یک مرد مینویسد!

یک مرد مینویسد!
آخرین نظرات

۷ مطلب در تیر ۱۳۹۷ ثبت شده است

سلام

قطعا مقصر مادرهایی هستن که دختراشون رو آماده شروع و تداوم یک زندگی نکردن

قطعا مقصر مادرهایی هستن که اجازه ندادن و یاد ندادن دختراشون تو آشپزخونه با علاقه مشارکت کنن و دست پختی به نام خودشون داشته باشن

قطعا مقصر مادرهایی هستن که دختراشون بی مسئولیت بارآوردن که بعد از چند ماه از به دنیا اومدن بچه شون بازم نمیتونن کارای نوزادشون رو انجام بدن

قطعا مقصر مادرهایی هستن که به دختراشون یاد ندادن چطور شوهر رو مدیریت کنن، چطور زندگی رو جمع و جور کنن

قطعا مقصر مادرهایی هستن که نظافت خونه یادشون ندادن

قطعا مقصر مادرهایی هستن که اجازه دادن دختراشون تا لنگ ظهر بخوابن و زمانی که قرار باشه تو خونه شوهر برای شوهر و بچه هاشون کاری کنن زورشون بیاد و از حال برن

قطعا مقصر مادرایی هستن که به دخترشون یاد ندادن چطور در مقابل شوهر و خانواده شوهر ادب رو رعایت کنن و حرمت نگه دارن

قطعا مقصر مادرهایی هستن که به جای مطیع و موقر تربیت کردن دختراشون اونا رو پررو،دریده و گستاخ بار آوردن تا مثلا به قول خودشون کسی سوارشون نشه

قطعا مادرهایی مقصرن که ....


هر نقطه ضعفی که در زنان و دختران امروز میبینیم مقصر مادرهایی هستن که چه آگاهانه چه ناآگاهانه باعث بی عرضه و بی ادب و گستاخ شدنشون شدن؛ یه عده از مادرها از سر دلسوزی نابجا و یه عده از سر بدجنسی و خالی کردن عقده های خودشون و یه عده با ناآگاهی و نادونی تمام کاری کردن که اینطور بشه ...

+ مسلما پدرهایی که دختراشون و لوس، بی مصرف، بی عرضه و بی خاصیت تربیت کردن هم تو این موضوعات نقش داشتن ولی کی نمیدونه که نقش تربیتی مادر چندین برابر پدر اهمیت داره و داشته.

۱۸ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۳۰ تیر ۹۷ ، ۱۵:۱۸
یک مرد!

سلام

همونطور که قولشو داده بودم میخوام تو چند پست به دعواهای زن و شوهری بپردازم، ممکنه لیست کاملی نشه ولی اینا حاصل رصد و بررسی چندین سال زندگی مراجعینم، اطرافیان، خودم و بعضا برخی شنیده ها و خوانده هاست؛ مثلا چیزایی که ممکنه باعث دعوا بشه شاید تو ذهنتون برخیش خیلی ساده و احمقانه باشه ولی یادتون باشه اختلافات ودعواهای بزرگ منتظر یه جرقه ن همین جرقه کوچولوی احمقانه قطعا پشتوانه اختلافیه بزرگی داره که مطمئنا ممکنه آثار مخربی داشته باشه از همین روی لیستی از جملاتی که منجر به دعوا میتونه بشه روو در ادامه خواهیم خوند:

  1. چرا مامانت گفت بریم اونجا من گفتم نریم تو طرف منو نگرفتی؟؟
  2. چرا آبجیت اون طوری گفت به من، اصلا به اون چه؟؟
  3. من میخوام این سریال و نگاه کنم کانال و عوض نکن!!
  4. مگه هزار بار نگفتم لیوان و رو بشقاب نذار زیرش روغنی میشه؟؟
  5. اون دختره چرا انقدر باهات حرف میزد، حالا اون هیچی تو چرا انقد نیشت وا بود؟؟
  6. به من توجه نمیکنی چرا؟/ چرا از صبح تا حالا  زنگ نزدی حالمو بپرسی؟؟
  7. من بهت گفته بودم یک کیلو بخری چرا دو کیلو خریدی ؟/ حالا من با این زیادیش چی کار کنم؟؟/
  8. کنترل و کجا گذاشتی؟؟؟
  9. چرا انقدر بچه رو بغل میکنی؟؟
  10. جوراباتو اونجا ننداز
  11. پیرهنتو اون جوری اویزون نکن چروک میشه
  12. بچه رو چرا اونجوری بغل میکنی آخه؟؟
  13. به بچه از این داروها نمیخواد بدی!
  14. این چیه پختی بابا اه ... من از اینا نمیخورم تو یعنی بعد از این همه مدت نمیدونی!؟
  15. خب من چه کوفتی برات بپزم هر چی میپزم که نمیخوری!!!
  16. صدای اون و کم کن، این کارارو بذار وقتی من خونه نبودم انجام بده
  17. کجا؟ کجا؟؟ هر روز هر روز خونه بابات چه خبره؟؟؟ میخواستی خونه بابات باشی واسه چی شوهر کردی؟؟
  18. من خونه اونا نمیام، از زنش خوشم نمیاد یه جوریه... باید بیای آبروی منو نبر نمیشه که تو نیای!!
  19. لباس زیرتو از اونجا بردار... تولباسای من ننداز ...
  20. من گفتم این مارکشو بخری، این برنده رو نمیتونم مصرف کنم ... حالا چه فرقی داره بابا


+ این لیست در حال تکمیل است!
++ اینایی که تو خواستگاری سوالات سطح بالا میپرسن یادشون باشه زندگی مشترک زیر یه سقف یه چیزی عین دعواهای خواهر برادریه با این تفاوت که طرفت برادر و خواهرت نیست یه مرد یا زنه غریبه ست که بیش از اینکه خودشو وقف تو بدونی از تو توقع داره!!
+++ این پست از این وبلاگ رو بخونین خیلی راه گشاست!
++++ اگه چیزی هم شما شنیدین اضافه کنین
۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ تیر ۹۷ ، ۰۹:۲۴
یک مرد!

زندگی زناشویی پر از اختلافات رنگ و وارنگه، یه چیزی که خیلی تو جلسات خواستگاری و آشنایی مطرح میشه، خواسته ها و توقعاته، و البته وقتی وارد زندگی مشترک و زیر یک سقف که میشین تازه متوجه میشین که اووووووه چقد ربه چیزای بی اهمتیی دامن میزدم و برام مهم بود و چه چیزای جدیدی هست که اصلا بهش توجهی نداشتم به خاطر همین کلی مشکل و گره و معضل پیدا میشه که اگه تدبیر نکنیم (البته نه از نوع دولتیش) کلی به مساله و بحران مواجه میشیم، علی ای حال من شما رو به شندین یه آهنگ به اسم سرنوشت از شادمهر عقیلی دعوت میکنم، موضوعات و راهکارهای مهمی تو این آهنگ هست، خیلی خوبه که خوب و فهیمانه گوشش بدیم.


+ تصمیم گرفتم موضوع اختلافات زناشویی رو کمی بیشتر بهش بپردازم، این دو وجه میتونه داشته کی برای متاهلین که راهکاری برای رفع ش پیدا کنن و برای مجردین که چشم اندازی از توقعات و خواستها هاشون بتونن ترسیم کنن.


++ امسال تو لیست تبریکام به روز دختر بیشتر از 7 - 8 نفری تو مخاطبینم نبود، بهشون پیام دادم کلی خوشحال شدن، من همیشه برای مناسبت ها به منتستبین (کسانی که مناسبت در خصوص اونهاست) اس ام اس میدم، خوشحال میشن.


+++ نمیدونم چرا من حرم حضرت معصومه از امام رضا بیشتر لذت میبرم، راستش همیشه میگم من خواهرشون و بیشتر دوست دارم، هر چی باشه دختر عمومه!

۳ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ تیر ۹۷ ، ۱۱:۳۳
یک مرد!

خیلی ...

+جان هر کی دوس دارید لامپای اضافه رو خاموش کنین!

++ شهرهای کوهستانی هم گرمن مخصوصا روزاش که افتضاح گرمن!

+++ از بعد از جنگ به این ور ما خاموشی برنامه ریزی شده به اون معنا نداشتیم، از برکات دولت تدبیر و امید تو سال 2018 تو پایتخت و تقریبا تمام شهرهای کشور روزانه چندین ساعت برق میره!


۶ نظر موافقین ۲ مخالفین ۰ ۲۳ تیر ۹۷ ، ۰۹:۲۴
یک مرد!

هزینه هایی که تو مقطع سال 1392 مطرح میشد از دلایل  3000 هزار تومن شدن دلار هزار تومنی در 8 سال گذشته ش:

  1. تحریم های شدید بین المللی به خصوص تحریم های شورای امنیت که منجر میشد به اینکه بریم ذیل فصل هفتم شورا یعنی مجوز جنگ علیه کشورمون، اونم بخاطر به دست آوردن دانش صنعتی غنی سازی اورانیوم، داشتن سایت های فردو، اصفهان و نطنز و... که هر کدومش یه اهرم بسیار قدرتمد تو معادلات جهان سیاست بوده و هست (البته الان توش سیمان ریختن و دیگه نداریمشون)
  2. هزینه ساخت 4.500.000 واحد مسکن مهر و افزایش نقدینگی ناشی از اون.
  3. تحریم کشتی، بیمه کشتی ها و انتقال ارز حتی از بانک مرکزی (این یعنی شما نمیتونی نفت بفروشی، اگه بفروشی نمیتونی منتقل کنی، اگر منتقلم کردی نمیتونی پولشو بگیری) البته این تحریم باعث شد نفت تا 100 دلار بالا بره و عملا ما با کاهش فروش نفت میزان ارز بیشتری کاسب شدیم و البته مجبور شدیم از امثال بابک زنجانی برای انتقال و هزینه کرد ارزمون استفاده کنیم
  4. افزایش نقدینگی ناشی از پرداخت یارانه مستقیم، حاصل از طرح تحول اقتصادی(مبلغ 45.500 تومن سال 88 معادل تقریبی به نرخ امروز دلار میشه نفری 350.000 تومن (اینو با حداقل حقوق 1200.000 تناسب ببندین یعنی چیزی بیش از 30 درصد حداقل حقوق، یعنی اگه یه خانوار سه نفر باشید عملا دارید یه ماه حداقل حقوق میگیرید))

هزینه هایی که الان باعث افزایش دلار از 3000 تومن به 8000 تومن شده و ظاهرا همچنان ادامه داره:

  1. ما با وجود معطل نگهداشتن همه برنامه های اقتصادی و علمی کشور و سرانجام رسوندن برجام با سیمان ریختن تو داشته ها و برگ های برنده علمی به خصوص اتمی
  2. بیرون رفتن بدون هییییییییچ هزینه امریکا از برجام
  3. هنوز هییییییچ تحریمی علیه کشور منعقد و اجرا نشده و همچنان برجام یعنی تعلیق تحریم ها به خصوص تحریم های سازمان ملل معلقن و بازفعال نشدن.
  4. عملکرد دولت هم کاملا تو بخش های مختلف مشخصه، مهمترین دستآوردشون هم آزاد کردن ورود زنان به ورزشگاه و فیلتر یا رفع فیلتر تلگرامه و از این قبیل!
  5. حذف بیشتر دهک های دریافت کننده یارانه و البته پرداخت یارانه بدون یک هزارم درصد از سال 89 به این ور( این یعنی هزینه های جاری  متاثر دولت از پرداخت یارانه تو اولین سال پرداخت ده ها برابر هزینه های جاری امساله هم به خاطر عدم افزایش مبلغ و هم به خاطر حذف بیش از دو سوم یارانه بگیران)
  6. هزینه های جاری طرح تحول سلامت رو هم اگر بررسی کنیم، درسته یه بار مالی سنگین بوده و واقعا فشار هزینه های درمان رو از دوش مردم به نسبت کم کرده ولی اولا باعث پرداخت های غیر منصفانه به کادر درمان شده به خصوص پزشکان و از طرفی توقع اونها رو به شدت بالابرده و رقابت برای رفتن تو بخش درمان رو خیلی زیاد کرده نمونش بالاتر بودن میزان شرکت کننده تو رشته تجربی در این سال های اخیر بوده


+ اینا یه خلاصه ای از چیزایی که به ذهنم رسید بود، حالا در ادامه بهشون اضافه میکنم شما هم اگه چیزی داشتین اضافه کینن.

++ چند دیقه پیش یکی از دوستان اومد تو اتقاقم و گفت خدا رو شکر این دولت سرکاره و الا الان مجبور بودیم تو خیابون از این رو دیوار فقط راه بریم!! (از این شکلکای خنده تلخ غم انگیز تر از هر چی)

+++سر شام بودیم دختر خاله م گفت، دخترش یه چند میلیون پول داره میخواست ماشین بخره واسه خودش، ولی دیده بازار سکه اینطوریه میخواد سکه بخره، راستش نهی ش کردم از ورود به این بازار آشفته و بهش گفتم ممکنه بیشتر بشه ممکنه کمتر بشه، راستش من اصلا نمیدونم چی قراره بشه؛ اون روز فکر کنم سکه 2.300.000 اینا بود الان سکه شده 3.100.000، موندم به خدا

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ تیر ۹۷ ، ۱۵:۰۴
یک مرد!

نرخ های امروز در بازار ارز و سکه:

درهم:  2100 تومان دلار میشه (با نرخ 3.67) چیزی بیش از 7700 تومان

سکه کامل بهار آزادی : 2.850.000 تومان

یک گرم طلای خام: 250.000 تومان

علی برکت الله!


عدم کارایی دولت، نرخ آتی بازار سکه، انتظار تورمی و ... همینطور سیاست های محدود کننده بین المللی، و از این قبیل دلیل بالا رفتن قیمت ها میتونه باشه، ولی به نظرم شتاب و هجوم مردم برای ورود به بازارهایی که فکر میکنن سود توشه و بالابردن تصاعدی این بازارها به خاطر افزایش تقاضا دلیل اصلی این افزایش لجام گسیخته است. نمیدونم چرا مردم ما هر چیزی که گرون میشه با ترس و لرز هجوم میارن به خریدنش، اگه واقعا همه با هم دست به دست هم بدیم که چیزی که بی جا وبی منطق گرون شده رو نخریم واقعا زندگیمون خیلی بهتر از اینی که هست میشه، البته جا داره از دلال ها و واسطه هایی که از بازار میوه تا ارز همه جا هستن هم بخوایم که یه ذره انسانی تر به پول نگاه کنن و همه چیز رو در سود بیشتر به قیمت فقیر شدن دیگران نبینن.


+ مقصر خود مردمن، که اینطوری به همه چیز دامن میزنن و اون طوری میرن رای میدن و اون یکی طوری میرن دلالی میکنن!!!

++همزمان با گرانی بی‌سابقه مسکن، خودرو و اقلام ضروری مردم، عصر روز گذشته رئیس‌جمهور برای بازدید از توچال به این منطقه تفریحی رفت.

۱ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ تیر ۹۷ ، ۱۲:۳۸
یک مرد!

سلام

چندروز پیش راجع به جایگاه ها با عیال حرف میزدم، بحثه تکراری ای بود ولی بی فایده نبود، بهش بارها گفتم من داداشت نیستم که بتونی بهش اولدوروم پولدورم کنی، یا بابات نیستم که یه ناز کنی کلی نازت و بخره و هر چی بگی انجام بده، من شوهرتم، کسی که باید در مقابلش کرنش داشته باشی و سرکشی نکنی؛ برگشت گفت مگه اسیری آوردی گفتم، اسیری چیه، این جایگاه مردانه است، جایگاه شوهریه، تو اگه میخوای زن باشی باید شوهرت رو تو جایگاه خودش بشناسی و باهاش تو همون جایگاه تعامل داشته باشه؛ گفت این که آخر زورگوییه، گفتم من ازت یه حرف شنویه ساده میخوام در مقابل کلی سرویس و خدمات داری میگیری، اگر چه اصلا به اینکه به خاطر چیزی کاری بکنی قایل نیستم ولی واقعیت اینه که همه ما آدم ها ما به ازای خدماتی که میگیریم خدمت میدیم، حتی تو محبت کردن هم همینطوریم ...

بحث به درازا کشید، حدودای چهار صبح بود، نی نی داشت بیدار میشد یواش یوش که گفت بابای منم همینجوریه واسه ما خوبه ها حرف بچه هاشو گوش میده ها ولی اگه مادرم چیزی بگه کلی ان قلت میاره، منم گفتم این طبیعته زندگیه، حالا اون مادر ممکنه بزنه زیر همه چیو و اون زندگی رو نابود کنه ولی همه هنر و وجود یه زن تو گرم نگه داشتن خونه و شوهر داریشه، وگرنه بقیه توانایی هایی که یه زن میتونه داشته باشه یه جورایی حاشیه است و هر کسی میتونه داشته باشتش، ولی هنر زن بودن اختصاصیه یه زنه که هییییییچ مردی توانایی انجام اون رو نمیتونه داشته باشه.


+ عیال چند روز پیش بعد از یه دعوای سبک!! گفت میخوام برم خونه بابام، منم گفتم باشه، بعدش هیچی نگفتم دیدم داره حاضر میشه رفتم و حالا به یه ترتیبی نذاشتم بره کلی حرف زدیم، فردای اون روز کشیدمش کنار و با لحن خیلی تند و تحکم آمیزی بهش گفتم: ببین، اینکه واسه من تعیین تکلیف میکنی و منو با ابزارهایی که داری تهدید میکنی، من از اون بیدا نیستم که تو بتونی بلرزونیش، بعدش تو خیلی بیجا کردی بخوای بدون اجازه من از این خونه پاتو بذاری بیرون، قلم پاتو میشکونم یه بار دیگه همچین فکری به ذهنت بیاد، یا ازدواج نمیکردی حالا که ازدواج کردی غلط بیجا کردی میگی میخوام برم خونه بابام؛ فهمیدی؟!؟!؟؟

۸ نظر موافقین ۱ مخالفین ۱ ۰۲ تیر ۹۷ ، ۰۸:۵۴
یک مرد!