابود شده ایه که خیلی باید مراقبت از خودش بکنه برای ترمیم و برگشتش به حالت اول ... شما زن ها درکی از عمق نابودی مرد ندارید، مثال درجات سوختگی رو زدم که تمثیلی باشه برای درک بهتر ولی باز متاسفانه تحلیل های غیر مرتبط ارائه میشه

با سلام
جدیدا با اکتشاف سیستم دایورت ، آقایون هم زیاد درگیر نمی شن !
پاسخ:
درجه چهار سوختگی، درد نداره، ظاهرا هم نشونه خاصی نداره ولی از عمق میسوزونه
خدا نسیبت نکنه برادر گرفتار که بشی متوجه عمق ش میشی هر چند به دیگران نشون دادی دایورت کردی!!
۲۰ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۰۵ سکوتـــــــــ پاییزی
نقد من جوانمردانه تر بود:))))نبود؟؟!
پاسخ:
بود بود
:))
@ بینام
الان‌ به دخترها هم، نظر سوء وجود داره. شهوت که بیاد، دختر و زن حالیش نمی شه فقط رفع شهوات براشون، مهمه.
دخترهای الان‌ دست کمی از یک زن، ندارند.‌ هر کاری یک زن می کنه اونها هم، می کنند. اگه دقت کنید، خواهید دید که دخترها توی ' زن بودن '، با هم، مسابقه گذاشته اند و از ' دختر بودن ' فراریند. حتی حاضرند یک ' زن مطلقه ' باشند تا یک ' دختر باکره '.
@ آقای مرد عزیز
در مورد وابسته بودن آقایون هم، فکر می کنم درست می گید. علت اینکه مردها دوست دارند تسلط داشته باشند همینه که جلوی گسستن خیلی دردناک این رشته وابستگی رو بگیرند. مردها به خاطر داشتن احساس غرور، هست که احساس مسئولیت بالائی دارند؛ اما زنها این غرور رو ندارند و چون خودشون رو ' زن‌' می دانند، احساس مسئولیت پائینی دارند. در کل، جامعه پذیرفته که مردان مسئول نگاهداری زندگی هستند و زنان به دلیل ' زن بودن ' و ' ناقص بودن '، مسئول نیستند.
شاید اگر مردها تا این حد قدرت طلب و زنها این قدر تن پرور نبودند، کار به این جا نمی رسید که زنها احساس بی مسئولیتی کنند و مردها شدیدا احساس مسئولیت داشته باشند.
پاسخ:
احسنت
زاویه ی خیلی خوبی رو برای تحلیل انتخاب کردین

۲۳ شهریور ۹۷ ، ۰۷:۴۸ کرگدنِ بنفش
شما روانپزشکین ؟ :) 
پاسخ:
بیشتر باید بگید روانکاو، چون روانپزشک بیشتر جنبه های فیزیولوژیک بیماری رو مد نظر قرار داده ولی روان درمانگر تو تراپی خودش جامع علل عارضه روانی رو مد نظر قرار میده، و البته که من تراپیست هارو دوست دارم
البته عرض کنم تحلیل شما واقعا حکیمانه بودا، عمده درمانگری تو رابطه تو همین موقعیت بررسی و قابله تحلیله
۲۳ شهریور ۹۷ ، ۱۳:۳۹ کرگدنِ بنفش
عجب :) 
از این لحاظ پرسیدم ببینم مطلبی که میخونم رو چه کسی نوشته 
پزشک ؟ 
روانپزشک؟ 
روانشناس؟ 
:) 
ببینم ارزش وقت گذاشتن و دقت کردن روی مطلب رو به صورت حرفه ای داره ؟ 
چون همه اشون میتونن روی این مطلب بهتر از عوام نظر بدن...
یا صرفا یک بررسی شخصی هستش :) 
پاسخ:
بشما بابت سوالتون حق میدم، ولی خیلی وقته من بیشتر ازینکه ببینم کی بود چی گفت، دنبال این میگردم چی چی گفت!
بقول قران یسمعون القول و یتبعون احسنه،. ( شاید اشتباه نوشتم ولی مفهوم همینه)
چقدر آدم میشناسم ظاهرا با مدرک عالی ولی با درک دنی
بهرحال خود دانی!
نمونه ش وقتی مطلبتون و خوندم و تحسین کردم که با این ایجاز و کامل اشاره به یه اصل روان ی در ارتباط داشتین دنبال این نبودم ببینم شما کی هستین، فقط ازینکه یه مطلبی نوشتین که باید با آب طلا نوشت تحسینتون کردم، همین.

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">