یک مرد مینویسد!

یک مرد مینویسد!

سلام
اینجا نظریات مردی ثبت میشه که جایگاه پسری، همسری، برادری و پدری رو تجربه کرده، یادداشت هایی که حاصل تجربیات شخصی، مطالعات موردی، بررسی و تحلیل وقایع پیرامونی در خصوص پدیده های اجتماعی و فردیه؛
پیشنهاد میکنم، اگه حوصله دارید و نسبت به چیزی تعصب نا به جا ندارید و دنبال دونستن هستید اینجا رو بخونین، مطالب عمدتا" چاشنی چالش برانگیزانه دارن و بحث طلب هستن، اگر علاقه به مباحثه دارید لطفا پاسخ من به سوالات و نظرات دوستان رو هم مطالعه کنین اگر باز نقطه مبهمی بود بفرمائید تا جواب بدم.
من اینجا برای شما مینویسم، پس شما حق دارید هم نظر بدین، هم قضاوت کنین.

آخرین نظرات
  • ۱ بهمن ۹۷، ۲۲:۱۶ - ناشناس
    نه...

یقه اسکی ِ سفید ِ مصدق ِ بعد از شهریور 1332

سه شنبه, ۲۷ آذر ۱۳۹۷، ۰۸:۵۵ ق.ظ

سلام

میگن، جوون ها همش فکر آینده هستن و پیرها به یاد گذشته ها... بیراه نمیگن، اتفاقی که جمعه افتاد برام خیلی جالب بود:

مراسم سالگرد مرحوم(ین) دایی پدرم بود:

سکانس اول:

وارد سالن شدیم، دختر عموم رو دیدم، خیلی وقت بود ندیده بودمش، بیشتر از بیست سالی هم بود باهاش حرف نزده بودم، یعنی مجال حرف زدن پیش نیومده بود، یهو خوش و بش ... بعد مادربزرگش کنارش نشسته بود(مادر مادرش)، چقدر خوشحال شدم از دیدنش، بهشون گفتم من آخرین بار تولد نوه تون دیدمتون، یهو دختر عموم گفت آره یادمه یه یقه اسکی سفیدم پوشیده بودی!! من گفتم بیست، بیست و پنج سال پیش میشه؟؟ گفت دقیقا بیست و پنج ساله پیش !!

سکانس دوم:

داشتیم سالن رو ترک میکردیم که، پسرخاله پدرم دستمو گرفت و برد اون ور سالن، که منو معرفی کنه به یه نفری، بعدا" فهمیدم ایشون هم یه پسرخاله دیگه پدرم هستن، یه پیره مرد شیک و ماشالله سرحال و دل زنده، پسر اونیکی خاله که خیلی وقتها فوت شدن، بعد از احوال پرسی و تسلیت، بهم گفتن آخرین باری که مرحوم پدرت رو دیدم سال فکر کنم 1332 یا 1333 بوده، فکر کنم مصدق دیگه نبود، خیلی برام جالب بود، قشنگ فامیلی پدر بزرگم رو یادشون بود و به فامیل میشناختن.


+ چه زود پیر شدیم، انگار همین دیروز بود...


++  این روزا انگار اینم!!


* خیلی وقت ها، با خودم فکر میکردم، چی میشد این همه تشکیلات خدا درست کرده یه رَحِمی هم درست میکرد واسه ما مردا، ما که همین جوریشم شکممون دو قلو هشت ماهه داریم همیشه، خب به جاش یه رحم میذاشت، خودمون با خودمون حامله میشیدم و خودمون بزرگش میکردیم تا مجبور نشیم این همه تحمل کنیم...

موافقین ۲ مخالفین ۰ ۹۷/۰۹/۲۷
یک مرد!

نظرات  (۲۹)

۰۳ دی ۹۷ ، ۰۷:۴۴ یاس سپید
چقدر منظورهاتون قشنگند!
میگم ک... خب سعی کنید بجای افکارتون ،منظورهاتونو بنویسین ، ک جای ابهام برای کسی نمونه😉
پاسخ:
خب ما هی میخوایم در قالب حرف منظورمون رو برسونیم ولی لامصب نمیدونم چی میشه
بالاخره یا اشکال از فرستنده است یابازم از فرستنده است لابد
۰۲ دی ۹۷ ، ۲۰:۰۹ یاس سپید
زن جماعت عذاب روح و روان آدمن.....، مطلق نیست؟ 😲

پاسخ:
نه خیر، مطلق نیست زن جماعت منظور عموم خانم هاست و الا استثناهایی هم ممکنه پیدا بشه
البته زن رو در قالب همسر عرض کردما و الا در مقام مادر و خواهر فرشته ن 

۰۲ دی ۹۷ ، ۱۹:۰۲ جناب منزوی
همیشه ی خدا آرزوم بود پدرم برام بخره، ولی نه خرید، همیشه هم گروه سرود از اینا می پوشیدن :) اون موقع که ما گروه سرود شدیم بهمون ندادن، ظاهراً قسمت نبود :)
پاسخ:
خدا پدرتون رو نگه دارن
برا پسرت بخر بپوشه کیفشم بیشتره 
۰۲ دی ۹۷ ، ۱۷:۵۷ یاس سپید
ای وای
همیشه ی درصدی هرچند ناااچیز رو برای مثالها و تعابیر درنظر بگیرین
مطلق نگین
پاسخ:
منم حسب آموزه های سرکار مطلق عرض نکردم عموما و غالبا اینطوره
۰۲ دی ۹۷ ، ۱۴:۲۶ صحبتِ جانانه
برداشتی که بیان کردید اشتباه و غیر منصفانه ست
برای همینم هست خوشبختا اندکند
پاسخ:
من برداشتی نکردم، شما برید بپرسید!

واقعا خوشبختی ندیدم یا شایدم کم دیدم ...
۰۲ دی ۹۷ ، ۱۴:۰۱ صحبتِ جانانه
بی انصاف و اشتباه قضاوت میکنید
بخاطر همینم هست دائم در اذیتید
پاسخ:
چند بار تاکید کردم مسائلی رو که عرض میکنم روشخصی نبینین، اصلا من هیچ قضاوتی نمیکنم، شما برید از همسراتون بپرسید، از برادرانتون بپرسید، پای درد ودلشون بشینیدا، یواش یواش نرمشون کنین ازشون حرف بکشید ببینین چه دل پری دارن ... اون موقع فکر کنم به من نگید اشتباه و بی انصاف قضاوت میکنم

خداییش زن جماعت واقعا مردان سرزمین من رو عاصی کردن، نمیدونین چه بلا و آفتی هستن که!

کاش یه روز فقط یه روز جای مردها بودین متوجه میشدین مردا چه موجوداتی رو باید تحمل کنن!

۰۲ دی ۹۷ ، ۱۳:۲۹ صحبتِ جانانه
خیره ان شاءالله
من که نگفتم برید مشاور و این حرفا
بحث شما نیست
اصلا منکه شما رو نمیشناسم و نمیشناختم


همه تقریبا همینطور از هم گله دارن
مطمئنم پای حرف زن هم بشینیم از بدگویی ها و بداخلاقی های خانواده شوهرش دردها داره 

پاسخ:
همین دیگه موضوع اینه که همه از هم گله دارن
متاسفانه گله گذاری های زنانه عمدتا از ناحیه توهمات و توقعات نا به جا و خود خواهانه است و برعکس  ناراحتی مردانه از باب سختی تحمل اذیت و آزار زنه!

نمیدونم حکمت آفرینش خدا چی بوده ولی میتونست زن رو کمی معقول و منصف و  فهیم تر هم بیافرینه، چرا نیافریده در عجبم حتما حکمتی داشته!
۰۲ دی ۹۷ ، ۱۲:۴۸ یاس سپید
وااای😄😄😄😄😄
خیلی خندیدماااا
کاش داشتین
میدیدم 9 ماه رو چطوری حمل و تحمل میکردین
بعد اینا ب کنار
زایمانم میکردین
دلمون ی کم خنک میشد
بعد شیرم میدادین
بعد نزدیکای دندون درآوردن بچه  حالتون دیدنی بود😄
اینا ک هیچی نیست
اعصابتونو چطوری میخاستین بکشین؟ ؟  ؟
بعد من ی سوال دارم
اینکه اون دختر عمه و اینا بعد 25سال شمارو یادشون بود، ارتباطش رو با موضوع رحم و اینا متوجه نمیشم
پاسخ:
خب یه وقتایی سختی و مشقت تحمل زن در خانه به حدی مرد رو به جنون میرسونه که راضی به تحمل سختی های مورد اشاره سرکارعالی میکنه، ببینین اون طرف چه سختی ای کشیده طرف همچین آرزویی کرده1!!

نه اون دختر عمه ربطی به موضوع رحم نداشت!
۰۲ دی ۹۷ ، ۱۰:۱۰ صحبتِ جانانه
شو، اگر بنا به بکش بکش باشه مطمئنا زن هم میکشه از شوهر

اونطوری که گفتید نیست، اگر توقعات واقعا صفر بود این نارضایتی ها ایجاد نمیشد


بخدا فایده نداره اینطوری
از یه جایی به بعد باید آدم فکر درستی بکنه

اینطوری بی فایده ست


مقصد و مقصود همه بلوغ های عقلی و جسمی و عاطفی و اجتماعی این هست که به بلوغ باهم بودن برسند زن و مرد
اگر نرسند گویی آب در هاون کوبیده اند و سماق مکیده اند همه عمر



بگذریم

پاسخ:
این قید مطمئنا رو خب نمیدونم از کجا آوردین!!
 هر چند عرض بنده بکش بکش نداشت، من بخش اذیت شدن آقایون رو عرض کردم، مگه جنگه که زنا توهم کردن که اذیت شدن تلافیشو بخوان در بیارن، این زندگی نیست، در ادامه هر کشمکشی عرض نکردم و فقط به خانم ها توصیه کردم یکم کمتر اذیت کنن، همین صرفا جنبه ارشادی داشت!

میدونم فایده نداره، واقعا به نظرت زنی که هر کاری بکنی همیشه خدا طلبکاره، و چشم سفیده و خانواده خودش براش اولیوت دارن و تو اولیت چندمشی و خانوادت که دشمنشن ... خب چطوری میتونی با این زن کنار بیای (یادآور میشم مسائل مطرح شده ضرورتا شخصی نیستااا باز نیاین بگید عیالت بفلانه برو مشاوره!!)

با فایده ش رو شما بگو!

خب آب در هاون کوبیدن رو شدیدا باهاتون موافقم، وقتی نمیخواد بفهمه، نمیخواد قبول کنه و نمیخواد .... واقعا سعی مبتذله!

مجبوریم که بگذریم چون راهی برامون نمونده!


۰۲ دی ۹۷ ، ۰۹:۴۹ صحبتِ جانانه
اون دلیلش اینه که کرومزوم خانوما ایکس ایکسه
آقایون ایکس وای
مقاومت خانوما دربرابر درد و بیماری بیشتره
دیگر اینکه ائن آمار میانگین هست
در جوامع مردان جنگ میرن
سرکارهای سنگین تلفات دارن
معتاد هاشون بیشتره

اینها همه باهم اون پنج شش سال رو تشکیل میده





لطفا یک طرفه به قاضی نرید
دادگاه عدل الهی منتظر همه ی زوج ها هست ان شاءالله اونجا روسیاه نشیم


معمولا آدم ها توقعات خودشون رو غالب میکنن و حق بجانب همسرشون رو نقد میکنن بعد اینطور ناراضی میشن


بهتره منصف باشیم

همسرتون رو جور دیگه ای دریابید، ممکنه واقعا مقصر باشید


امیدوارم زندگی های ما به صفای خدایی نزدیک بشه...
پاسخ:
خب اون دلایل هم میتونه باشه، ما که منکر اون دلایل نشدیم، لیکن عذابی که هر زنی شوهرش رو میده هم قابل کتمان نیست!!

ما کجا و قضاوت کجا!! عرض بنده بیان یک مشاهده ساده بود همین!

ببینین توقع واسه زمان خواستگاری و پرسش و پاسخ های نامزد طورانه است، بعد از تشکیل زندگی مشترک مرده بیچاره کلا توقع خودش رو به صفر متمایل میکنه و فقط در خدمت خانه و خانواده است، لذت حق به جانب بودن مرد اونم در راستای توقعاتش وارد نیست، چون همه ش فروخورده شده!

قطعا انصاف خوبه، قطعا من پر از عیب و نقص تقصیرم

امیدوارم همه زندگی ها صفای خدایی پیدا کنن و زندگی شما هم از همه بیشتر ...
۰۱ دی ۹۷ ، ۱۵:۱۰ صحبتِ جانانه
نه این حرفا راه به جایی نمی برد مارا

واقعا باید دنبال رشد بود
بدون تعارف
اجل هرروز نزدیک تره


حالا البته باید شنید حرفهای خانم محترم رو...
پاسخ:
بله ، درست میفرمائید باید دنبال رشد بود،‌ولی خب هر تحملی هم رشد دهنده نیست آخه !

اجل به صورت میانگین 5 - 6 سال کل جمعیت آقایون رو زودتر از خانم ها میاد میبره و دلیلش هم قطعا آزار و اذیت خانم ها نیست!!!

فکر کردی خانم ها بخوان حرف بزننن چی میگن، حق به جانب، ننه من غریبم و از این قبیل

+ نکته مهم این مسائل خیلیشون شخصی نیستنا مبتلی به خیلی از زندگی هاست. از شوهرای خودتون اگه بشینین پای دردلشون خواهید فهمید!
۰۱ دی ۹۷ ، ۰۱:۳۰ صحبتِ جانانه
اون تحمله رشد در پی داره
تا کی غر زدن
بسازید دیگه
زن ها سخت نیستن
صادقانه مهربان باشن مردا، بقیه ش حله ان شاءالله
پاسخ:
به نظرم اون تحمله بیشتر فرسودگی به همراه داره، هر تحملی ضرورتا منجر به رشد نمیشه
عین تحمل صدای نویز میمونه که بعد از یه مدت عادت میکنی ولی بعد از همون مدت شنواییتو فرسونده!!
داریم میسازیم، عموم آقایون دارن میسازن
میانگین طول عمر آقایون رو میبینی چقدر کمتر از خانم هاست؟؟ دلیلش همین سختی آزارشونه
سلام
چقدر این روزها گذر عمرم رو حس میکنم. خیلی بیشتر از قبل
دیگه مثل قبلا سرحال نیستم و این همش تقصیر همجنس شماست.
چه چیزی از خدا میخوای. کاش واقعا اینطوری بود تا یه خانوم درد و رنج بارداری و بچه رو تحمل نکنه
پاسخ:
واقعا هم جنس من انقدر اذیتتون میکنه؟
خب یه وقتایی هم ممکنه برعکس باشه، بهش بگو اذیتم نکن!!
درد ورنج تحمل زنه خیلی بیشتره هاااا
۲۸ آذر ۹۷ ، ۱۶:۴۴ سوته دلان
سلام
احتمالا یه پست نذاشته بودین؟! :)

پاسخ:
فعلا ثبت موقتش کردم.
عشق روزهای گذشته رو خدایی خوب اومدی.
سراغی نگیری یه موقع.
وبلاگ مردمتاهلم رفتم کامنتم براش گذاشتم اما کامنتای منو که دیدی چه مدلیه ایشونم تایید نمیکنه انگاری.
اون چی کامنتی بود پست آخرش براش گذاشته بودی؟
دست از این اخلاقای زن ستیزی بردار.

پاسخ:
خب اولین بار این مفهوم رو شما گفتی منم این اسم رو رو شما گذاشتم امیدوارم جسارت نشده باشه
 خب مشغله این زن هایی که به مردها میستیزونن فرصتی برای نفس کشیدن نمیذاره ....
وبلاگ مرد متاهل داره مورد هجمه عده ای زنان قرار میگیره باید ازش حمایت کنم نمیشه که !!!

میخوام پس وند فامیلیم و بذارم فلانه فلانیه زن ستیز خخخخخ
یعنی همه رو دق بده.
وبلاگ خودت که وبلاگ این روزانه های یک مرد متاهلم میری نسخه میپیچی
پاسخ:
به به
عشق روزهای گذشته
کم پیدا شدین قربان
من چه دقی دارم بدم شما چرا همه چیو بد میبینین و چرا انقدر سیاه نمایی میکنین
خب مرد متاهل مورد هجمه یه عده غافل افتاده هر چند وقت یه بار یه تلنگری میرم بهش بزنم
ثانیا بگم،
من قبول دارم شما مردی و خب طبیعیه از زنت(نه زن ها!) بنالی :) ولی اینقدر زن ستیزی چرا؟
یک جوری انگار خودت خیلی خوبی. با این دیدگاه زن ستیز و متحجری که شما داری، خدا به داد زنت برسه واقعا. مخصوصا این که فکر میکنی فقط اونه که تو رو اذیت میکنه :))

شما رفتی سنتی ازدواج کردی و شخصیت زنت رو نمیشناختی قبل ازدواج چون اصولا نمیشه شناخت اینطوری. بعد الان انگار دو قورت و نیمت هم باقیه و جوری حرف میزنی انگار تو خوبی و همه بدن! مخصوصا زنِ بیچاره ت.. 
تا حالا به این فکر کردی که چقدر تحقیرش میکنی؟ و چقدر این کار گناه داره؟
 و اینکه مرد ها از زن ها بهتر نیستند و همه ی آدم ها مثل همن و ارزششون رو شخصیتشون مشخص میکنه نه جنسیتشون؟
پاسخ:
لحن این کامنت با کامنت قبلی چقدر فرق داشت!!
من یه مساله کلی عرض کردم، از زن ها ننالیدم، قطعا زن های دیگه تو زندگی من اثری ندارن که من بخوام بنالم، مردهای دیگه رو هم ببینی همین وضعیت رو دارن...
دقت کردی خیلی مردها تا آخرای شب کار میکنن که خونه نباشن، یا کارتشون رو دادن به زناشون که خرج کنن و کاری با کارشون نداشته باشن، دقت کردی چرا خیلی مردها رابطه های عاشقانه و غیر عاشقانه پنهان دارن، خیلی مردها کاری با کار زناشون ندارن و زناشون تا بتونن میتازونن و .... اینا فقط زن من نیست، این مساله مبتی به عده کثیری از زنان این جامعه است.
واقعا مرد میخواد از دست زن ش فرار کنه، از خونه فرار کنه ...از بس که مورد اذیت و آزار روحی و روانی زنش قرار گرفته، این پدیده زن ذلیلی خیلی موضوع مهمیه، روح و روان و جان طرف خسته شده مجبووورهه تن به هر خواسته زنش بده که اعصاب و روانش در امان بمونه ...
بازم باید شاهد مثال بیارم یا کافیه برای اینکه موضوع اصلا شخصی نیست!!؟؟

انضافا من کجا گفتم کدوم جنس ارزشمنده کدوم جنس بی ارزش؟؟!؟! که متهمم میکنین به این چیزا خدارو شکر زن ستیز بودم متحجر هم شدم، البته با دو قورت و نیمه باقی!!
:)
هر چی میخونم هی میگم اینم بپرسم!!
واقعا اگه سنتی ازدواج نمیکردم (هر چند من جایی نگفتم و شما خودت تشخیص دادی) و مدرن ازدواج میکردم میتونستم شخصیت زن رو بشناسم و به نظرت چند درصد اونایی که مدرن ازدواج کردن و شخصیت زناشون رو شناختن الان از زنشون دلشون خون نیست!!؟؟
یه سوال دیگه چرا بهم حق میدی و طبیعی میدونی که از زنم بنالم!!؟؟ مگه هر کسی ازدواج کنه طبیعیه از زنش بناله!؟!؟
خب ایده آلش اینه که "فقط" به خاطر بچه دار شدن ازدواج نکنن آدما.

و شما به شدت زن ستیزید، و خودتون هم قبول دارین فکر کنم :)) بابا بزرگی و غرور و غیرت مرد چیه آخه؟ مرد اصلا چیه؟ همه آدما مثل همن. اگه شما مردی و غرور داری، زن ها هم همینن ولی شما اینقدر خودتو بزرگ میدونی که نمیتونی اینو بپذیزی. ولی امیدوارم یه روزی، شاید وقتی خیلی پیر شدی، یا یه روزی اگه خدا بهت دختر داد و دخترت بزرگ شد و دیدی چطوریه، درست بشه این طرز تفکر جنسیت زده ت.

:)
پاسخ:
از بس گفتن زن ستیزم که خودمم باورم شده :)))
ببین وقتی من میگم نباید بزرگی و غرور و غیرت خدشه دار بشه این کجاش معنیش اینه که زن ها هم بزرگی ندارن!!
عزیز من منظور من اینه که وقتی بزرگی و غرور و ... که از خصلت های ذاتی و شخصیتیه یه مرده خدشه دار بشه اساسا دیگه از اون مرد توقعی نباید داشت که مرد اون زندگی باشه.
حالا خدا به من دختر بده یا نده نمیدونم چه ارتباطی به این پیدا میکنه که زنی مردش لو زیر پاش له کنه و ککش هم نباید بگزه!!!
اینو یادم رفت بگم، خب قطعا "فقط" به خاطر بچه دار شدن نیست، چیزای دیگه ای هم هست ... ولی بچه یکی از اولیوت های اصلی و مهم تو ازدواجه.
اره دیگه همه خوبی ها که مال شما مرداست اینم به شما میداد  دیگه خیلی خوشبحالتون بود. 
الحمدالله . خدایا تو چقدر خوبی. 
پاسخ:
اولا سلام و خیلی خوش آمدین 
دوما واقعا مردها رو زن ها اذیت میکنن، خیلی هم اذیت میکننا
خداییش هیییچ شوهری از دست زنش راضی نیست، البته بگم ندیدم مردی و که از دست زنش خونش بجوش نیومده باشه
حتما حکمتی داشته که خدا شما زنا رو برای ما بیافرینه
بالاخره طول عمر زیاد واسه مردا شاید لازم نبوده، و خدا واسه کشتن مردا وسیله ای آفریده
خخخخخخ

خب چرا؟؟؟؟
زندگی زناشویی همیشه باب میل آدم نیست
پاسخ:
چه عرض کنم
اره خب تقریبا همیشه باب میل نیست
۲۷ آذر ۹۷ ، ۱۷:۳۵ سوته دلان
نه دیگه با این حساب که شما برا دوره مصدق‌این، بنده نتیجه شما محسوب میشم! :)

+ یعنی فقط خانوما سوهان روحن؟!
++ چشم

پاسخ:
همون دیدین درست حدس زدم :)))

+ نه لزوما" ولی عموما" اینطوره

++ خوش به حال همسرتون واقعا اینو میگم، خدا نعمت بزرگی بهشون هدیه داده، هر چند باید از خودشونم بپرسیم ببینینم در مقام همسری هم اینطور خوب و فهیمانه برخورد میکنین ان شالله
شما هم لابد زن گرفتید که بچه دار بشید دیگه!!
پاسخ:
خب بله دیگه!!
مگه دیگران زن میگیرن که بچه دار نشن!؟!؟
:)
۲۷ آذر ۹۷ ، ۱۵:۵۶ سوته دلان
مگه شما چند سالتونه و مگه میدونین من چند سالمه؟! :)

+ بستگی داره به اینکه آدم با چه دیدی ازدواج کرده باشه!
هیچ دو نفری ۱۰۰ درصد از هم رضایت ندارن چه زن چه مرد و فقط باید با هم کنار بیان!
و گاهی اوقات زن باید سنگ زیرین آسیاب باشه و گاهی اوقات هم مرد...

لطفاً انقدر زن ستیز نباشین...! :)

پاسخ:
انقدی سن دارم که به شهریور سی و دو مصدق بشه ربطم داد :)))
شما هم قطعا جای دخترم میمونید خخخخ

+ به دید خیلی ربط نداره، شما با هر دیدی ازدواج کنی، کاره سوهان سوهان کشیدنه، کار پر هم نوازش ...
اصلا موضع رضایت هم نیست، من دیگه از رضایت گذشتم، و به حداقل ها قانعم ولی به چه قیمتی ؟؟ روح و روان و اعصاب و غرور و شخصیت و اعتبار وقتی مخدوش بشه، حالا این روح و ... مخدوش مگه میتونه سنگ زیر آسیاب باشه...

++ انصافا انقدر شوهراتون رو اذیت نکنینع بهشون به غرورشون به بزرگیشون ، به شخصیتشون احترام نمیذارید اقلا لگد مالش نکنین
۲۷ آذر ۹۷ ، ۱۵:۳۶ سوته دلان
سلام

از یه سنی به بعد قشنگ آدم سراشیبی عمر رو اونم با سرعت نور! حس می‌کنه...
خیلی زودتر از اون چیزی که فکرش رو می‌کنیم!
دقیقاً این اتفاق هم وقتی بیشتر ملموس میشه که بستگان و دوستان فوت می‌کنن!

+ مطمئنم اگر خدا این خواسته شما رو انجام میداد، از دعاتون پشیمون می‌شدین!
خدا قبل سختی، تحملش رو داده وگرنه باید تا الان پودر می‌شدیم! :|

پاسخ:
سلام
جالبه شما که هنوز به این سن های ما نرسیدین این چیزا رو از کجا میدونین ... هر چند شنیدن کی بود مانند دیدن!

یه وقتایی میبینم این جوونا وقت خودشون رو تلف میکنن، میگم خدایا شور و حال جوونی میطلبه خیلی کارا بکنن ولی انقدددددددددددددددددر زووووود میگذره این ایام که عین رعد و برقی میمونه این همه سال عمر ...

+ میدونم سختی هایی داره ولی واقعا" زن جماعت عذاب روح و روان آدمن، یکی از استدلال هایی که برای عدم تجویز زن دوم دارم همیشه این بوده که مگه اولی دهنت رو آسفالت نکرده که رفتی سراغ دومی!!!! واقعا" خدا تحمل و صبر کنار زن بودن رو به همه ما بده.

۲۷ آذر ۹۷ ، ۱۴:۳۴ نـــای دل
عمر داره میگذره گرچه با سختی های فراوان..

پاسخ:
یه وقتایی واقعا آدم خسته میشه
تنها امیدم اینه که چند روز دیگه یه مدت دیگه خوب میشه ها ولی واقعا سختی ها، خیلی سختن ... لامصب صیغلم نمیدن بیشتر خش میندازن!
۲۷ آذر ۹۷ ، ۱۳:۳۶ امید شمس آذر
بعضی از خلق مانن حلزون اینطور اند. ابلیس رو هم گفته ند که اینطوریه. حدیث داریم از امام صادق(ع) که بعد از ما نسل جدیدی از انسانها بر روی زمین خواهند اومد که اینطوری باشند.
پاسخ:
به ما که نرسید
به تناسخم اعتقادی نداریم که تو جلد بعدیمون اینطوری بشیم یا نه
فعلا و دنیای الانمون اینطور نیست شایدم نباید اینطور باشه
بالاخره تحمل کردن زن هم کفاره همون کاریه که حوا و آدم سر ما آوردن ... شاید برای خودسازی و پاکی لازمه!!
۲۷ آذر ۹۷ ، ۱۳:۳۳ امید شمس آذر
من هم طبیعی عرض کردم. خلقت انسانی کجا قابل مقایسه با خلقت خدایی ست.
پاسخ:
خب از باب خلقت خدایی عرض کردم، کاش خدا این خلق رو اینطوری بنا نهاده بود
۲۷ آذر ۹۷ ، ۱۱:۳۹ امید شمس آذر
در آینده این اتّفاق خواهد افتاد.
پاسخ:
من طبیعیش منظورم بود، مصنوعیش و که به چه دردم میخوره!!
سلام.من خیلی وقته وبلاگتون رو دنبال میکنم اما تا به حال کامنت نزاشتم 
وبلاگ خوبی دارین .
فکر میکردم فقط فک و فامیل ما هستن که خیلی هامون همدیگه رو نمیشناسیم 
یا چند سال ی بار همو میبینیم. 
پس هستن مواردی مثل خاندان ما،امیدوار شدم😉😉
پاسخ:
سلام
خیلی بزرگوارید
نه خب متاسفانه همین الان خیلی از نزدیکان رو نهایتا عید به عید یا مراسم به مراسم میبینیم و رفت و امد ها دیگه عین قدیم به شب نشینی و این حرفا ختم نمیشه ...
دوره بدی شده

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">