یک مرد مینویسد!

یک مرد مینویسد!
آخرین نظرات

سلام

زنان جامعه ما خیلی زنهای خوبی هستن

هم سرکار میرن بخشی از توانشون رو تو محیط کار صرف میکنن

هم محیط گرمی برای خانه ایجاد میکنن

هم مادران خوبی هستن، و خوب دارن بچه هاشون رو تربیت میکنن

هم اصلا اندازه زنان خراب اروپایی آرایش نمیکنن

لباس و پوشش خیلی مناسبی دارن

کلا با خوبی و مهربونی با دیگران حرف میرنن

کلا دنبال کمک ب اقتصاد خانواده هستن با مثلا اجرا گذاشتن مهریه، کمک به تولید با خرج کردن و خریدهای ضروری

عوضش مردها خیلی اخ و پیفن، همش و هر شب با یکی میخوابن، همش دنبال تحقیر زن هان، همه شونم ی مشت بی عرضه بی سواد و بی شعورن که دنبال تحقیر زن هان 

هیچ مدرک تحصیلی هم ندارن و اگرم داشته باشن جزو بیشعورای عالم هستن

خیلی هم ترسوان و بیحیا

همش دنبال زنا میافتن مزاحمشون بشن

ولی زنها انقققققدر خوبن اصلا نه کرم میریزن، نه لاشی بازی در میارن، ازون طرف با تلاش و عرضه شون همه فرصت های شغلی رو ربودن

خیلی احساسی و لطیف و با ذوقن

خیلی کدبانون خیلی اهل مدارا و سازگاری هستن و.. .

تازه خودشون رو برای بچه فنا میکنن و اصلا سر و تهشون رو تزریق نمیکنن و خیلی هم همه جاشون طبیعیه

زایمان و دوست دارن. و دنبال بچه زیادن که درست تربیت بشن

لطفا اگه بازم موردی هست که از قلم افتاده بگید تا خدای نکرده یه وقت بی توجهی نشده باشه



۴ نظر موافقین ۱ مخالفین ۵ ۲۴ شهریور ۹۷ ، ۲۰:۴۴
یک مرد!

سلام

همکارهای خانم زیادی دارم، خیلیشون ازدواج کردن و برخیشون هم نه، اونایی که ازدواج کردن اغلب چندسالی هست بچه ندارن و اونایی که بچه دارن هم بعد از مرخصی زایمانشون سریع میان سر کار، و این یکی از بزرگترین دغدغه های منه برای نسلی که قراره از این مادرها تربیت بشه، میگین چه اشکالی داره در ادامه عرض میکنم: (علاقه شدیدی به لیست کردن دغدغه هام پیدا کردم اخیرا)

تبعات منفی اشتغال زنان به این شرحه:

  •  هر زنی که شاغل بشه، جای مردی رو در بازار کار اشغال کرده و این یعنی تشکیل خانواده ای به دلیل بیکاری مردها به عقب بیافته؛ همین یعنی برای ازدواج با همون دختر تعداد کمتری پیش قدم میشن و تعداد دختر و پسرهای مجرد بیشتر میشه و سن ازدواج بالا و بالاتر میره
  • هر زنی که شاغل بشه، با فرض ازدواجش، به دلیل حفظ جایگاه کاری و اقتصادی علاقه کمتری به نسل آوری داره و این یعنی خانواده تشکیل شده، بچه ای ندارن یا اگه داشته باشن یکی، خودشون رو بکشن بعد از چندسال بشه دوتا و این یعنی تجربه نکردن خواهر و برادر و کوچیک شدن خانواده که تو نسل بعد مسائل جبران ناپذیری رو در پی خواهد داشت.
  • زنه شاغل، چطور میتونه بچه ش رو تربیت کنه؟؟؟ زنی که شاغله بچه ش یا مهدکودکه یا مامان بزرگش داره تربیتش میکنه و این یعنی فاجعه مخصوصا برای سالهای اول زندگی بچه که همه چیزش اون موقع شکل میگیره
  • زنه شاغل، احساس استقلال مالی و اجتماعی میکنه و این بزرگترین فاجعه تو روابط زناشوییه؛ اساسا استقلال بزرگترین خطر در روابط زناشوییه، و وابستگی از هر نظری یکی از موارد بسیار مهم در بقای خانواده است.
  • زنه شاغل، خسته است، خسته دونستن مشکلات اجتماعی، کسله از انجام دادن کاری خشن و بر خلاف روحیات و خلقیاتش، شکسته است از باری که به دوش میکشه و این یعنی از یه زن چیزی غیر از یه زن ساخته
  • زنه شاغل....

اینها گوشه ای از تبعات اشتغال زنان بود، در حالی که هیچ حسنی نه به لحاظ فردی داره نه اجتماعی؛

میخواستم بنویسم خاک بر سر زنی که فلان و بهمان ولی دیدم عنوان و کمی رسمی و مقاله ای بنویسم شاید تو رساله ام به دردم خورد ولی شما بخونین:

  1. خاک بر سر زنی که میره سرکار مستقل شه، آقا بالا سر نداشته باشه
  2. خاک تو سر زنی که میره سرکار، پول در بیاره و فرصت بچه آوردن نداره چون هم سخته هم جلوی پیشرفتشو میگیره
  3. خاک بر سر زنی که بچه آورده ولی باز میاد سرکار و از تربیت و محبت بچه ش رو محروم میکنه
  4. خاک بر سر زنی که بچه شو صبح به صبح میبره مهد کودک وقتی میتونه از کارش استعفا بده بیاد خونه بشینه
  5. خاک بر سر زنی که میتونه به  بچه ش شیر بده اما به خاطر کارش یا از بین رفتن هیکلش شیر خشک میده
  6. خاک بر سر زنی که برای بهم نخوردن هیکلش بچه نمیاره
  7. خاک بر سر زنی که فکر میکنه چون پول داره هر غلطی دلش میخواد بکنه و شخصیت مردش رو لگد مال کنه
  8. خاک بر سر زنی که میتونه بچه بیاره ولی نمیاره (البته مردهای احمقی هم هستن که به خاطر مسائل اجتماعی یا اقتصادی همچین تصورات احمقانه ای دارن)
  9. خاک بر سر زنی که یه دونه بچه میاره و دو تا نمیاره چون سختشه ولی انقدر احمقه نمیفهمه دو تا و چند تا بچه به مراتب تربیت و بزرگ شدنشون آسون تر و سالم تر از تک فرزندیه
  10. خاک بر سر زنی که بچه ش خونه س میمونه اضافه کاری که خودش رو تو محیط کار نشون بده
  11. خاک بر سر زنی که بچه داره، نمیره پیشش میره درس بخونه که مدارج عالیه تحصیلی رو طی کنه
  12. خاک بر سر زنی که بچه شو به جای مهر مادری با مهر خاله مهد آشنا میکنه
  13. و هزاران خاک بر سر مردی که همچین تفکراتی داره و نیمخواد زنش بچه بیاره یا مادر و مجبور میکنه بچه رو ببره مهد که بره سرکار ...

+ مواردی هم هست که استثناست، مثلا بچه دار نمیشن، یا موقعیت ازدواج براشون نیست، یا مشکلاتی دارن که غیرقابل حله یا تو فقر مطلق غرقن ولی خدا روزی رسونه هیچ وقت به خاطر مسائل اقتصادی نباید اون تحریم ها رو به دامن خودمون بندازیم؛

رویکرد این انتقاد ها جنبه کلان جامعه رو نشونه گرفته، دقیقا مثل هجوم مردم به خرید اجناسی که گرون شدن، و باعث گرونی چند برابرش میشن، یعنی اگر همه آحاد جامعه نگاهشون رو به این پدیده ها اصلاح کنن همه چی اصلاح میشه؛ هر کسی به سهم خودش باید این کارارو بکنه.


۵۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۶ ۲۴ شهریور ۹۷ ، ۱۱:۰۰
یک مرد!
سلام
دیروز عصر، صاحب خونه مون برای کاری اومده بود خونه، موقع رفتن بهمون گفت برای تمدید و افزایش کرایه آماده باشیم، خب من که روم نشد چیزی دم در بهش بگم چون مهمونمون بود، ولی یادم افتاد چه بر سر حقوق ماهیانه م داره میاد، چند تا نمونه افزایش قیمت در زیر بهش اشاره میکنم:
  • بستنی عروسکی دیروز خریدم بزرگ و درشت زده بود روش هزار تومن، تا قبل از این میخریدم 500 تومن(100 درصد افزایش)
  • شیر شده 2200 تومن، تا دیروز 1600 تومن اینا بود (30 درصد افزایش)
  • اول شهریور برای ماشین دو تا تایر ایرانی خریدم 360 هزار تومن، اول هفته همینجوری قیمت گرفتم شده بود 500 هزار تومن، جالبه آذر گذشته یه جفت خریده بودم 240 هزار تومن (بیش از 100 درصد افزایش)
  • پوشک بچه ماه پیش خریدم 35000 تومن، این هفته همون پوشک و سایز، شده 85000 تومن (150 درصد افزایش)
  • هویج کیلویی فوقش بود حدود هزار و خورده ای، شنبه رفتم تره بار هویج و زده بود 3300 تومن  (بیش از 100 درصد افزایش)
  • خواستیم ماشینمون رو عوض کنیم، از 250 میلیون تومن شده هفتصد میلیون تومن (بیش از 180 درصد افزایش)
  • مهرماه میخواستیم خونه بخریم، حدودا متری 6 و 7 میلیون بود، الان میگه متری 13 میلیون تومن  (100 درصد افزایش)
  • زیرپایی دم در خریده بودم 15000 تومن، رفتن هایپر همون زیرپایی شده 30000 تومن (صددرصد افزایش)
  • دارو و مکمل ها رو یادم نیست چند میخریدم ولی قطعا اونها هم افزایش قابل توجهی داشتن
  • اینا گوشه کوچیکی از مخارج بود

حقوق ما 6 درصد اضافه شده، فکر کنین با ماهی حدودا 2 میلیون تومن چطوری شکممون رو باید سیر کنیم، خرج اتینا هم اصلاا نداریم، نه هزینه قر و فر داریم، نه خرج ادا و اصول .. هر جا میرم با اتوبوس و متروه، مسافرتم که تو پارک میخوابیم و لباس آنچنانی ای نمیخریم هر دست لباس رو چند سال میپوشیم و ... ولی دقیقا بیستم ماه حقوقم ته میکشه و قرض و قوله میکنم تا برسونم.

+باز یه محلی هست بتونم کسری بودجه مو جبران کنم، هر وقت بخوام کسی هست که دستی کمکم کنه، اون کارگر و کارمند بدبختی که فقط یه حقوق ثابت میگیره 1 میلیون و فوقش نیم، چیجوری باید زندگیشو جمع و جور کنه ... خدا به هممون رحم کنه

++ نمیدونم ولی مطمئنا خانمای خونه، بچه های خونه اوضاع اقتصادی پدراشون رو درک میکنن و از هزینه های غیر ضرورشون فاکتور میگیرن، خدا رحم کنه به مردی که زنش چشم و هم چشمی داره و خرج قر و فر ...

+++ اون روز تو تره بار محل چند نفر و دیدم از جمله خودم که شلیل و رو دونه ای برداشتن، مثلا پنج تا دونه دستشون بود و میذاشتن رو ترازوی فروشنده، عین خودم که شیش تا برداشتم !

++++ واقعا مردهای خانواده، چطور و با چه خیالی میتونن دخل و خرجشون رو تنظیم کنن و کسری بودجه شون رو تامین کنن، خدا بهشون قوت بده

+++++ حالا فکر کنین کسی دم ازدواجشه یا خرج عروسی داره یا سیسمونی یا خرج ضروری چیزی داره باید بره بزنه تو سرش ...

++++++ من نقدی به دولت و اینا ندارم، چون معتقدم از ماست که بر ماست، اون هم در دو وجه قابل بررسیه، اول اینکه این ملت همونی هستن که فله ای و کشکی به یه لیست تو مجلس رای دادن، که یه مشت آدم فشل و بی خاصیت و وابسته بیان مجلس و ریاست جمهوری دست کسی باشه که نمره کارنامه چهارساله ش تقریبا صفره! اونم به خاطر تبلیغ یه مشت مطرب و دلغک سلبریتی یا خائن سیاسی که الان زیر بار هیچی نمیرن، پس باید تاوان حماقت خودشون رو بدن، و از طرفی همین مردم وقتی یه چیزی گرون میشه عین وبا میافتن به جون خرید کالا و باعث افزایش چندبرابری کالا میشن ؛ دلار و سکه و ملک مگه نونه شبه که هججججوم به خریدش بردن، نوار بهداشتی مگه قراره دیگه تولید نشه که طرف به قول همکارم مصرف تا یائسگیشو خریده انبار کرده؟!؟!؟ و .... تحقیقا" از ماست که بر ماست!



۱۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۲۲ شهریور ۹۷ ، ۱۰:۴۴
یک مرد!

با سلام

امروز علاقه مندم یک مقاله علمی محض خدمتتون عرض کنم اون هم در خصوص درجات سوختگی، مقدمه بحث یه کپی پیسته از سایت های عمومی (لطفا تا انتها بخونین):

در یک تقسیم بندی کلی، عمق سوختگی ها بر اساس شدت به 3 درجه تقسیم می شود:

  1. در سوختگی درجه یک، فقط لایه اپیدرم درگیر می شود و نشانه بارز آن نیز تغییر رنگ پوست به صورت صورتی است.
  2. نشانه بارز سوختگی درجه 2 که خود به دو مرحله سطحی و عمقی تقسیم می شود، نمایان شدن تاول های آبکی یا خونی در سطح پوست است. در این درجه از سوختگی علاوه بر اپیدرم، لایه درم نیز درگیر می شود.درد و سوزش و تغییر رنگ بیشتر پوست از دیگر نشانه های سوختگی درجه 2 هستند. درمان سوختگی های درجه 2 سطحی معمولا 10 تا 21 روز طول می کشد و ممکن است جوشگاه و گاهی تغییر رنگ در محل سوختگی باقی بماند.
  3. بیمار در سوختگی درجه سه دردی احساس نمی کند چون اعصاب بافت او از بین رفته است. در این درجه از سوختگی تمام لایه های پوست از بین می رود. برعکس درجه های خفیف تر سوختگی، به دلیل از بین رفتن عروق در ناحیه آسیب دیده ممکن است ضایعه خشک باشد.با توجه به عمق آسیب دیدگی، درمان آن به اقدام های تهاجمی تری مثل جراحی نیاز دارد و درمان سطوح بسیار محدود از این درجه از سوختگی به زمان طولانی نیاز دارد.
  4. البته به غیر از این 3 درجه سوختگی، در مقاله های سوختگی درجه 4 نیز مطرح شده است که در آن علاوه بر ساختارهای پوست، بافت های عمقی تر مثل عضلات نیز درگیر می شوند.

موضوع کاملا روشنه، درجه یک تاول میزنه، درد خفیفی داره زودم خوب میشه، درجه دو یه ذره عمیق تره ولی مثلا در درجه سه عمیق یا چهار ظاهرا دردی نداره ظاهرش هم آنچنان نشونی نداره ولی چون بافت ها و اعصاب از بین رفتن باید منتظر از بین رفتن اندام باشیم !!

نمیدونم ربطش به طلاق رو فهمیدین یا نه ولی علاقه مندم توضیح بدم، مواردی که در ادامه بهش اشاره میشه بر خلاف باور سطحی عمومی میتونه باشه که اصلا مهم نیست، من از واقعیتی حرف میزنم که وجود داره نه توهمی که مطرح هست و تبلیغ میشه:

زن ها اساسا تو هر چیزی سطحی هستن و عمق ندارن، تو فکر، تحلیل، تشخیص و حتی احساس؛ بر عکس مردها کاملا عمیقن؛

الان بحث من این نیست که چرا طلاق اتفاق میافته بحثه من برای بعد از طلاقه، یک مرد علی رغم ظاهر مردانه و جدی و ظاهرن خشنش به شدت وابسته و عاطفیه، حتی به قول یه عزیزی تو روابط خودش بیشتر از ازینکه فاعل باشه مفعوله؛ حالا تصور کنین این مخلوق وابسته و به شدت عاطفی دچار یک بحران روحی ناشی از طلاق بشه، اثراتی که طلاق روی مردان میذاره دقیقا میشه با اثرات درجات بالای سوختگی رو پوسته و بر عکس اثری که رو زن میذاره مثل سوختگی درجات پایینه ...

برای درمان هر نوع سوختگی باید راه های ترمیم متناسب با اون رو در پیش گرفت، زن ها اونقدری که مردها آسیب میبینن ککشون نمیگزه، مردها باید به شدت رو خودشون کار کنن که بعد از طلاق روش های ترمیمی بلند مدتی رو باید امتحان کنن تا از دست نرن و نابود نشن، تو فرصت مناسبی راه های ترمیم رو هم ذکر خواهم کرد.

ببینین علاوه بر تبعات مادی سنگین این اتفاق تبعات عاطفی، شخصیتی و روانی داره که باید خیلی مراقب بود؛ مردی که مجبور  به جدایی میشه، به شدت ریسمان عاطفی وابسته ش پاره میشه و این پارگی خیلی دردناکه، از نظر شخصیتی اون روح مردانه ش دچار خدشه میشه که نتونسته زن ش رو داشته باشه (این خدشه در شخصیت زمانی هم که زنش خونه رو بدون اجازش ترک میکنه بهش وارد میشه و به شدت مخربه) از نظر روانی هم دچار گسستی میشه که بین لجاجت، تلافی و ترس از عدم تداوم زندگی و حس مردانه غالب ش میمونه و ممکنه تصمیمی نا بخردانه بگیره ...

برای هر کدوم از این موضوعات هم کلی مطلب هست که در فرصت مقتضی عرض میکنم

+ با احترام به مرد مفرد عزیز حسب دستور مطالبی ارائه شد و ان شالله میشود.


۱۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۶ ۱۷ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۰۲
یک مرد!

بانک های شهر، پاسارگاد، آینده، اقتصاد نوین، ملت و همراه اول تنها کسانی بودند غیر از خانوادم که بهم تبریک گفتن!
۵ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ شهریور ۹۷ ، ۰۹:۵۷
یک مرد!

سلام

مثل این اینستا بازا، الان ساعت دقایقی از دو بامداد گذشته و من در کنار قابلمه رب، در حال هم زدن آن هستم.

خوردن هر چیز طبیعی با هر هزینه معقولی هزاران بار از حاضری ترجیح داره

خدا مادرهای ما رو نگه داره، از زنان ماچیزی به عمل نمیاد

+ از مزایای احترام به مسیر اینه که میتونی از سر زمین با دستای خودت گوجه فرنگی دستچین کنی

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۳ شهریور ۹۷ ، ۰۲:۰۴
یک مرد!

سلام

تا جایی که یادمه هر وقت مسافرت میرفتیم و میریم، به نسبت کل زمان سفر، زمان بیشتر و قابل توجه تری رو تو مسیر میگذرونیم، اصلا مسیر برای سفره و مقصد مطلوب اونه، ولش کنین بحثه فلسفی میشه و من حوصله م دیگه نمیکشه؛ الغرض مثلا اگه 10 روز قرار باشه بریم سفر مطمئنا" چاهار پنج روز تو راهیم و پنج شیش روز تو مقصد؛ لذت بردن از راه و دیدن جاهایی که ندیدم و اتراق تو جاهایی که هزار بار اتراق کردیم و لذت بردیم ازش همیشه کارمونه، این سری هم تو سفر همین کارو کردیم، تو اولین محل اسکان اتراق میکنیم و قدیما یه چادری میزدیم ولی الانا اون چادره رو هم نمیزنیم و تو فضای باز میخوابیم ... لذت زیادی داره این جور سفر کردن، این دو سری، یه شب تو الموت قزوین خوابیدیم، یه شب تو فامنین نرسیده به همدان، یه شب امامزاده هاشم، دو شب خود همدان خیلی چسبید هوای خنکی بود و لذت بخش، اصولا تو فضای باز و لابه لای مردم خوابیدن لذت خاصی داره... شرایطی که باید جای اتراق داشته باشه به شرح زیر است:

  • اول اینکه باید خسته شده باشیم، معمولا هر صد کیلومتر رانندگی خسته میشیم نهایتا دویست کیلومتر؛
  • محل اسکان باید نزدیک سرویس بهداشتی باشه
  • جای صافی باشه و روی چمن معمولا نمیخوابیم که اذیت نشیم، به خاطر رطوبت ناشی از نم زمین
  • ترجیحا ماشین بغلمون باشه که با خیال راحت بخوابیم
  • جایی بخوابیم که صبح زود آفتاب بهمون نخوره

حالا میخواد اینجا یه پمپ بنزین باشه یا مثلا چمنای دور مرقد باباطاهر عریان رو به روی هتل چهار ستاره باباطاهر!!

دیدن مردمی که از هر جای ایران میان کنارت چادر میزنن و با لهجه ها و زبون های مختلف حرف میزنن خیلی برامون جالب و لذت بخشه، شماره پلاک ها با اعداد مختلف از 14 و 13 گرفته تا 94 و 72 ...

تو این مدت آدم هایی که دیدم، برداشت کلی ای از اقوام دست پیدا کردیم، که به شرح زیر است:

  • رشتی ها (رشتی در نگاه ما از آستارا تا گرگان محسوب میشه): خیلی نمیشه روشون حساب کرد، یه جورایی خودخواهن و اصلا نمیتونی رو برادریشون حساب باز کنی، فقط دنبال تیغیدن هستن!رشتیا از مازنی ها بدتر مازنی ها از رشتی ها بدتر یعنی یه رقابتی تو بد جنسی بینشون هست.
  • مشهدیها: آدم های بد جسنی هستن و من موندم اگه امام رضای بیچاره رو اونجا نمیکشتن الان اونا چی داشتن
  • آذری ها: آذری ها چند قسمن، سمت اردبیل بد اخلاقن، کم حوصله، سمت تبریز متکبر و خودبرتر بین، سمت ارومیه قرتی و ژیگولن، سمت زنجان ولی متعصب و مهربونن
  • کردها: کردها مهربان و خونگرمن ولی کله شقیه خاصی دارن که ممکنه بعضا نتونی باهاشون طولانی تعامل کنی ولی به شدت مهمان نوازن
  • لرها: لرها خیلی مهربون و خون گرمن ولی رگ لری دارن که باید مراقب تحریکش بود!
  • شیرازیا: محشرن، محشر و مهربون
  • خوزستانیا: یکم یه جورین ولی خوبن، یه ذره آدم حس راحتی بهشون نداره ولی گرمن و خوش برخورد
  • بندریا: بندریا کاسبن ولی معتقد مخصوصا قشم و کیش و اینا بومی هاش خیلی خوبن ولی اونایی که از بیرون اومدن کلاه بردارن
  • اصفهانیا: اصفهانیا و کاشی ها، خیلی یه جورین اصلا جنسشون خوب نیست، علاوه بر اینکه خیری ندارن از ریگ بیابونم میخوان پول دربیارن!!
  • همدانی ها: به شدت کنس ن و اصلا آبی از اونها برای کسی گرم نمیشه و فقط دنبال منافع خودشون هستن
  • بلوچا: گلن، گل! یعنی مهربون، معتقد، مهمان نواز و غیور
  • خراسان شمالی ها: اونها هم دوست داشتنی هستن ولی یه سردی تو روابطشون هست و اون گرمیه شیرازیا رو ندارن
  • گنبدیا: خیلی دیگران رو آدم فرض نمیکنن ولی خوبن، میشه روشون حساب کرد

+ اینا برداشت های شخصی بنده است، قطعا همه جا خوب و بد داره ولی بنده در طول این قریب کمی کمتر از ربع قرن مسافرت این طور دیدمشون.

۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۲ شهریور ۹۷ ، ۱۶:۰۰
یک مرد!

سلام

همسایه بقلیمون خونه شو فروخت هشتصد هزار تومن، یادمه اون موقع از مرحوم پدرم پرسیدم خونه ما چقدر میارزه؟؟ ایشون گفتن ماله ما شاید نهصد هزارتومن اینا بیارزه، گفتم ما پس میلیونر نشدیم، گفت نه هر وقت ما یه میلیون تومن تو حساب بانکیمون پول داشته باشیم ما هم میشیم میلیونر ... یعنی پول خونه حساب نیست، گفتن نه دیگه باید غیر از خونه یک میلیون داشته باشیم به ما هم بگن میلیونر ... ذوقی برای میلیونر شدن نداشتم ولی برام جالب بود چه حسی داره ....

این اتفاق شاید برای سی و اندی سال پیش بوده، امروز من یک میلیارد پول دارم، ولی اصلا لذت و هیجان میلیونر شدنی که قبلا داشتم رو ندارم، وقتی با یک میلیارد هیچ کاری نمیتونی بکنی، یعنی داشتنش با نداشتنش یکیه!!

هر چی فکر میکنم نه میشه خونه ای خرید، نه ماشینی که میخوام و نه حتی کاره خیری باهاش کرد یا کاره تولیدی، خونه نمیشه خرید چون خونه ای که مثلا متری 5-6 میلیون میارزه الان داره میده متری 13-14 میلیون، ماشین نمیتونم بخرم واسه اینکه ماشینی که 15-20 میلیون میارزه رو دارن 40 میلیون میفروشن ... کار خیر نیمتونم بکنم چون هر جا رو رصد میکنم یا یه ریگی تو کفششونه یا انقدر حیف و میل و جاهای غیر ضرور خرج میکنن که ترجیح میدم بانک محترم پولم رو دستش بگیره و رباشو بده بهم! کاره تولیدی هم که معلومه مگه دیوانه م وارد پروسه سختش بشم...

یه وقتایی تو بعضی پستا میخونم، پول ندارن مثلا برن کنسرت یا مثلا یه چیز چند صد هزار تومنی یا چند میلیونی بخرن، من پول رفتنشو دارم ولی یادم نمیاد کنسرتی رفته باشم، یا مثلا یه گوشی مد روز دستم گرفته باشم، یا هر جا برم با آژانس باشه ... داشتن این چیزا اون موقعی هم که میلیاردر نبودم، لذتی برام نداشت الانم نداره ... سال هاست این گوشی دکمه ایه نوکیا چراغ قوه دار دستمه هر جا هم برم با اتوبوس و متروه، چون واقعا حال رانندگی ندارم ...

پس قبول دارید داشتنش با نداشتنش فرقی نداره، حتی اعتماد به نقس هم نمیاره، هیچ حسه خاصی نداره، فقط یه عدد یکه با چند تا صفر که هیچ ارزشی ندارن، واقعا هییییییییچ ارزشی ندارن، وقتی لذت های واقعی چیزای دیگن، تو هییییییییییچ ارزشی براشون نمیتونی قائل بشی .

+ این پست کاملا واقعی است، بدون هیچ گونه نیت فخر فروشانه ای!

++ اصلا هم موضوع افسردگی نیست.


۱۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۰ شهریور ۹۷ ، ۱۲:۴۰
یک مرد!

سلام

تاریخ تولد آقای انتظامی 1303 قید شده، یعنی دو سال بزرگتر از آقای جنتی که متولد 1305 هستن؛ 

تا حالا نشنیدم کسی سن آقای انتظامی رو به سخره بگیره یا راجع بهش جک بسازه و توهین کنه!

+طرفداران یک جریان وابسته و همیشه خائن در این مملکت اگرچه ظاهرا خیلی شیک و مجلسی و مدرن هستن ولی از هیچ وسیله و ابزاری برای رسیدن به هدفشون دریغ نمیکنن.

 ++ این فیلم ارزش دیدن داره، روایت برگشت گوگوش به ایرانه!

۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۳ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۰۸:۴۸
یک مرد!

سلام

نمیدونم ازکی معنای عشق تو رابطه زن و مرد خلاصه شده، چون واقعا نمیتونم بفهمم، بنظرم عشق به فرزند عشق به پدر و مادر عشق به خواهر و برادر به مراتب از عشق به زن یا معشوقه و دوس دختر و نامزد و ازین حرفا بالاتره و عمیقتره.جنس عشق به والدین و برادر و خواهر و بخصوص فرزند واقعاااا از عشق به جنس مخالف عمیق تر و جانانه تره

+ به جرات میتونم بگم شخصا اول از همه عاشق مرحوم پدرم هستم.

خدایا از بابت لذت عشقی که میبرم ازت ممنونم.

۱۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۲۵
یک مرد!

سلام

معمولاً یکی از دلایل مهم ازدواج برای آقایون بچه دار شدنه، بقای نسل یکی از اساسی ترین دلایل ازدواج میتونه برشمرده بشه ولی خب این بقای نسل آثاری داره که باید روش حتما دقیق بود.

میزان زمان و هزینه های مربوط به تربیت و رشد بچه خیلی مهمه، فارغ از هزینه های مادی که کمترین اهمیت رو داره باید ببینین جامعیت و قابلیت سایر هزینه ها تو زنانتون هست یا نه، یعنی کسی که باهاش ازدواج کردین فهم و درک تربیت بچه تون رو داره و میتونه مادری کنه برای بچه تون رو یا نه!

دچار حرارت ها و شعله های جاذبه های جنسی که هستین مراقبت کنین مبادا نطفه ای شکل بدین از کسی که لایق نیست و توانایی مادر شدن نداره!!

این هشدار به شدت جدیه، چه بسیار مردانی که به خاطر وجود بچه مجبورن زناشون رو تحمل کنن و بسازن و بسوزن!!

مراقب باشید بعد از چند سال به غلط کردن نیافتین و نگید اگه بچه نبود یه لحظه هم تحملت نمیکردم!

برادرای خوبم، باید زنی انتخاب کنین که فهم مادر شدن رو داشته باشه، باید کسی باشه که درک داشته باشه و فارغ از توهمات احمقانه و خودخواهی های بی شرمانه برای بچه تون مادری کنه و برای شما همسری ...

خانه دار یا شاغل بودن ملاک خوبی در این مورد نیست، چه بسیار زینای خانه داری که لایق هیچی نیستن و چه بسیار کارمندایی که جانانه خونه و زندگی و همسر و بچه هاشون رو حمایت میکنن و نگه میدارن؛ به هر حال از ما گفتن یکی دو سال زنتون رو امتحان کنین و بعد از سال اول اگه براتون اثبات شد که اون زن لیاقت داره مادر بچه تون بشه اجازه تشکیل نطفه رو بدین وگرنه نکنین که بد پشیمون میشید!

خداآخر و عاقبت همه ما رو ختم به خیر کنه

* چقدر کم فرزندی پدیده ی بدیه این روزها، متاسفم واسه بچه های این روزها،‌ما این همه عمه و عمو و خاله و دایی داشتیم و تو بستر امن و راحتی تربیت شدیم اینا چی میخوان در بیان که همش پای تلویزیون و کامپیوتر و مهدکودکن!!

**الهی بمیرم واسه بچه م، نه دایی داره نه عمو!

*** بزرگترین خیانت زنان شاغل به بچه هاشونه که اونها رو در طول مدت کارشون از محبت مادرانه محروم میکنن و اونها مجبورن محبتی که ذاتا در مادر ودیعه داده شده رو از خاله مهد یا همکلاسی ها بگیره ... و این خیانت زنانه چیزی کمتر از بزرگترین خیانت ها نیست.... آی زنانی که به خاطر مسائل مالی یا مسائلی مثل شان اجتماعی یا بهره برداری از تحصیلات و تجربیاتشون عزیز ترین هدیه خدا رو به ورطه نابودی میکشونن، خائنینی هستن که خیانتشون تا ابد جاری چون تربیت اون بچه بر بچه هاشو و دیگران تاثیر داره!

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۴۹
یک مرد!

سلام

خیلی بی مقدمه میرم سر اصل مطلب، زنی که نتونه از پس کارای اولیه یه زندگی بر بیاد زن نیست.
زنیکه فشله بی خاصیت تو فریزرش یه بسته سبزی نداره، زنی که نیم کیلو سبزی عرضه نداره خورد کنه زن نیست و به درد لای جرز میخوره!
یعنی خاک بر سر اون زنی که پیاز داغ حاضری میخره
یعنی حالم از زنی که عرضه نداره یه سوزن به یه درزی پارگی ای چیزی بزنه بهم میخوره
عنتره بی خاصیت چس متر خونه تمیز کردنشو سپرده دست کارگر
خاک بر سرت که برای بیشتر از دو نفر عرضه غذا درست کردنم نداری
بی لیاقته مفت خور اونیه که دو تا تیکه ظرف و میندازه تو ظرف شویی
خونه ای که زن داشته باشه مردش مجبور باشه از بیرون غذا سفارش بده باید تو زلزله ویران بشه از دسته زنی که زن نیست
زنیکه فرشا گه گرفته از دوده و خاک، نمیکنه هر چند یه بار با دستمال نمدار فرشارو تمیز کنه، عوضش شیش ماه یه بار اُرد میده بره قالیشویی، پاتو بشور کصافت!
بی پدر و مادره گشاد فقط گوشی دستشه یه حرفم بهش بزنی میاد روت جواب میده چشم سفیده دریده
مادر خراب برگشته تهدید میکنه زیادی زر زر کنی میرم مهریهمو میذارم اجرا، یکی نیست برینه به هیکلش بهش بگه اون موقع که شوهر نداشتی به هر ترتیبی لاشی بازی در میاوردی یکی بگیردت حالا زبونت دراز شده مادر سگه لاشخور
همه لباسا رنگ به رنگ شده، یعنی کصافت عوضی از ماشین لباس شویی هم نمیتونه استفاده کنه یعنی چه گهی مادرت بهت یاد داده این همه سال که ور دلش بودی
نشد یه بار شوهرت بیاد خونه یه بوی غذایی تو مشامش بیاد ... همیشه غذای مونده؟؟ همیشه غذاهای بی مزه؟؟ عقلت نمیرسه تو سفره آب بیاری؟؟ نمیفهمی غذای ننت هم بی مزه و به درد آشغالی میخوره اقلا یه ذره برو یاد بگیر دست پخت چند نفر و بپرس غیر از تا لنگ ظهر لش تو بذاری تو تخت چه کاره دیگه ای بلدی؟؟؟
اون گوشی وامونده رو بنداز اون  ور یکم به خونه برس، به زندگیت برس
آب میروه میگیری میذاری یخچال خاصیتش و از دست میره، غذای مونده به درد ظرف آشغال میخوره میتونی اینو بفهمی یا نه؟؟ واسه اینکه زورت میاد یه آب میوه تازه بگیری مارو مجبور به خوردن مونده میکنی؟؟
میوه خرابا رو برو بده بابات بخوره چرا برای شوهرت میاری؟؟
جنازه پاشو شوهرت داره میره سر کار راهیش کن صبحونه شو بده ... اون پفیوزی که تو رو تربیت کرده بهت احترام گذاشتن یاد نداده چراااا
لباسای زیر و با بقیه لباسا تو یه ماشین ننداز با دست بشور... نرم کننده نزن بو میگیره خوب نیست، خواب آدم و مختل میکنه، کی میخوای اینا رو بفهمی؟؟
هر چند وقت یه بار لحاف تشک و و رو کشاشو آفتاب بده هم ضد عفونی بشه هم بو نگیره، تشک پشمیا رو حتما باید افتاب بدی و الا بید میزنه بمونه ... اینا رو من باید بدونم یا توی بی خاصیت؟؟
حیاط  خلوت و تراس و هفته ای دو سه بار باید بشوری، خاکه ...حموم و توالتو با دامستوس نشور هم بوی سرطانزاست و خیلی تنده هم سطح کاشیا رو به مرور کدر میکنه هم وقتی با شوما میشه شست خیلی هم تمیز میکنه اون دست چولاغ شده تو به کار بگیر نترس چیزیت نمیشه
این همه ساله آرایشگاه رفتی خبر مرگت یه ابرو برداشتن و یه رنگ کردن از دستت بر نمیاد؟؟ یعنی انقددر بی عرضه ای؟؟؟
به جای رژیم های احمقانه پاشو یه غذای مقوی و ساده بخور فردا لشتو نندازی سر من بگی کمبود کوفت و زهر مار گرفتم،داخه الاق گوشت نمیخوری بعد میری اسید فولیک خارجی و آهن میخوری؟؟ دوغ و ماست نمیخوری میری کلسیم میخوری، برو از قصابی استخون گاو بگیر آب استخونش و در بیار بریز تو غذا برات مفیده برای همه مفیده نکبته بی همه چیزه هیچی ندون
عرق نعنا گرفتن کاری داره اخه رفتی عرقیات اسانسی آشغالی میخری به خورد خودت و ما میدی؟؟

بدبخت اون مردی که همچین زنی داره،  نکته جالب اینجاست همین زنا غالباً نگران رابطه شوهراشون با یه زنه دیگن، واسه عقل نداشتشون تاسفی نمیخورم ولی اگه یه ذره فکر کنن با خودشون نمیگن اولی چه تاجی به سرش زده که دنبال یه گه دیگه بگردن!
+ من راجع به این مدل زنا نوشتم، لطفا نیاین افاضه کنین که فلان مدل مردها بهمانن! خارج موضوع صحبت نکنین
++ من تو حماقت این زنای چهارشبه سفید و آزادیهای یواشکی و طرفدارای این ایکبیری مصینژاد موندم، آخه خاک بر سرتون در طول دوهزار و پونصد سال تاریخ ننگین این دیار هیچ حکومتی اندازه جمهوری اسلامی زن ها رو وقیح و پررو و دریده و گشاد و مفت خور نکرده؛ شما با کی دارید مبارزه میکنین؟؟؟!! به قول خودتون حکومت آخوندی هیییچ دستاوردی هم نداشته باشه تو دریدگی و گستاخ کردن زن ید طولایی داشته و داره، از قوانین و احکام ضد اسلام و خانواده به نفع زنش  گرفته تا فراهم کردن فضا و بازار کار برای زنان در حالی که مردها بیکارن؛ یعنی خود رضا خان با همه قزاقاش همه زنای این مملکت رو میکشت از شوروی زن وارد میکرد این ولنگاری به ظاهر زن سالارانه ای که تو جامعه هست و نمیتونست به ارمغان بیاره
+++ معلومه که عصبانیی نیست؛ دلیل خشمگین بودنم هم مشخصه.


۱۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۲ ۲۲ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۲۶
یک مرد!

سلام

الان شبکه قران داره حضرت یوسف رو نشون میده، همون بخش تقاضای مراوده زلیخا از حضرت یوسف....

هربار که این بخش و میبینم تنم به لرزه میافته و با خودم میگم هر کی به خدا اعتماد کنه جایگاه بلندی پیدا میکنه و تقریبا تو تمام موارد در حین دیدن سریال باخودم تصمیمات مهمی میگیرم ولی هربار یادم میره و آش همون آش و کاسه همون کاسه است، خاک بر سرم.

+ همین دیروز سر یه طمع کردن واسه سود بیشتر و درگیری فکریم ک به خدا اعتماد نکردم حدود یک میلیون ضرر کردم، یعنی دقیقا واسه همون مبلغی ک حرص میزدم... 

خدا ناجور قدرت منده و همه کاره است، این فقط یه حرفه وایمان قلبی من نیست.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۴۸
یک مرد!
سلام
برنامه های تلویزیونی که دوست دارم و میبینم:
رادیو شب،بخاطر ریتم و محتوای خلاقانه و صافش
 گفتگوهای شبکه چهار، مثل معرفت و چندتادیگه بیشتر بخاطر کسب  اطلاعات سطح بالا و عمیق و کلا هربرنامه گفتگو محور مثل جهان آرا
رالی فرمول یک شبکه ورزش، بخاطر تسلط فوق العاده گزارشگرش
مسابقه خانه ما و ضدگلوله بخاطر جذابیت کشش ناکه دوست داشتنانه اشتیاق آوره آرزومندانه ش
نردبان شبکه مستند واسه تحلیلهای خوبش
کودک شو هم قشنگه
اخبار شیش ونیم شبکه پنج و بیست و سی




برنامه هایی که محاله خودم ببینم و بذارم کسی  ببینه:
سریال مصببت ستایش چه یک ش چه دوش چ سه و الخ...
نود، بخاطر بی فایده بی خاصیت بودن مطلق برنامه و آدمای توش و بیننده هاش
اخبار ساعت ده و نیم شبکه دو (البته فقط خبرش گفتگوش فرق داره)
عمل جراحی های شبکه سلامت چون دلشو ندارم اعصابم خورد میشه
برنامه های روانشناسی، بخاطر اینکه بعداز این همه سال کار تراپی برا دیگران دیگه حوصله شنیدن ندارم.
سخنرانی های روحانی و نوبخت و جهانگیری و آخوندی و...، حرف میزنن کهیر میزنم
فیلم سینمایی و اغلب سریال ها


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۰۴
یک مرد!

سلام

از بچگی هر وقت فیلم میدیدم و بدتر از خود بازیگراش همزاد پنداری میکردم، الان با دیدنه سریال پدر فقط گریه کردیم... آخه اینم شد سریال اعصاب و روان من و خانوادمو بهم ریختا...(هرچقدر این سریال شبکه سه دلداگانه مزخرفه و تهوع آوره این سریاله پدر داغناک و دل کشه)

الهی بمیرم برای دل باباش... بمیرم واسه خواهر و مادرش ... بیچاره لیلا و پسرشون ....

یاد مرحوم پدرم افتادم، خودم با دستای خودم دفنشون کردم....

برای همه رفتگان فاتحه قرائت کنیم با ذکر صلوات.


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۴۱
یک مرد!

سلام

معمولا اهل دیدن سریال نیستم، اساسا هر چیزی که منو به خودش وابسته کنه رو کنار میذارم مثل تخمه خوردن، دیدن سریال های جذاب و از این قبیل منظورمه و الا چیزای دیگه رو خیلی علاقه مندانه میرم تا وابستش بشم چون لذتی در وابستگی هست که در جدایی نیست (از سخن بزرگان بود)

سریال پدر از ابتداش معلوم بود که درام تراژیکه سنگینیه و اعصاب من کشش از دست دادنهای احتمالی افراد رو تو سریال نداره واسه همین از اول دنبالش نکردم... دیشب وقتی پسرم رو زمین داشت ورجه وورجه میکرد و دستاشو تکون میداد بغضم گرفت و جلوی همه زدم زیر گریه، یعنی غم از دست دادن که نه داااغ از دست دادن حامد انقدر بزرگ بود که سنگینیشو تو قلبم حس میکردم ... خیلی سخته داغه اولاد دیدن... نیمخوام راجع به از دست دادن حامد حرفی بزنم میخوام برگردم به از پنجره افتادن حامد از شر لیلا و یاد چند تا خاطره از خودم محض ریا افتادم، آخه این رو و اون ور میشنوم خیلی میگن مگه همچون پسر پیدا میشه و از این حرفا، لازم به ذکره اینجانب هم متآهلم هم دارای فرزند پس قهرا نمیتونم آرزوی اون دسته از دخترها باشم، پس فقط گوش بدین و بدونین خیلی ها اونطورن ...

اتفاق اول:

فکر کنم سال 1387 بود، اواخر پاییز؛ یادمه دختره باباش سفیر یا کاردار ایران تو تایلند یا سنگاپور اینا بود (خداییش همینم که یادمه کلیه)، یکی دو جلسه باهم رفتیم بیرون، خود دختره یه آپارتمان داشت، جلسه دوم خیلی طول کشید بعد از چند ساعت بیرون بودن و از این دور دور کردن ها و قدم زدن و حرف زدنا و خاطره تعریف کردن ها، دم غروب بود، اذان داد رسوندمش دم خونشون، راستش روم به دیوار، گلاب به روتون خب کلی قهوه و آب میوه و از این چیزا خورده بودیم، منم مثانه م کوچیک نیستا ولی خب از حدش تجاوز کرده بود، به دختره(فکر کنم اسمش مرجان یا مریم یا یه همچین چیزی بود) گفتم میشه برم از سرویس خونه تون استفاده کنم، اونم با فراغ بال پذیرفت و گفت پارک کن و بیا بالا... یادمه بدو بدو رفتم تو دست شویی و داشتم که بیرون میومدم گفتم من تا خونه مسیرم طولانیه اذانم که الان گفته، بذار وضو بگیرم خونه شون نمازمم بخونم که خیالم راحت شه نمونه واسه آخر وقت ... وضومو گرفتم با آستینای بالازده و دستای خیس و دو لنگه جوراب تو جیبم زده بیرون اومدم بیرون که بهش بگم یه مهر بده من نماز بخونم دیدم دختره یه نیمه شلوارک استرچ پاشه، بالاتنه هم یه نیم تنه تو تنش که نمیپوشید بهتر بود، منم واقعا بی خیال از اینکه اون اینجوری به استقبال بعد از موال من اومده بهش گفتم مهر داری نماز بخونم،  بیچاره هول شد رفت از کشویی یه مهر و جانماز آورد منم نمازمو خوندم، قشنگ یادمه نماز مغرب فکرم آزاد بود، نماز مغرب که تموم شد با خودم گفتم برم سراغ دختره یا نه، بعد گفتم بذار نماز عشا هم بخونم خیالم راحت شه بعد برم سراغش، انصافا تمام نماز عشام فقط داشتم به این فکر میکردم که بعد از نماز چیکار کنم و چه برخوردی داشته باشم باهاش، همش تو جنگ بودم که زشته من که خونه این نماز خوندم بده بهش خیانت کنم و دست بهش بزنم و بعد از کلی کلنجار آخرای سلام نماز به این نتیجه رسیدم درست نیست یه آدم نماز خون از اون کارا بکنه، البته با خودمم گفتم کاش نماز نمیخوندما از کفم رفت ولی هی میگفتم نماز نمیخوندم هر کاریم میکردم نمازه قضا میشد کلی اعصاب خوردی داشت بالاخره جونم براتون بگه، نماز که تموم شد انگار نه انگار که اتفاقی افتاده جورابام که دیگه بوی مطبوعی هم نداشتم و پام کردن و با تشکر از سرویسی که در اختیارم قرار داده بود رفتم بیرون ....

 حوصله تایپ کردن اتفاق دوم رو الان ندارم ولی اونم یه همچین وضعیتی بود و پیشنهاد بی شرمانه ای که یه دختره داد رو در مقابل بی خیالی و محل سگ ندادن دفعش کردم و عصبانیش کردم و اونم رفت .... :)


+ با اندک دخل و تصرف اتفاق بالا کاملا واقعی است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۴۷
یک مرد!

به سه عکس زیر توجه کنین:

این عکس بلیط هواپیماست، امشب آخر وقت به سمت استانبول پروازه صبح زود میرسه تا برید داخل شهر و 24 ساعت بگردید فردا شبم برید فردوگاه و چهارشنبه صبح زود برسید تهران، یعنی اولا فقط یک روز مرخصی گرفتین، و دقیقا یک روز کامل استانبول رو گشتین:

حالا داخل فرودگاه 500 یورو به شما میدن: نرخ بانک مرکزی اینه:

نرخ دولتی

بگیم 5200 میشه یه چیزی حدود 2میلیون و 600، با هزینه تپسی تا فرودگاه و عوارض خروج میشه 3 میلیون تومن

حالا این عکس رو ببینین، قیمت یورو تو بازار سیاه‌:

بگیم ازتون یورو رو 12000 تومن بخرنم هم پونصد یورو میشه 6 میلیون تومن؛

///

6 میلیون یوروتون رو بفروشید، 3 میلیون هزینه سفر بدین تفاوتش میشه یک میلیون تومان سود بعلاوه یه سفر مجانی، کجای دنیا دولتش همچین امکانات و مشوق هایی برای سفرهای خارجی فراهم میکنه؟؟؟


+ فقط کافی است یک روز مرخصی بگیرید.... یک میلیون میلیون تومان و یک سفر خارجی رایگان هدیه دولت به شماست.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۷ ، ۰۸:۴۴
یک مرد!

سلام

تو این قسمت، علاقه مندم در خصوص روابط و مشکلات زناشویی کمی صحبت کنم، مبنای مواردی هم که عرض میکنم تجربیات شخصی، مطالعات موردی و تجربیات دیگرانه؛ یکی از مهمترین بخش های زندگی مشترک سال های اول و دوم زندگیه مشترکه که تقریبا با دوران نامزدی و سالهای بعد خیلی متفاوته، عمدتا این سالها مناقشاتی بین زن و شوهر پیش میاد که اگه کمی تعقل و مدیریت بینشون نباشه ممکنه منجر به وقوع اتفاقات ناخوشایندی بشه که عوارض و ضررهاش به مراتب ویرانگرتر باشه؛

مواردی که به نظرم باید با درایت و تعقل پیش بره، به این شرح میتونه باشه:

الف) روابط عاطفی:

تو روابط عاطفی، شعله وری و گور گرفتن های هیجانی میتونه دوام و قوام لازم برای مسیر زندگی رو فراهم نکنه، مثل معروفی که هست، اجازه بدید حتی روابط عاطفیتون عین یه کنده درخت آروم آروم اوج بگیره تا گرما و حرارتش نه سوزان باشه و نه زود خاموش شو؛ این وسط خیلی باید مراقب باشید که بین روابف عاطفی و روابط جنسی فاصله نامرئی بسیار مهمی وجود داره که اون رو هم باید به شدت در نظر داشته باشید؛ به عنوان نمونه (ببخشید مجبورم کمی صریح تر این مسائل رو بگم) هر کششی یه رابطه و جاذبه عاطفی نیست، خیلی وقت ها جاذبه های جنسی با ظاهر جاذبه های عاطفی خودشون رو نشون میدن، یا یه جورایی تو ناخودآگاه طرفین یمدونن این کشش عاطفی منجر به رابطه جنسی میشه و به خاطر همینه که اون کشش عاطفی رو دوست دارن چون به راحتی جنسی ختم میشه و این موضوع خیلی هم مطلوب و خوبه به یه شرط که همزمان به صورت مشترک روابط عاطفی زمینه ای رو بتونیم با جاذبه های جنسی و غیر جنسی تکمیل و پر رنگ کنیم. مثلا بعد از یه مدت از رابطه جنسی که گذشت باید به این نتیجه برسیم که همسرمون رو خیلی بیشتر از قبل دوست میداریم و دلمون براش تنگ میشه، اگه اینطوری باشید خب زندگی به مرور و کنده وار گرما آفرین خواهد بود، ولی اگه هر بار قبل از رابطه جنسی یهو تحریکات عاطفی داشته باشید و بعد از اتمام عملیات جنسی دیگه کشش عاطفی نداشته باشید و حتی نخواید که در آغوش همسرتون آروم بگیرید و فرداش دلتون براش تنگ نشه این چیزیه که یکم باید نگرانش باشید.


ب) روابط جنسی:

روابط جنسی خیلی ساده ن در عین اینکه خیلی هم حساسه و پیچیدگی های خاص خودش رو داره، یه مثال ساده یمزنم جوون ها خوب درک کنن، رابطه جنسی رو دقیقا به مراتب مخ زدن نرم و آروم آروم تشبیه کنین بذارید لذت رابطه ایجاد بشه و به جونتون بچسبه تا خاطره خوب لذت جنسی براتون تداوم بخش زندگی مشترک باشه؛ نمیدونم جا افتاد مطلب یا نه، بذارید رابطه جا بیافته هول نباشید خیلی یواش و نرم پیش برید قرار نیست شب اول حجله یا اولین روزهای نامزدی و محرم شدن یا حتی زندگی مشترک یه رابطه کامل رو تجربه کنین، بذارید شرایط و تمایلات مشترک طرفین پیش برنده باشه، اجازه ندید یکی از طرفین با اکراه همراهی کنه، بذارید این موضوع لذت بخش پیش بره و کشش آمیز...  این مورد در آقایون خیلی مهمه، یادتون باشه خیلی از خانومها از رابطه جنسی یه ترس تاریخی دارن و هرچقدر هم که بگن راحتن ومشکلی ندارن حرفاشون رو نباید باور کرد و باید با ملایمت برخورد کرد، تا کشش درونی ایجاد بشه و تاکید میکنم رابطه جنسی یه عمل مشخص نیست یه مجموعه عملیاته که لذت بخشه و آدم رو به اوج لذت میرسونه باید باشه


ج) روابط مالکانه:

این روابط مالکانه، همون ما شدن بعد از من بودنه، این مهم ترین دلیل تداوم زندگی مشترکه؛ اینکه ما حس کنیم اینجا خونه ماست، این وسایل وسیله ماست، این پولا پولای ماست، این لباسای لباسای شوهر منه، این وسایلا وسایلای خانوم منه، و از این قبیل ... درسته نیت و حسش خیلی مهمه ولی بیان و اصطلاحش هم کم اهمیت نیست، مادرتو اصلا اصطلاح خوبی نیست، مادر جون یا مامان جون مثلا اصطلاح خوبیه، به عنوان مثال مادر خانومتون رو توافق کنین مادر جون صدا کنین و مادر شوهر رو مامان جون که از به کار بردن اصطلاح مامان تو و بابای تو خواهر تو و این الفاظ خودداری کنین. این روابط همون روابط مالکانه ست و به شدت تو گرما بخشی زندگی مشترک موثره، ببینین رابطه جنسی و عاطفی به مرور عادی میشه و حرارتی که روزهای اول داره رو دیگه نداره (چون به گرماش عادت میکنیما و الا همچنان گرما بخشه) ولی این روابط مالکانه ست که خیلی چیزا رو میتونیم بر همین پایه پیش ببریم و روابط عاطفی و جنسی رو حتی گرمتر و شیرین تر کنیم.


با هر چیزی هر غذایی و با هر مزه ای میشه چیزی برای خوردن درست کرد، ولی مهم اینه که کدبانوگری و تدبیر داشته باشه و با کمترین چیز خوش مزه ترین و خوش خوراک ترین خوردنی ها و خوراک برای زندگیمون درست کنیم، اون موقع است که زندگی برامون لذیذ خواهد شد.


+ زندگی میدون جنگ نیست، جدول ضرب هم نیست، بازار دلال ها و بده بستون هم نیست، توی خونه رابطه پدر فرزندی شبیه هیچ رابطه ای تو بیرون خونه نیست، پس رابطه خانوادگی رو اصلا شبیه روابط بیرون خونه تصور نکینن و همیشه به جای سخت گیری یه چشمتون رو ببندید و با محبت گذشت داشته باشید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۱۶
یک مرد!

نزدیک اذان صبح بود،‌ نی نی با دست و پا زدن مارو بیدار کرد، دلش بازی میخواست، بلندش کردم و بازی بازی کردم باهاش سر و صداش در اومد مجبور شدم بلند شم راش ببرم ... دیدم آشغالا رو نذاشته بیرون بردم آشغالا رو گذاشتم سر کوچه با نی نی، یکم بهش هوا خورد آروم تر شد اومدم تو خونه بردمش تو تراس اونجا یه نسیم ملایم صبحگاهی میوزید، تو روشنای افق پرنده ها هم یواش یواش داشتن شروع به خوندن میکردن... دیدم شل شد و یعد از چند لحظه آروم خوابش گرفت، یکم منتظر شدم خوابش سنگین بشه ببرمش تو جاش بخوابونمش...

+ شیرینی داشتن اولاد به حدیه که هر بار دعام اینه خدا به اونایی که ندارن یا نمیخوان یا نمیشه و یا هر چیز دیگه شیرینیه داشتن بچه رو بچشونه ...

++ ماشا الله و لا حول ولا قوه الا بالله

+++ تو مباحث به جای گارد گرفتن کمی تعمق و تفکر کنین، ضرورت نداره فوری و بدون دقت عکس العمل نشون بدین، گفتم تو مباحث ولی شما تو همه مراحل زندگی این کار و بکنین.

++++ همینی که من میگم شیرینی برای یه عده مصیبت عظمی است!! بی خوابی و خستگی و استرس داره ولی به خدا شیرینه...

+++++ یادمه به مرحوم پدرم میگفتم من خرابکاری میکردم منو نمیزدین، من باشم بچه یه جارو کثیف کنه با خاک یکسانش میکردم، ایشون گفتن اولا تو خیلی مراعات کن و مراقب بودی در ثانی خب چرا بزنیم، بچه بودی دیگه دست خودت که نبود، الان بوی پی پی کردنش از هر عطر لاکچری برام خوش بو تره

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۴۳
یک مرد!

سلام

قطعا مقصر مادرهایی هستن که دختراشون رو آماده شروع و تداوم یک زندگی نکردن

قطعا مقصر مادرهایی هستن که اجازه ندادن و یاد ندادن دختراشون تو آشپزخونه با علاقه مشارکت کنن و دست پختی به نام خودشون داشته باشن

قطعا مقصر مادرهایی هستن که دختراشون بی مسئولیت بارآوردن که بعد از چند ماه از به دنیا اومدن بچه شون بازم نمیتونن کارای نوزادشون رو انجام بدن

قطعا مقصر مادرهایی هستن که به دختراشون یاد ندادن چطور شوهر رو مدیریت کنن، چطور زندگی رو جمع و جور کنن

قطعا مقصر مادرهایی هستن که نظافت خونه یادشون ندادن

قطعا مقصر مادرهایی هستن که اجازه دادن دختراشون تا لنگ ظهر بخوابن و زمانی که قرار باشه تو خونه شوهر برای شوهر و بچه هاشون کاری کنن زورشون بیاد و از حال برن

قطعا مقصر مادرایی هستن که به دخترشون یاد ندادن چطور در مقابل شوهر و خانواده شوهر ادب رو رعایت کنن و حرمت نگه دارن

قطعا مقصر مادرهایی هستن که به جای مطیع و موقر تربیت کردن دختراشون اونا رو پررو،دریده و گستاخ بار آوردن تا مثلا به قول خودشون کسی سوارشون نشه

قطعا مادرهایی مقصرن که ....


هر نقطه ضعفی که در زنان و دختران امروز میبینیم مقصر مادرهایی هستن که چه آگاهانه چه ناآگاهانه باعث بی عرضه و بی ادب و گستاخ شدنشون شدن؛ یه عده از مادرها از سر دلسوزی نابجا و یه عده از سر بدجنسی و خالی کردن عقده های خودشون و یه عده با ناآگاهی و نادونی تمام کاری کردن که اینطور بشه ...

+ مسلما پدرهایی که دختراشون و لوس، بی مصرف، بی عرضه و بی خاصیت تربیت کردن هم تو این موضوعات نقش داشتن ولی کی نمیدونه که نقش تربیتی مادر چندین برابر پدر اهمیت داره و داشته.

۱۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۵:۱۸
یک مرد!