یک مرد مینویسد!

یک مرد مینویسد!
آخرین نظرات
  • ۱۹ آذر ۹۷، ۱۶:۰۲ - صبا صبوحی
    :)

سلام

وقتی خدا بهت اولاد میده، اونم یه پسر، دنیات عوض میشه، همش یه کاری میکنی بخنده تا دلت غش بره واسش، آروغ که میزنه قربون صدقه ش میری، باد  که در میکنه نوازشش میکنی، حتی وقتی دفع داره خوشحالی و بازم قربون صدقه ش میری... شستنش نه تنها چندش آور نیست که لذت بخش هم هست، بوش نه تنها بد و تهوع آور نیست بلکم خوشحالت میکنه که روده هاش دارن کار میکنن...

دنیای پسر داشتن برای یه مرد اصلا قابل قیاس برای هیچ کسی نیست، اصلا پسر ستونه، دل گرمیه، پشتوانه است، خیالت راحته اگه یه روز بمیری پسرت هست که مرد خونه ت بشه، کسی جرأت نکنه به خانوادت چپ نگاه کنه، شیرینیه یه لبخندش به اندازه تمام دنیا میارزه و با هیچ چیزی نمیشه عوضش کنی، همه خانواده رو حول خودش جمع میکنه و کاری جز نگهداری از آقازاده نداریم، ولیعهد چنان دلبری کرده، الان کسی به پادشاهی که من باشم محل نمیده و فقط حضرت آقان که محل همه توجه هان ... دلبری میکنه ها ... من بفداش بشششم.

همه لذت های پسر داشتن، تأکید میکنم همه این بی نظیر ترین لذت های پسر داشتن، یه طرف؛ حسرت اینکه پدرت نیست که پسرت رو ببینه، یه طرفه دیگه!

+ برای همه رفتگان دعا کنیم، برای موندگان بیشتر !

بعدا نوشت:

تا این سن که از خدا عمر گرفتم هیییییییییییچکس و ندیدم، که هیییییچ گرفتاری و مشکلی نداشته باشه، هر کسی اندازه ظرف وجودش گرفتاره و راضی نیست از اونی که داره، هر کسی حسرت هایی داره که با خودش همراهه ...

۲۰ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۰۱ آبان ۹۷ ، ۱۰:۰۶
یک مرد!

سلام

این پست هم به درد متأهل ها میخوره و اساسا" برای مجردها، فایده ای نداره، پس لطفا" اگر مجردین نخونین، ممکنه الفاظ و اعمالی توضیح داده بشه که به دردتون نخوره و وقاحت تعبیر بشه. البته توصیه میشه خانم ها هم نخونن، به دو دلیل یکی اینکه به دردشون نمیخوره، دوم اینکه چهره ای آرمانی از مرد ترسیم کرده که کمتر سراغ داریم و اینطوری بیشتر حسرت ممکنه بخورید، از ما گفتن بعدا نیاین بگید نگفتی :))


۱۶ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۲۴ مهر ۹۷ ، ۱۱:۳۹
یک مرد!

این پست کاملا متاهلانه است، و اول رمز دارش کردم ولی بعدا پشیمون شدم، این مطلب به درد مجردها نمیخوره لطفا اگه مجردید نخونین ان شالله متاهل شدید خودم هر چی دلتون خواست براتون مطلب مینویسم!خخخخ


۲۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۲۱ مهر ۹۷ ، ۱۱:۵۲
یک مرد!
سلام
احتمال خیلی هاتون این کلیپ رو دیدین، تو رو خدا یه بار دیگه ببینین!

 هجوم من و تو به بازار ارز و افتادن تو بازی دولت و دلال ها یعنی بار غصه این پدر رو زیاد کردن و شاید زنده نموندن بچه ش!

هجوم من و تو به بازار و خرید کالای غیر ضرور و بالتبع گرونی اون، یعنی شکستن کمر و خجل شدن روی پدر کارگر و کارمندی که نداره یک کیلو میوه بخره و بچه ش با حسرت از جلوی میوه فروشی رد میشه، بچه ش جلوی همکلاسی هاش که لوازم التحریر نو دارن خجالت زده میشه

 شیر گرون شده، گوشت گرونه بقیه چیزا هم گرون شده، به خدا با حقوق یک میلیون سیصد نمیشه هر روز شیر خورد! به خدا نمیشه حتی ماهی یک بار گوشت خورد، به خدا درصد عمده ای از این مردم زیر دو میلیون تومن حقوقشونه، چی کار کنن، برن بمیرن؟!؟!؟ وزیر پورشه سواری که تو دوران وزارتش هم جراحی میکنه و شغل و درآمدشو داره معلومه نمیفهمه شصت هزار تومن نداشتن یعنی چی؟؟ وزیر لواسون نشین معلومه نمیفهمه مسکن مهر مزخرف نیست و تنها امید یه خانواده است...

اون کاسبی که ارزون خریده و گرون فروخته، به بهانه اینکه اگه ارزون بفروشه باید گرون بخره و چوبله سود کرده، الان جنسا ارزون بشه هم جنساشو به قیمت روز میفروشه؟؟/ هر چند از ارزونی خبری نخواهد بود

مردم خودتون رای دادین به این جریان و به این طرز فکر و این آدم ها، باید بکشینااا خودتون کردید، خودتون تو صف وایمیسید، خودتون قفسه ها رو خالی میکنین، مقصر اصلی خودتونید، خودتون خفه خون گرفتین، فردای قیامت همه تون باید جواب بدین! سیستم قضایی اینجا کشکه، سیستم عدل الهی مو رو از ماست میکشه بیرون، هفت نسل این ور و اون ور کارتون اثر داشته باشه به صلابه تون میکشه!

 دیروز دولت و دلال ها با تدبیری که به خرج دادن، نذاشتن سیر نزولی دلار ادامه پیدا کنه، خدا از هیچ کدومشون نگذره، خدا این دنیا و اون دنیا ذلیلشون کنه!

وارد کننده های بی وجدان هم که دارن تو این وانفسا سواستفاده میکنن، از شرکت های دارویی گرفته تا لوازم خونگی و پوشک! یعنی نمیدونم چی بگم، حروم لقمه ها دارو های ضروری مردم رو انبار کردن که پیدا نشه گرون تر بفروشن، لوازم خونگی انبار کردن که گرون تر بفروشن، پوشک انبار کردن که گرونتر بفروشن... اینم از تاجران و بازرگانان این مملکت! (قرص های پارکینسون و حتی وارفارین تو بازار نیست، من داروهای شیمی درمانی و بقه بیماری های سخت رو خبر ندارم ولی قاعدتا اونها هم باید تو بازار نزد بازاریان انبار شده باشه!)
 
+ به خدا نمیخوام فحش بدم، ولی دارم خفه میشم از این هممممممممممممممممممممه  بی شرفی و حماقت!

۴ نظر موافقین ۵ مخالفین ۰ ۱۲ مهر ۹۷ ، ۱۰:۰۵
یک مرد!

دیروز سردم بود، چاییده بودم انگار، این باد کولر از سقف میخورد به سرم واسه همین یه جانماز نازک داشتم اون و انداختم رو سرم، یعنی دهنم آسفالت شد هی سر میخورد میافتاد اصلا سر جاش واینمیساد...

جالب بود، تو عمرم به این فکر نکرده بودم چطوری این زنای بیچاره شال رو سرشون میمونه کلافه نمیشن ... یعنی داشتم خفه میشدم

حالا فکر کن چادر سر میخوره باید حتما هی تنظیمش کنی ، دیدم این زنا هی با خودشون و حجابشون ور میرن ودرست میکننا ولی دیگه باورم نمیشد انقد سخت باشه

البته مقنعه اینا راحته یا از این روسریا که سوزن و گیره داره ... شال خیلی سخته که همزمان باید جلوی پاشونم بندازن که مردا فاق شلوارشو و سینه شون رو دید نزنن ...

انصافا استثنأ این یه قسم رو به زنای بیچاره حق میدم سختشون باشه

خدا بهشون اجر بده!
+ البته امروز جورشو پیدا کردم رو سرم انداختم بعد کنارهه هاشو از پشت سرم انداختم وایساده تکونم نمیخوره، از همکارام هر کی هم میاد تو اتاق یه یالله میگه و کلی سر به سرم میذاره! پس خیلبی هم سخت نیستا، روز اولی سخت بود، الان دیگه حتی خفه هم نمیشم.

++ خدا وکیل هیشکی خواهر و مادر آدم نمیشه، خدا حفظشون کنه، از دیشب دارن بهم میرسن و از ته قلب نگرانمن.
به خدا هیشکی مادر نمیشه هیشکی خواهر نمیشه،...(میخواستم یه چیزی در ادامه بگم، نمیگم چون حوصله داد و بیداد شنیدن ندارم، خودتون قطعا حدس میزنین چی میخواستم بگم)
۷ نظر موافقین ۵ مخالفین ۳ ۱۱ مهر ۹۷ ، ۱۱:۰۸
یک مرد!

دیروز یکی از آشناها بهم زنگ زد گفت حساب بانک ملت داری؟؟

گفتم دارم...

گفت دلارامو فروختم دلاله ملت داره میریزم به حسابت.

گفتم باشه، بریز منم میرم بانک ساتنا میکنم برات، شمارتو بده

گفت اون و باشه ولش کن، یه موضوعی پیش اومده

گفتم چی؟

گفت: چهار تا بسته دلار بود از هر کدومش چند تا برگ نیست حدودا 3000 دلارم نیست

بعد از یکم ناله و عز و فض کردن گفتم خب به کی شک داری

گفت: شوهرم!

گفتم چطور...

گفت به خاطر این نشونه و اون نشونه و چرا من گفتم یه جوری نشد و از این حرفا ...

گفتم بابا این حرفا چیه آخه چرا؟؟!!

گفت آخه فکر میکنه با پول اون خریدم نمیدونه پول خودمه و خواهرم ...

رفتم پولشو براش ساتنا کردم، تقریبا 500 میلیون بود، تو راه همش داشتم به این فکرمیکردم این طمع دلار خریدن چطوری زندگی ها رو میتونه نابود کنه.

خرید چیزی که ضرورتی نداره، باعث افزایش قیمت اون چیز میشه، خرید دلار باعث افزایش قیمتش و افزایش قیمت دلار یعنی افزایش قیمت همه چی حتی روشول!! وقتی یه زنه خونه دار 500 میلیون داراییشو میره دلار میخره و با این استدلال که ارزش پولش پایین نیاد یعنی ارزش پول با شتاب بیشتری پایین میاد،‌

این که عوارض عمومیشه،‌ از مشکلات خصوصیش، اینه که هر روز استرش داره که نکنه بدزدنش، بعنی اگرم اتفاقی بیافته به اعضای داخل خونه ش شک کنه که اونا دزدن و این اثرات و ثمرات پول دوستی و فرهنگ سود تو جامعه است.

خیلی ناراحتم از این اوضاع مردم، نمیگم خاک برسرشون چون تف سر بالاست، ولی نمیدونم چی باید گفت به خودمون به جامعه مون به مسئولین منتخبمون و ...

+ یادمون باشه نرخ دلار 3800 بوده با احتساب تورم بانک مرکزی که 13 درصد بوده، این رقم حداکثر چیزی که باید باشه 4300 تومن، هر چقدر بیشتر از این نرخیه که از خدا بی خبر هایی که مدیریت ارزی دستشونه، بالا نگه داشتن؛ دلار هشت تومنی و دو برابر شدن یک شبه دلار همون چیزی بود که سید احمد چند روز قبل از فوتش بهش اعتراض کرد و ... به هر حال این درد خیانت خائنین به این مملکت تمومی نداره، خدا ذلیل و خوارشون کنه!

خوشحال نباشید دلار شده 13000 تومن یا حتی 8000 تومن، این عین کلاه برداریه از این مردم و البته تحمیقشون!

۱۳ نظر موافقین ۱۰ مخالفین ۳ ۱۰ مهر ۹۷ ، ۰۸:۵۳
یک مرد!

سلام

یه پست نوشته بودم توش خاک بر سر فلان بود، کلی بد وبیراه و انتقاد کردن چرا توهین میکنی و مودبانه تر هم میشه گفت و ازین حرفا، واقعا نمیتونم فحش دیگه ای بذارم، چون نمیدونم چی سزاورتره برای این مردم!!

خاک بر سرتون کنن، که عین قحطی زده ها هجوم بردین همش دارین از فروشگاه ها جنس میخرین

خاک برسرتون کنن که افتادین دنبال خرید و کنز دلار و سکه و طلای آب شده

خاک بر سرتون که جنس خریدین با نرخ قبلی داری میفروشی با سه برابر قیمت

خاک بر سرتون کنن که به کسی رای دادین که چهار سال هیچ گهی نخورده بود، دوباره چهار سال دیگه انتخابش کردین بایدم جورشو بکشین

خاک بر سر کسایی که به کسی که خدمت کرده بود فحش و بد بیراه دادین و مسخره ش کردین

خاک بر سرتون کنن که انقدر بی شرف و بی صفتین

خاک بر سرتون کنن که به خودتون هم رحم نمیکنین

حاک بر سرتون کنن که انقدر بی شعورید نمیدونین با انبار کردن فقط کمک میکنین گرون تر بشه

+این رسانه های طرفدار و ببینین پدرسوخته های جیره خور، راجع به هر ننه قمری مطلب دارن ولی راجع به وضعیت معیشتی مردم کمترین چیزی هم نمیگن، زمان دولت قبلی بی شرف های خائن خشتک جر میدادن برای دوهزار تومن افزایش قیمت الان چشم کور شده به خواب زده شون افزایش 15 هزار تومنی رو نمیبینه ولی تا دلت بخواد اراجیف به خورد خلق میده!

خاک بر سرتون که گوجه رو میفروشید پول خون پدره پدر سگتون

خاک بر سرتون کنن که ترسیدید وا دادید انگار چی شده

خاک بر سر اون دلال و واسطه حروم لقمه ای که جز سود لحظه ای به هیچی فکر نمیکنه و فقط و فقط دنبال اضافه کردن و جند برابر فروختن جنساشه

خاااااااااااااک بر سرتون

خاک بر سرا، نخرید انبار نکنین، جنسی که لازم ندارید نخرید خاک تو سره احمقتون بکنن

خاک تو سر هر چی دولتی و مجلسی که یه ذره شرف ندارن

خاک بر سر مسئولی که مردم بدبخت فلک زده رو مسخره میکنه و اصلا نمیفهمه 60 هزار تومن نداشتن یعنی چی

خاک بر سر مردمی که به اینا رای دادن

خاک بر سرتون کنن

خاااااااااااااااااااااااااک دو عالم بر سرتون بی لیاقت های بی همه چیز

حالا کسی جرات داره بیاد به من بگه مودبانه تر انتقاد کنم!!!

خاک بر سرتون که از اسلام فقط سیاه پوشی و دسته راه انداختن بلدین، مرتیکه دلاله زالو صفت کلی جنس احتکار کرده سیاه میپوشه هیات راه میندازه

از اسلام هیچی سرمون نمیشه

ربا جنگ با خداست عین خیالمون نیست عین چی ربا میخوریم و میدیم

وای خدا دارم خفه میشم از این مردمه بی لیاقته پست

البته حقتونه داشتین هار میشدین، چپ و راست سفر ترکیه کربلا پاتایا ... هر کس به فراخور مدلی که میخواد مدعی ش باشه .... همه مدل ماشین و ماشین ظرفشویی و گوشی مد روز و کوفت و دردی که اصلا و ابدا لازم نبود بخرن تا مد روز گشتن هزار قلم لوازم خریدن که دوزار به درد نمیخوره

هار شده بودین حقتونه بی لیاقت ها ....

+ جالبه حتی یه دونه از سایت های خبری خودفروخته پدرسوخته نون به نرخ روز خورشون هم از این وضعیت اعتراضی نداره و یه مطلب نمیزنه و تا دلتون بخواد مطالب اراجیف تو سایتای خبری هست؛ اون وقت زمان دولت قبلی برای کوچیکترین چیز خشتک جر میدادن!

++ اون دولت با هزارتا تحریم و محدودیت دو هزار تومن گذاشت رو دلار میگن خونه ساخت کلی چیز ساخت این مفت خورهای فشله بی خاصیت چه کردن تو این 6 سال که 14 هزار تومن کشیده شده رو دلاری که هیییچ تحریمی نکردن و همه چی بر اساس برجام دادیم رفته!!

+++ هر چند بازم میگم لیاقت این مردمه همین دولته لیاقتشون کسی نیست که براشون کار کنه ... بکشید که حقتونه!


۲۴ نظر موافقین ۶ مخالفین ۵ ۰۴ مهر ۹۷ ، ۱۴:۱۸
یک مرد!

سلام

مدتیه در خصوص یه موضوع خیلی مهم میخوام صحبت کنم, یه منظر از عرائضم به درد مجردها میخوره و از منظر دیگه متاهل ها کمی روش دقیق بشن؛ موضوع تمایلات جنسی با همسر موضوع بسیار مهم و حساسیه که باید خیلی مراقبش باشیم و چیزهای زیادی ازش بدونیم؛ ولی خیلی هم نباید نسبت بهش حساس باشیم و با حساسیت زیادی خرابش کنیم, یه جورایی یه لبه تیز دو طرفه است که افراط و تفریط, ندونستن و و حتی زیادی دونستن هر دو براش مخربه.

این مواردی که عرض میکنم وحی منزل نیست و ممکنه برای هر کسی به تناسب شدت و ضعف داشته باشه و یا اساسا برای کسی اصلا اونطور نباشه, مساله رابطه جنسی ی اصولی داره که به شدت با شخصیت, مزاج و خلق و خوی رفتاری و تجربه های عاطفی و جنسی افراد متناسبه که میتونه الا ماشالله راه و روش و تکنیک رو برای خودش تعریف کنه پس لزوما اون چیزی که گفته میشه قطعی و کیمیا نیست, حاصل مطالعات موردی و تجربیات مراجعه کنندگانی هست که مشکلاتی در این خصوص داشتن؛ این همه مقدمه چیدم که دقتتون رو بالا ببرید و برداشت سطحی و یک سویه نکنین:

بزرگترین اشتباه و خطایی که هر کسی تو ازدواجش میتونه انجام بده, اینه که ازدواج کنه تا تمایلات جنسیش ارضا بشه, این موضوع بسیار خطرناک و مخرب و بدون آینده است, خیلی دلیلش هم واضحه تب تمایلات جنسی تو چند ماه و نهایتا یک سال یک سال نیمه میخوابه و تویی که به خاطر مسائل جنسی ازدواج کردی میمونی و حوضه ت!

رابطه جنسی زن و مرد, به عدد زن و مردی که باهم ازدواج کردن میتونه متفاوت و متنوع باشه, من نوع رابطه منظورم نیست, کیفیتش مد نظرم, یعنی نوع رفتارها و روش ها اصلا مد نظرم نیست, و کیفیت نوع رابطه مد نظرمه که باید به شدت روش دقت بشه, چند کیفیت در ادامه بهش میپردازم که قابل توجه و تإمله:

  • فرض کنیم, پسری یا دختری تمایلات جنسیشون یا جاذبه های جنسی طرف مقابل نقش خیلی مهمی در انتخابشون داشته, ببینین جاذبه جنسی به اندام تناسلی محدود نیستا, ممکنه شما از لپ یه دختر خوشتون بیاد, یا از صورت عضلانی یه پسر یا شونه های مردونه ش خوشتون بیاد, این خودش به نوعی جاذبه جنسی محسوب میشه هر چند شما تو ذهن خودتون از این خوش اومدن تعبیر دیگه ای خواهید داشت. حالا این پسر یا دختر با لذت از داشتن این جاذبه برای خودش تصویر سازی میکنه (مطالعه این مطلب رو در این رابطه از دست ندید) و حاصل این تصویر سازی وخیال پردازی ذهنی پذیرش ازدواجیه که شاید تناسبی نداشته باشه و شایدم داشته باشه, معلوم نیست؛ علی ای حال شما به واسطه اون جاذبه است که از بقیه چیزاش خوشتون میاد یا دوست ندارید چیزایی که خوشایندتون نیست رو بولد و پررنگ کنین, اون موقع است که بعد از چند ماه تازه میفهمید که ای دل غافل چرا موقع نامزدی به این چیزاش اصلا فکر نکردم ... حواسم کجا بود!؟؟! خودتون جوابشو میدونین ولی به روی مبارک نمیارید!!
  • حالا فرض کنیم دختر پسری فارغ از تمایلات و جاذبه های جنسی شون دست به انتخاب میزنن, اصلا معلوم نیست اون زندگی حتما آینده خوبی داشته باشه ها, اینو گفتم بدونین زیادی دقت کردن هم یه جاهایی برای آدم اعتماد به نفس یا وسواسی خاصی میاره که یا سخت پسندمون میکنه یا اساسا عقل رو ازمون میگیره که نمیذاره تصمیم درستی بگیریم ؛ اینو گفتم که بگم خیلی از آدم ها تو قسم اولی هستن و اساسا از یه چیزیه طرف چه جنسی چه خلق و خویی و حسی خوششون میاد که میرن جلو و بقیه اختلافات رو نادیده میگیرن لذا عموما اغلب آدم ها از جنس اولن ولی من تو این یادداشت صرفا به بخشی از آدمهایی که فقط به خاطر تمایلات جنسی از نوع خاص جنسی ش نه از نوع عامش میخوام بپردازم یعنی یه بخشی مشخصی از فرض اول.
این اصل رو بالاتفاق همه قبول دارن که تب جاذبه های جنسی همون ماه های اول فروکش میکنه, و بعد از چند ماه و برخی البته تا یک سال و نیم هم طول میکشه به یه عادت مشخص با زمان بندی مشخص تبدیل میشه (بازم توضیح میدم اینی که عرض میکنم ضرورتا مطلق نیست, صرفا عمومیت داره و ممکنه برخی اصلا اینطوری نشن یا نباشن)
مشکل دقیقا بعد از فروکش کردن تب جاذبه جنسی شروع میشه,این موضوع عمدتا در آقایون شایع تره, یه جمله میخوام بگم یکم بی ادبیه ولی موضوع مهمیه, طرف اونجاش بلند شده, واسه اینکه بخوابوندش زن گرفته و این خیلی خطر ناکه, اتفاقا این خطرش برای دختر خانوم به مراتب بیشتر از آقا پسره, زن ها اساسا از رابطه جنسی غیر از لذت جنسی نیازهای عاطفی وروانیشون رو هم طلب میکنن حتی بعضا نیازهای مادیشون و گلگی هاشون رو اونجا بیان میکنن ولی آقایون در رابطه جنسی فقط به رابطه جنسی فکر میکنن و دیگر هیچ, حالا تصور کن پسری که ازواج کرده و بعد از یه مدت به این نتیجه رسیده که اون همه هزینه و این همه تحمل یه زن برای خابوندن اونجاش نمیارزیده یواش یواش سرد میشه و کمی عقب میکشه البته این دو طرفم داره, چون زنه خوب متوجه میشه که شوهرش برای خابوندن اونجاش بوده که زن گرفته و به شدت این موضوع زن رو دلسرد و بی تمایل میکنه و اگر هم رابطه ای برقرار کنه کاملا بی میله و این بی میله اثر کاهنده ای داره و تقریبا هیچ لذتی بین طرفین رد و بدل نمیشه الا لذت احتمالی مایع جنسی (اینو بدونین رابطه جنسی فرای خروج مایع جنسی از بدن مرد یا زنه, رابطه جنسی مجموعه لذت های منتشر شده از لحظه شروع نگاه شهوت انگیز زن و شوهر به هم تا رفتن زیر دوش و غسل و بعدش در آغوش هم خوابیدنه) پس با فرض عرض شده رابطه جنسی طرفین خلاصه میشه در خروج مایع جنسی و صرفا یه دخول بدون حس و حال و این نتیجه ای نداره جز زده شدن و دوری زن و شوهر از هم ....
این همون چیزیه که تو کلاس های روانشاسی زناشویی میگن مهمترین بخش رابطه زناشویی رابطه جنسیشونه و در اشتباه محضی همه رابطه رو تو دخول خلاصه میکنن!!
یکم این موضوع بسیطه و مستلزم دونستن داده ها و اطلاعاتیه که اگه خوب نشناسیم و ندونیم ممکنه دچار اشتباه بشیم. پس دقت کنین فقط برای رابطه جنسی ازدواج نکنین که مطمئنا اون خواست شما به زودی زود سیر میشه و دیگه لذتی از داشتنش نخواهید برد.

* موضوع بسیار مهمی که تو ازدواج وجود داره, داشتن علاقه و اهمیت دادن به طرفین بدون توقعه؛ یعنی لحظه ای که حس کردین علاقه ای از همسرتون تو دل شما ایجاد شد تمام توقعاتتون رو خاموش کنین و فقط و فقط لذت محبت و علاقه همسرتون رو در دلتون تقویت کنین تا بتونین یه رابطه گرم و صمیمانه رو با هم تجربه کنین... موضوع رابطه جنسی رو جدی بگیرین

** ممکنه تو مواردی شما ماه ها با همسرتون رابطه ای نداشته باشین, و این سردی رابطه همه آرزوهاتون رو به هوا میبره

*** زنایی که به خاطر اینکه مرداشون فیلشون یاد هندستون نکنه به زور و بدون میل و یا الکی و تظاهری تن به رابطه جنسی میدن, در اشتباه محضن به دو دلیل, مردی که قرار باشه به خاطر رابطه جنسی  یا زنه دیگه رابطه برقرار کنه شما شبی چهار بارم باهاش رابطه داشته باشید خسته میشه و بالاخره برای رفع تنوع ش صبح میره سراغ زنی که ازونم تحریک میشه, ولی مردی که اهل بیرون رفتن و خارج از خانواده رابطه بر قرار کردن نیست (غالب مردهای جامعه ما همین طورین و مورد اول استثناست و بیشتر تو فیلماست) شما هرچقدر بی میل رابطه داشته باشین اون حس میکنه و با الکی تظاهر کردن هم نمیتونین گولش بزنین هرچند اون هم به روی خودش نیاره ولی مطمئن باشید نمیچسبه بهش؛ تو این مورد بهتره دلتون رو صاف کنین و سعی کنین خودتون از شوهرتون لذت ببرید تا ایشون هم ببره و الا به مرور سردی بینتون پیش میاد و این سردی منجر میشه به بی علاقگی و دوری از هم.

**** آقا پسرا اولین نگاهتون به دختر مردم برجستگی ها وفرورفتگی های دختر مردم نباشه, همه دخترها همه این برجستگی ها و فرورفتگی ها رو  دارن, اتفاقا اونایی که رو بیشتر دارن تو رخت خواب کم کار ترن, اصلا قبل از ازدواج به این چیزا فکر نکینن و الا تو انتخابتون اشتباه ممکنه بکنین, پر و پاچه و این چیزا رو بذارید واسه وقتی که یواش یواش به بله برون دارید نزدیک میشید و حتی نزدیکیای نامزدی... از ما گفتن! اینو یادتون باشه همه دختره عین هم ن, همه شون عین همه ن ... هییییییییییچ فرقی هم بین هیچکدومشون نیست, مراقب باشید یه خوش اخلاق و بسازشو گیر بیارید و الا اگه گیر یه اخلاق گه بیافتین هزار بار خودتون رو تف و لعن میکنین که چه گهی خوردین که همچین زنی گیرتون اومد, اون موقع حاضرید تا آخر عمر کف دستی برید ولی منته عنتر عفریته رو نکشیدا.... ببینین به این حرفا نخندینا چققققققققدر آدم دیدم دقیقا با همین ادبیات باهام درد و دل کردنااااا
۱۰ نظر موافقین ۳ مخالفین ۴ ۳۱ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۲۲
یک مرد!

سلام

دیشب تو محله مون، شهید آوردن، پیکر مطهر یه شهید گمنام 24 ساله از سومار، تازه تفحص شده بود، من کلا برام پیکر شهید ناجور حالی به حالیم میکنه، برای تشییع از اول خیابون تا آخر خیابون زیر تابوت بودم، کلی باهاش حرف زدم، گفتم اون دنیا به بابام سلام برسونه و مراقبش باشه، کلی برای مرده و زندم دعا کردم، برای بچه های محلمون و برای همه .. خیلی حال عجیبی بود ... وقتی رسیدم خونه افتادم، از بیحالی برام شربت آوردن از بس خالی شده بودم... خیلی چسبید، خدا قسمتتون کنه این لذت رو ...

فردا تاسوعاست، روز عمو عباس، کلیپ پایین و هزار بار شنیدم و دیدم، از بس این عباس آقاست، اصلا ناجور آدم دلش حضرت عباس میخواد؛

هر چه گفتیم جز حکایت دوست

در همه عمر از آن پشیمانیم

ما از تو به غیر از تو نداریم تمنا

حلوا به کسی ده که محبت نچشیده‌ست (سعدی)

کس پیش تو دم ز زور و بازو نزد
کو آن که برابر تو زانو نزد
لب تشنه ز علقمه گذشتی آری
دریا که به رودخانه ها رو نزد(محمد جواد غفورزاده)

صدبار اگر علقمه را فتح کنم .... هر بار دوباره تشنه بر میگردم


۴ نظر موافقین ۳ مخالفین ۰ ۲۷ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۲۰
یک مرد!

سلام

این عنوانی پستی است که عینا در ادامه کپی کردمش؛

این پست تیر 92 نوشته شده و خاطرات جالبی دارم باهاش، اون موقع هم اسمم یک مرد بود، نمیدونم از کی تاحالا تو وب با یک مرد مینویسم، از 1381 که وبلاگ نویسی رو شروع کردم، اولش یکی مثل تو بودم بعدها عوضش کردم شدم یک مرد!

متن جالبیه:
۱۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۵ ۲۶ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۲۰
یک مرد!

سلام

امروز تو مسیر اومدن به محل کارم داشتم به المان های شعور فکر میکردم، به نظراتی که دیروز و روزهای قبل شنیدم در ارتباط با معضلات کلان اجتماعی و فردی، تصمیم گرفتم یکم راجع به شعور و ارزش هایی که نشون دهنده شعوره بنویسم:

نمیدونم، چرا...

واقعا نمیدونم چرا وقتی از معضلی بسیار حیاتی حرف میزنیم، میشیم بی شعور ولی اگه مثلا جفنگیات احساسی بذارم میشم با احساس و ... یعنی بیان معضل خطرناک تک فرزندی و حماقتی که زنان بیشعور این مملکت تو تک نگه داشتن بچه هاشون دارن موضوعیه که بیانش بیشعوریه ولی اگه چالش جفنگ بذارم جام جهانی چشمات میشم آدم فهمیده!!!

هر دری وری که تو کتابای رمان سخیف نوشته ارزشه و گوینده محترمه، ولی کسی که از حماقت و جهل مرکب و لجوجانه زنی حرف میزنه که کارش رو به بچه ش ترجیح میده مایه تاسف خوردنه؟؟ حالا به درک خورخیو نمیدونم چی چی چه زری تو کتاب آخرش نوشته یا چه چرندی تو کتاب 451 درجه فارنهایت نوشته و بشینیم عین آدم های بی عار تحلیل این رمان تخمی تخیلی و بی خاصیت رو بکنیم و هر کی از این ها حرف بزنه با شخصیت و با سواده ولی اگه از نحوه رفتار و تعامل زن ها با همسراشون بنویسیم و رابطه درست رو تبیین کنیم میشیم بی سواد و...

همه بدبختیای ما از همین نوع نگاه سطحی و بی خردانه است، وقتی یه مطرب ودلقک (به قول امرووزیا سلبریتی) راجع به هر موضوعی که دوزار هم حالیش نیست نظر میده و از اون احمقانه تر یه عده کثیری ازش طرفداری میکنن باید به حال اون مردم سوخت...

وقتی یه مطرب و آوازه خون میاد نظریه سیاسی میده و تو هر زمینه ای دخالت میکنه و کلی هم طرفدار داره و دقیقا اون کلی طرفدار حق رای هم دارن باید خون گریست ...

وقتی حرف میزنی به جرم بی سوادی بی ادبی محکومی ولی همه معضلات اصلی جامعه رو ول کردن چسبیدن به رقصیدن یه الف بچه رقاصه!

وقتی داری از درد میگی، میشی غرغرو، وقتی داری از مهم ترین مشکلات و اصلی ترین معضلات میگی میشی بیشعور

وقتی سرکارت داری به نقاط مهم و اساسی اشتباه کار خدشه وارد میکنی و ایراد میگیری یا منزوی میشی یا متهم به تبانی و رابطه با اغیار ...

وقتی یه مداح دوزاری پای منبر میگه خدا عزادار حسینه و به جبرئیل گفته برای حضرت آدم روضه بخونه و مجلس رو ترک میکنی، اتهام وهابی بودن بهت میزنن

وقتی باید فقط خدا رو خوند و همه خونده میشن جز خدا و اعتراض میکنی میشی بی دین و...

وقتی این همه زنای مملکت کثافت و گه به صورتاشون میمالن که کلی ضرر داره برای بدن و کلی کارای احمقانه رو خودشون میکنن که اصلا زیبا نیست و اعتراض میکنی متهم میشی بابا تو که صد سال پیش باید زندگی میکردی و خیلی املی...

وقتی به زنه میگی یکم با وقار تر حرف بزن، خط شورتت معلومه، این شلوار مناسب نیست و هزار تا چیز دیگه، با وقاحت و بی حیایی بهت میپره که به تو مربوط نیست و اندام و جسم خودمه به خودم مربوطه

وقتی به آخوند محل میتوپی که این چرت و پرتی که پای منبر گفتی در حکم شرک به خداست و نباید پای منبر رسول الله دری وری بگی از مسجد بیرونت میکنن به جرم ضد دین بودن

وقتی میگی خاک بر سرتون چیزی گرون شده نرید بخرید، که ارزون شه، عین یه مشت خر نفهم حمله میکنین برای خرید کارتن کارتن و چند برابرش

وقتی حرف میزنی، جراتداری حرف بزنی میان بهت فحش میدن حتی جرات ندارن وایسن و جوابش رو بشنون...

وقتی داری....

وقتی خدا خودش به کسایی که قلب و چشم و گوش دارن ولی نه میفهمن، نه میبینن و نه میشنون، گفته اولئک الانعام ... بل هم اضل ...چرا من نگم!؟؟

۱۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۴ ۲۵ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۱۴
یک مرد!

سلام

زنان جامعه ما خیلی زنهای خوبی هستن

هم سرکار میرن بخشی از توانشون رو تو محیط کار صرف میکنن

هم محیط گرمی برای خانه ایجاد میکنن

هم مادران خوبی هستن، و خوب دارن بچه هاشون رو تربیت میکنن

هم اصلا اندازه زنان خراب اروپایی آرایش نمیکنن

لباس و پوشش خیلی مناسبی دارن

کلا با خوبی و مهربونی با دیگران حرف میرنن

کلا دنبال کمک ب اقتصاد خانواده هستن با مثلا اجرا گذاشتن مهریه، کمک به تولید با خرج کردن و خریدهای ضروری

عوضش مردها خیلی اخ و پیفن، همش و هر شب با یکی میخوابن، همش دنبال تحقیر زن هان، همه شونم ی مشت بی عرضه بی سواد و بی شعورن که دنبال تحقیر زن هان 

هیچ مدرک تحصیلی هم ندارن و اگرم داشته باشن جزو بیشعورای عالم هستن

خیلی هم ترسوان و بیحیا

همش دنبال زنا میافتن مزاحمشون بشن

ولی زنها انقققققدر خوبن اصلا نه کرم میریزن، نه لاشی بازی در میارن، ازون طرف با تلاش و عرضه شون همه فرصت های شغلی رو ربودن

خیلی احساسی و لطیف و با ذوقن

خیلی کدبانون خیلی اهل مدارا و سازگاری هستن و.. .

تازه خودشون رو برای بچه فنا میکنن و اصلا سر و تهشون رو تزریق نمیکنن و خیلی هم همه جاشون طبیعیه

زایمان و دوست دارن. و دنبال بچه زیادن که درست تربیت بشن

لطفا اگه بازم موردی هست که از قلم افتاده بگید تا خدای نکرده یه وقت بی توجهی نشده باشه



۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۵ ۲۴ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۴۴
یک مرد!

سلام

همکارهای خانم زیادی دارم، خیلیشون ازدواج کردن و برخیشون هم نه، اونایی که ازدواج کردن اغلب چندسالی هست بچه ندارن و اونایی که بچه دارن هم بعد از مرخصی زایمانشون سریع میان سر کار، و این یکی از بزرگترین دغدغه های منه برای نسلی که قراره از این مادرها تربیت بشه، میگین چه اشکالی داره در ادامه عرض میکنم: (علاقه شدیدی به لیست کردن دغدغه هام پیدا کردم اخیرا)

تبعات منفی اشتغال زنان به این شرحه:

  •  هر زنی که شاغل بشه، جای مردی رو در بازار کار اشغال کرده و این یعنی تشکیل خانواده ای به دلیل بیکاری مردها به عقب بیافته؛ همین یعنی برای ازدواج با همون دختر تعداد کمتری پیش قدم میشن و تعداد دختر و پسرهای مجرد بیشتر میشه و سن ازدواج بالا و بالاتر میره
  • هر زنی که شاغل بشه، با فرض ازدواجش، به دلیل حفظ جایگاه کاری و اقتصادی علاقه کمتری به نسل آوری داره و این یعنی خانواده تشکیل شده، بچه ای ندارن یا اگه داشته باشن یکی، خودشون رو بکشن بعد از چندسال بشه دوتا و این یعنی تجربه نکردن خواهر و برادر و کوچیک شدن خانواده که تو نسل بعد مسائل جبران ناپذیری رو در پی خواهد داشت.
  • زنه شاغل، چطور میتونه بچه ش رو تربیت کنه؟؟؟ زنی که شاغله بچه ش یا مهدکودکه یا مامان بزرگش داره تربیتش میکنه و این یعنی فاجعه مخصوصا برای سالهای اول زندگی بچه که همه چیزش اون موقع شکل میگیره
  • زنه شاغل، احساس استقلال مالی و اجتماعی میکنه و این بزرگترین فاجعه تو روابط زناشوییه؛ اساسا استقلال بزرگترین خطر در روابط زناشوییه، و وابستگی از هر نظری یکی از موارد بسیار مهم در بقای خانواده است.
  • زنه شاغل، خسته است، خسته دونستن مشکلات اجتماعی، کسله از انجام دادن کاری خشن و بر خلاف روحیات و خلقیاتش، شکسته است از باری که به دوش میکشه و این یعنی از یه زن چیزی غیر از یه زن ساخته
  • زنه شاغل....

اینها گوشه ای از تبعات اشتغال زنان بود، در حالی که هیچ حسنی نه به لحاظ فردی داره نه اجتماعی؛

میخواستم بنویسم خاک بر سر زنی که فلان و بهمان ولی دیدم عنوان و کمی رسمی و مقاله ای بنویسم شاید تو رساله ام به دردم خورد ولی شما بخونین:

  1. خاک بر سر زنی که میره سرکار مستقل شه، آقا بالا سر نداشته باشه
  2. خاک تو سر زنی که میره سرکار، پول در بیاره و فرصت بچه آوردن نداره چون هم سخته هم جلوی پیشرفتشو میگیره
  3. خاک بر سر زنی که بچه آورده ولی باز میاد سرکار و از تربیت و محبت بچه ش رو محروم میکنه
  4. خاک بر سر زنی که بچه شو صبح به صبح میبره مهد کودک وقتی میتونه از کارش استعفا بده بیاد خونه بشینه
  5. خاک بر سر زنی که میتونه به  بچه ش شیر بده اما به خاطر کارش یا از بین رفتن هیکلش شیر خشک میده
  6. خاک بر سر زنی که برای بهم نخوردن هیکلش بچه نمیاره
  7. خاک بر سر زنی که فکر میکنه چون پول داره هر غلطی دلش میخواد بکنه و شخصیت مردش رو لگد مال کنه
  8. خاک بر سر زنی که میتونه بچه بیاره ولی نمیاره (البته مردهای احمقی هم هستن که به خاطر مسائل اجتماعی یا اقتصادی همچین تصورات احمقانه ای دارن)
  9. خاک بر سر زنی که یه دونه بچه میاره و دو تا نمیاره چون سختشه ولی انقدر احمقه نمیفهمه دو تا و چند تا بچه به مراتب تربیت و بزرگ شدنشون آسون تر و سالم تر از تک فرزندیه
  10. خاک بر سر زنی که بچه ش خونه س میمونه اضافه کاری که خودش رو تو محیط کار نشون بده
  11. خاک بر سر زنی که بچه داره، نمیره پیشش میره درس بخونه که مدارج عالیه تحصیلی رو طی کنه
  12. خاک بر سر زنی که بچه شو به جای مهر مادری با مهر خاله مهد آشنا میکنه
  13. و هزاران خاک بر سر مردی که همچین تفکراتی داره و نیمخواد زنش بچه بیاره یا مادر و مجبور میکنه بچه رو ببره مهد که بره سرکار ...

+ مواردی هم هست که استثناست، مثلا بچه دار نمیشن، یا موقعیت ازدواج براشون نیست، یا مشکلاتی دارن که غیرقابل حله یا تو فقر مطلق غرقن ولی خدا روزی رسونه هیچ وقت به خاطر مسائل اقتصادی نباید اون تحریم ها رو به دامن خودمون بندازیم؛

رویکرد این انتقاد ها جنبه کلان جامعه رو نشونه گرفته، دقیقا مثل هجوم مردم به خرید اجناسی که گرون شدن، و باعث گرونی چند برابرش میشن، یعنی اگر همه آحاد جامعه نگاهشون رو به این پدیده ها اصلاح کنن همه چی اصلاح میشه؛ هر کسی به سهم خودش باید این کارارو بکنه.


۵۵ نظر موافقین ۱ مخالفین ۸ ۲۴ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۰۰
یک مرد!
سلام
دیروز عصر، صاحب خونه مون برای کاری اومده بود خونه، موقع رفتن بهمون گفت برای تمدید و افزایش کرایه آماده باشیم، خب من که روم نشد چیزی دم در بهش بگم چون مهمونمون بود، ولی یادم افتاد چه بر سر حقوق ماهیانه م داره میاد، چند تا نمونه افزایش قیمت در زیر بهش اشاره میکنم:
  • بستنی عروسکی دیروز خریدم بزرگ و درشت زده بود روش هزار تومن، تا قبل از این میخریدم 500 تومن(100 درصد افزایش)
  • شیر شده 2200 تومن، تا دیروز 1600 تومن اینا بود (30 درصد افزایش)
  • اول شهریور برای ماشین دو تا تایر ایرانی خریدم 360 هزار تومن، اول هفته همینجوری قیمت گرفتم شده بود 500 هزار تومن، جالبه آذر گذشته یه جفت خریده بودم 240 هزار تومن (بیش از 100 درصد افزایش)
  • پوشک بچه ماه پیش خریدم 35000 تومن، این هفته همون پوشک و سایز، شده 85000 تومن (150 درصد افزایش)
  • هویج کیلویی فوقش بود حدود هزار و خورده ای، شنبه رفتم تره بار هویج و زده بود 3300 تومن  (بیش از 100 درصد افزایش)
  • خواستیم ماشینمون رو عوض کنیم، از 250 میلیون تومن شده هفتصد میلیون تومن (بیش از 180 درصد افزایش)
  • مهرماه میخواستیم خونه بخریم، حدودا متری 6 و 7 میلیون بود، الان میگه متری 13 میلیون تومن  (100 درصد افزایش)
  • زیرپایی دم در خریده بودم 15000 تومن، رفتن هایپر همون زیرپایی شده 30000 تومن (صددرصد افزایش)
  • دارو و مکمل ها رو یادم نیست چند میخریدم ولی قطعا اونها هم افزایش قابل توجهی داشتن
  • اینا گوشه کوچیکی از مخارج بود

حقوق ما 6 درصد اضافه شده، فکر کنین با ماهی حدودا 2 میلیون تومن چطوری شکممون رو باید سیر کنیم، خرج اتینا هم اصلاا نداریم، نه هزینه قر و فر داریم، نه خرج ادا و اصول .. هر جا میرم با اتوبوس و متروه، مسافرتم که تو پارک میخوابیم و لباس آنچنانی ای نمیخریم هر دست لباس رو چند سال میپوشیم و ... ولی دقیقا بیستم ماه حقوقم ته میکشه و قرض و قوله میکنم تا برسونم.

+باز یه محلی هست بتونم کسری بودجه مو جبران کنم، هر وقت بخوام کسی هست که دستی کمکم کنه، اون کارگر و کارمند بدبختی که فقط یه حقوق ثابت میگیره 1 میلیون و فوقش نیم، چیجوری باید زندگیشو جمع و جور کنه ... خدا به هممون رحم کنه

++ نمیدونم ولی مطمئنا خانمای خونه، بچه های خونه اوضاع اقتصادی پدراشون رو درک میکنن و از هزینه های غیر ضرورشون فاکتور میگیرن، خدا رحم کنه به مردی که زنش چشم و هم چشمی داره و خرج قر و فر ...

+++ اون روز تو تره بار محل چند نفر و دیدم از جمله خودم که شلیل و رو دونه ای برداشتن، مثلا پنج تا دونه دستشون بود و میذاشتن رو ترازوی فروشنده، عین خودم که شیش تا برداشتم !

++++ واقعا مردهای خانواده، چطور و با چه خیالی میتونن دخل و خرجشون رو تنظیم کنن و کسری بودجه شون رو تامین کنن، خدا بهشون قوت بده

+++++ حالا فکر کنین کسی دم ازدواجشه یا خرج عروسی داره یا سیسمونی یا خرج ضروری چیزی داره باید بره بزنه تو سرش ...

++++++ من نقدی به دولت و اینا ندارم، چون معتقدم از ماست که بر ماست، اون هم در دو وجه قابل بررسیه، اول اینکه این ملت همونی هستن که فله ای و کشکی به یه لیست تو مجلس رای دادن، که یه مشت آدم فشل و بی خاصیت و وابسته بیان مجلس و ریاست جمهوری دست کسی باشه که نمره کارنامه چهارساله ش تقریبا صفره! اونم به خاطر تبلیغ یه مشت مطرب و دلغک سلبریتی یا خائن سیاسی که الان زیر بار هیچی نمیرن، پس باید تاوان حماقت خودشون رو بدن، و از طرفی همین مردم وقتی یه چیزی گرون میشه عین وبا میافتن به جون خرید کالا و باعث افزایش چندبرابری کالا میشن ؛ دلار و سکه و ملک مگه نونه شبه که هججججوم به خریدش بردن، نوار بهداشتی مگه قراره دیگه تولید نشه که طرف به قول همکارم مصرف تا یائسگیشو خریده انبار کرده؟!؟!؟ و .... تحقیقا" از ماست که بر ماست!



۹ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۲۲ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۴۴
یک مرد!

با سلام

امروز علاقه مندم یک مقاله علمی محض خدمتتون عرض کنم اون هم در خصوص درجات سوختگی، مقدمه بحث یه کپی پیسته از سایت های عمومی (لطفا تا انتها بخونین):

در یک تقسیم بندی کلی، عمق سوختگی ها بر اساس شدت به 3 درجه تقسیم می شود:

  1. در سوختگی درجه یک، فقط لایه اپیدرم درگیر می شود و نشانه بارز آن نیز تغییر رنگ پوست به صورت صورتی است.
  2. نشانه بارز سوختگی درجه 2 که خود به دو مرحله سطحی و عمقی تقسیم می شود، نمایان شدن تاول های آبکی یا خونی در سطح پوست است. در این درجه از سوختگی علاوه بر اپیدرم، لایه درم نیز درگیر می شود.درد و سوزش و تغییر رنگ بیشتر پوست از دیگر نشانه های سوختگی درجه 2 هستند. درمان سوختگی های درجه 2 سطحی معمولا 10 تا 21 روز طول می کشد و ممکن است جوشگاه و گاهی تغییر رنگ در محل سوختگی باقی بماند.
  3. بیمار در سوختگی درجه سه دردی احساس نمی کند چون اعصاب بافت او از بین رفته است. در این درجه از سوختگی تمام لایه های پوست از بین می رود. برعکس درجه های خفیف تر سوختگی، به دلیل از بین رفتن عروق در ناحیه آسیب دیده ممکن است ضایعه خشک باشد.با توجه به عمق آسیب دیدگی، درمان آن به اقدام های تهاجمی تری مثل جراحی نیاز دارد و درمان سطوح بسیار محدود از این درجه از سوختگی به زمان طولانی نیاز دارد.
  4. البته به غیر از این 3 درجه سوختگی، در مقاله های سوختگی درجه 4 نیز مطرح شده است که در آن علاوه بر ساختارهای پوست، بافت های عمقی تر مثل عضلات نیز درگیر می شوند.

موضوع کاملا روشنه، درجه یک تاول میزنه، درد خفیفی داره زودم خوب میشه، درجه دو یه ذره عمیق تره ولی مثلا در درجه سه عمیق یا چهار ظاهرا دردی نداره ظاهرش هم آنچنان نشونی نداره ولی چون بافت ها و اعصاب از بین رفتن باید منتظر از بین رفتن اندام باشیم !!

نمیدونم ربطش به طلاق رو فهمیدین یا نه ولی علاقه مندم توضیح بدم، مواردی که در ادامه بهش اشاره میشه بر خلاف باور سطحی عمومی میتونه باشه که اصلا مهم نیست، من از واقعیتی حرف میزنم که وجود داره نه توهمی که مطرح هست و تبلیغ میشه:

زن ها اساسا تو هر چیزی سطحی هستن و عمق ندارن، تو فکر، تحلیل، تشخیص و حتی احساس؛ بر عکس مردها کاملا عمیقن؛

الان بحث من این نیست که چرا طلاق اتفاق میافته بحثه من برای بعد از طلاقه، یک مرد علی رغم ظاهر مردانه و جدی و ظاهرن خشنش به شدت وابسته و عاطفیه، حتی به قول یه عزیزی تو روابط خودش بیشتر از ازینکه فاعل باشه مفعوله؛ حالا تصور کنین این مخلوق وابسته و به شدت عاطفی دچار یک بحران روحی ناشی از طلاق بشه، اثراتی که طلاق روی مردان میذاره دقیقا میشه با اثرات درجات بالای سوختگی رو پوسته و بر عکس اثری که رو زن میذاره مثل سوختگی درجات پایینه ...

برای درمان هر نوع سوختگی باید راه های ترمیم متناسب با اون رو در پیش گرفت، زن ها اونقدری که مردها آسیب میبینن ککشون نمیگزه، مردها باید به شدت رو خودشون کار کنن که بعد از طلاق روش های ترمیمی بلند مدتی رو باید امتحان کنن تا از دست نرن و نابود نشن، تو فرصت مناسبی راه های ترمیم رو هم ذکر خواهم کرد.

ببینین علاوه بر تبعات مادی سنگین این اتفاق تبعات عاطفی، شخصیتی و روانی داره که باید خیلی مراقب بود؛ مردی که مجبور  به جدایی میشه، به شدت ریسمان عاطفی وابسته ش پاره میشه و این پارگی خیلی دردناکه، از نظر شخصیتی اون روح مردانه ش دچار خدشه میشه که نتونسته زن ش رو داشته باشه (این خدشه در شخصیت زمانی هم که زنش خونه رو بدون اجازش ترک میکنه بهش وارد میشه و به شدت مخربه) از نظر روانی هم دچار گسستی میشه که بین لجاجت، تلافی و ترس از عدم تداوم زندگی و حس مردانه غالب ش میمونه و ممکنه تصمیمی نا بخردانه بگیره ...

برای هر کدوم از این موضوعات هم کلی مطلب هست که در فرصت مقتضی عرض میکنم

+ با احترام به مرد مفرد عزیز حسب دستور مطالبی ارائه شد و ان شالله میشود.


۱۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۶ ۱۷ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۰۲
یک مرد!

بانک های شهر، پاسارگاد، آینده، اقتصاد نوین، ملت و همراه اول تنها کسانی بودند غیر از خانوادم که بهم تبریک گفتن!
۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۵۷
یک مرد!

سلام

مثل این اینستا بازا، الان ساعت دقایقی از دو بامداد گذشته و من در کنار قابلمه رب، در حال هم زدن آن هستم.

خوردن هر چیز طبیعی با هر هزینه معقولی هزاران بار از حاضری ترجیح داره

خدا مادرهای ما رو نگه داره، از زنان ماچیزی به عمل نمیاد

+ از مزایای احترام به مسیر اینه که میتونی از سر زمین با دستای خودت گوجه فرنگی دستچین کنی

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۷ ، ۰۲:۰۴
یک مرد!

سلام

تا جایی که یادمه هر وقت مسافرت میرفتیم و میریم، به نسبت کل زمان سفر، زمان بیشتر و قابل توجه تری رو تو مسیر میگذرونیم، اصلا مسیر برای سفره و مقصد مطلوب اونه، ولش کنین بحثه فلسفی میشه و من حوصله م دیگه نمیکشه؛ الغرض مثلا اگه 10 روز قرار باشه بریم سفر مطمئنا" چاهار پنج روز تو راهیم و پنج شیش روز تو مقصد؛ لذت بردن از راه و دیدن جاهایی که ندیدم و اتراق تو جاهایی که هزار بار اتراق کردیم و لذت بردیم ازش همیشه کارمونه، این سری هم تو سفر همین کارو کردیم، تو اولین محل اسکان اتراق میکنیم و قدیما یه چادری میزدیم ولی الانا اون چادره رو هم نمیزنیم و تو فضای باز میخوابیم ... لذت زیادی داره این جور سفر کردن، این دو سری، یه شب تو الموت قزوین خوابیدیم، یه شب تو فامنین نرسیده به همدان، یه شب امامزاده هاشم، دو شب خود همدان خیلی چسبید هوای خنکی بود و لذت بخش، اصولا تو فضای باز و لابه لای مردم خوابیدن لذت خاصی داره... شرایطی که باید جای اتراق داشته باشه به شرح زیر است:

  • اول اینکه باید خسته شده باشیم، معمولا هر صد کیلومتر رانندگی خسته میشیم نهایتا دویست کیلومتر؛
  • محل اسکان باید نزدیک سرویس بهداشتی باشه
  • جای صافی باشه و روی چمن معمولا نمیخوابیم که اذیت نشیم، به خاطر رطوبت ناشی از نم زمین
  • ترجیحا ماشین بغلمون باشه که با خیال راحت بخوابیم
  • جایی بخوابیم که صبح زود آفتاب بهمون نخوره

حالا میخواد اینجا یه پمپ بنزین باشه یا مثلا چمنای دور مرقد باباطاهر عریان رو به روی هتل چهار ستاره باباطاهر!!

دیدن مردمی که از هر جای ایران میان کنارت چادر میزنن و با لهجه ها و زبون های مختلف حرف میزنن خیلی برامون جالب و لذت بخشه، شماره پلاک ها با اعداد مختلف از 14 و 13 گرفته تا 94 و 72 ...

تو این مدت آدم هایی که دیدم، برداشت کلی ای از اقوام دست پیدا کردیم، که به شرح زیر است:

  • رشتی ها (رشتی در نگاه ما از آستارا تا گرگان محسوب میشه): خیلی نمیشه روشون حساب کرد، یه جورایی خودخواهن و اصلا نمیتونی رو برادریشون حساب باز کنی، فقط دنبال تیغیدن هستن!رشتیا از مازنی ها بدتر مازنی ها از رشتی ها بدتر یعنی یه رقابتی تو بد جنسی بینشون هست.
  • مشهدیها: آدم های بد جسنی هستن و من موندم اگه امام رضای بیچاره رو اونجا نمیکشتن الان اونا چی داشتن
  • آذری ها: آذری ها چند قسمن، سمت اردبیل بد اخلاقن، کم حوصله، سمت تبریز متکبر و خودبرتر بین، سمت ارومیه قرتی و ژیگولن، سمت زنجان ولی متعصب و مهربونن
  • کردها: کردها مهربان و خونگرمن ولی کله شقیه خاصی دارن که ممکنه بعضا نتونی باهاشون طولانی تعامل کنی ولی به شدت مهمان نوازن
  • لرها: لرها خیلی مهربون و خون گرمن ولی رگ لری دارن که باید مراقب تحریکش بود!
  • شیرازیا: محشرن، محشر و مهربون
  • خوزستانیا: یکم یه جورین ولی خوبن، یه ذره آدم حس راحتی بهشون نداره ولی گرمن و خوش برخورد
  • بندریا: بندریا کاسبن ولی معتقد مخصوصا قشم و کیش و اینا بومی هاش خیلی خوبن ولی اونایی که از بیرون اومدن کلاه بردارن
  • اصفهانیا: اصفهانیا و کاشی ها، خیلی یه جورین اصلا جنسشون خوب نیست، علاوه بر اینکه خیری ندارن از ریگ بیابونم میخوان پول دربیارن!!
  • همدانی ها: به شدت کنس ن و اصلا آبی از اونها برای کسی گرم نمیشه و فقط دنبال منافع خودشون هستن
  • بلوچا: گلن، گل! یعنی مهربون، معتقد، مهمان نواز و غیور
  • خراسان شمالی ها: اونها هم دوست داشتنی هستن ولی یه سردی تو روابطشون هست و اون گرمیه شیرازیا رو ندارن
  • گنبدیا: خیلی دیگران رو آدم فرض نمیکنن ولی خوبن، میشه روشون حساب کرد

+ اینا برداشت های شخصی بنده است، قطعا همه جا خوب و بد داره ولی بنده در طول این قریب کمی کمتر از ربع قرن مسافرت این طور دیدمشون.

۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۰۰
یک مرد!

سلام

همسایه بقلیمون خونه شو فروخت هشتصد هزار تومن، یادمه اون موقع از مرحوم پدرم پرسیدم خونه ما چقدر میارزه؟؟ ایشون گفتن ماله ما شاید نهصد هزارتومن اینا بیارزه، گفتم ما پس میلیونر نشدیم، گفت نه هر وقت ما یه میلیون تومن تو حساب بانکیمون پول داشته باشیم ما هم میشیم میلیونر ... یعنی پول خونه حساب نیست، گفتن نه دیگه باید غیر از خونه یک میلیون داشته باشیم به ما هم بگن میلیونر ... ذوقی برای میلیونر شدن نداشتم ولی برام جالب بود چه حسی داره ....

این اتفاق شاید برای سی و اندی سال پیش بوده، امروز من یک میلیارد پول دارم، ولی اصلا لذت و هیجان میلیونر شدنی که قبلا داشتم رو ندارم، وقتی با یک میلیارد هیچ کاری نمیتونی بکنی، یعنی داشتنش با نداشتنش یکیه!!

هر چی فکر میکنم نه میشه خونه ای خرید، نه ماشینی که میخوام و نه حتی کاره خیری باهاش کرد یا کاره تولیدی، خونه نمیشه خرید چون خونه ای که مثلا متری 5-6 میلیون میارزه الان داره میده متری 13-14 میلیون، ماشین نمیتونم بخرم واسه اینکه ماشینی که 15-20 میلیون میارزه رو دارن 40 میلیون میفروشن ... کار خیر نیمتونم بکنم چون هر جا رو رصد میکنم یا یه ریگی تو کفششونه یا انقدر حیف و میل و جاهای غیر ضرور خرج میکنن که ترجیح میدم بانک محترم پولم رو دستش بگیره و رباشو بده بهم! کاره تولیدی هم که معلومه مگه دیوانه م وارد پروسه سختش بشم...

یه وقتایی تو بعضی پستا میخونم، پول ندارن مثلا برن کنسرت یا مثلا یه چیز چند صد هزار تومنی یا چند میلیونی بخرن، من پول رفتنشو دارم ولی یادم نمیاد کنسرتی رفته باشم، یا مثلا یه گوشی مد روز دستم گرفته باشم، یا هر جا برم با آژانس باشه ... داشتن این چیزا اون موقعی هم که میلیاردر نبودم، لذتی برام نداشت الانم نداره ... سال هاست این گوشی دکمه ایه نوکیا چراغ قوه دار دستمه هر جا هم برم با اتوبوس و متروه، چون واقعا حال رانندگی ندارم ...

پس قبول دارید داشتنش با نداشتنش فرقی نداره، حتی اعتماد به نقس هم نمیاره، هیچ حسه خاصی نداره، فقط یه عدد یکه با چند تا صفر که هیچ ارزشی ندارن، واقعا هییییییییچ ارزشی ندارن، وقتی لذت های واقعی چیزای دیگن، تو هییییییییییچ ارزشی براشون نمیتونی قائل بشی .

+ این پست کاملا واقعی است، بدون هیچ گونه نیت فخر فروشانه ای!

++ اصلا هم موضوع افسردگی نیست.


۱۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۴۰
یک مرد!

سلام

تاریخ تولد آقای انتظامی 1303 قید شده، یعنی دو سال بزرگتر از آقای جنتی که متولد 1305 هستن؛ 

تا حالا نشنیدم کسی سن آقای انتظامی رو به سخره بگیره یا راجع بهش جک بسازه و توهین کنه!

+طرفداران یک جریان وابسته و همیشه خائن در این مملکت اگرچه ظاهرا خیلی شیک و مجلسی و مدرن هستن ولی از هیچ وسیله و ابزاری برای رسیدن به هدفشون دریغ نمیکنن.

 ++ این فیلم ارزش دیدن داره، روایت برگشت گوگوش به ایرانه!

۱۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۳ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۰۸:۴۸
یک مرد!