یک مرد مینویسد!

یک مرد مینویسد!
آخرین نظرات

۱۱ مطلب در مرداد ۱۳۹۷ ثبت شده است

سلام

تاریخ تولد آقای انتظامی 1303 قید شده، یعنی دو سال بزرگتر از آقای جنتی که متولد 1305 هستن؛ 

تا حالا نشنیدم کسی سن آقای انتظامی رو به سخره بگیره یا راجع بهش جک بسازه و توهین کنه!

+طرفداران یک جریان وابسته و همیشه خائن در این مملکت اگرچه ظاهرا خیلی شیک و مجلسی و مدرن هستن ولی از هیچ وسیله و ابزاری برای رسیدن به هدفشون دریغ نمیکنن.

 ++ این فیلم ارزش دیدن داره، روایت برگشت گوگوش به ایرانه!

۱۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۳ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۰۸:۴۸
یک مرد!

سلام

نمیدونم ازکی معنای عشق تو رابطه زن و مرد خلاصه شده، چون واقعا نمیتونم بفهمم، بنظرم عشق به فرزند عشق به پدر و مادر عشق به خواهر و برادر به مراتب از عشق به زن یا معشوقه و دوس دختر و نامزد و ازین حرفا بالاتره و عمیقتره.جنس عشق به والدین و برادر و خواهر و بخصوص فرزند واقعاااا از عشق به جنس مخالف عمیق تر و جانانه تره

+ به جرات میتونم بگم شخصا اول از همه عاشق مرحوم پدرم هستم.

خدایا از بابت لذت عشقی که میبرم ازت ممنونم.

۱۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۶ مرداد ۹۷ ، ۰۰:۲۵
یک مرد!

سلام

معمولاً یکی از دلایل مهم ازدواج برای آقایون بچه دار شدنه، بقای نسل یکی از اساسی ترین دلایل ازدواج میتونه برشمرده بشه ولی خب این بقای نسل آثاری داره که باید روش حتما دقیق بود.

میزان زمان و هزینه های مربوط به تربیت و رشد بچه خیلی مهمه، فارغ از هزینه های مادی که کمترین اهمیت رو داره باید ببینین جامعیت و قابلیت سایر هزینه ها تو زنانتون هست یا نه، یعنی کسی که باهاش ازدواج کردین فهم و درک تربیت بچه تون رو داره و میتونه مادری کنه برای بچه تون رو یا نه!

دچار حرارت ها و شعله های جاذبه های جنسی که هستین مراقبت کنین مبادا نطفه ای شکل بدین از کسی که لایق نیست و توانایی مادر شدن نداره!!

این هشدار به شدت جدیه، چه بسیار مردانی که به خاطر وجود بچه مجبورن زناشون رو تحمل کنن و بسازن و بسوزن!!

مراقب باشید بعد از چند سال به غلط کردن نیافتین و نگید اگه بچه نبود یه لحظه هم تحملت نمیکردم!

برادرای خوبم، باید زنی انتخاب کنین که فهم مادر شدن رو داشته باشه، باید کسی باشه که درک داشته باشه و فارغ از توهمات احمقانه و خودخواهی های بی شرمانه برای بچه تون مادری کنه و برای شما همسری ...

خانه دار یا شاغل بودن ملاک خوبی در این مورد نیست، چه بسیار زینای خانه داری که لایق هیچی نیستن و چه بسیار کارمندایی که جانانه خونه و زندگی و همسر و بچه هاشون رو حمایت میکنن و نگه میدارن؛ به هر حال از ما گفتن یکی دو سال زنتون رو امتحان کنین و بعد از سال اول اگه براتون اثبات شد که اون زن لیاقت داره مادر بچه تون بشه اجازه تشکیل نطفه رو بدین وگرنه نکنین که بد پشیمون میشید!

خداآخر و عاقبت همه ما رو ختم به خیر کنه

* چقدر کم فرزندی پدیده ی بدیه این روزها، متاسفم واسه بچه های این روزها،‌ما این همه عمه و عمو و خاله و دایی داشتیم و تو بستر امن و راحتی تربیت شدیم اینا چی میخوان در بیان که همش پای تلویزیون و کامپیوتر و مهدکودکن!!

**الهی بمیرم واسه بچه م، نه دایی داره نه عمو!

*** بزرگترین خیانت زنان شاغل به بچه هاشونه که اونها رو در طول مدت کارشون از محبت مادرانه محروم میکنن و اونها مجبورن محبتی که ذاتا در مادر ودیعه داده شده رو از خاله مهد یا همکلاسی ها بگیره ... و این خیانت زنانه چیزی کمتر از بزرگترین خیانت ها نیست.... آی زنانی که به خاطر مسائل مالی یا مسائلی مثل شان اجتماعی یا بهره برداری از تحصیلات و تجربیاتشون عزیز ترین هدیه خدا رو به ورطه نابودی میکشونن، خائنینی هستن که خیانتشون تا ابد جاری چون تربیت اون بچه بر بچه هاشو و دیگران تاثیر داره!

۲ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۲۴ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۴۹
یک مرد!

سلام

خیلی بی مقدمه میرم سر اصل مطلب، زنی که نتونه از پس کارای اولیه یه زندگی بر بیاد زن نیست.
زنیکه فشله بی خاصیت تو فریزرش یه بسته سبزی نداره، زنی که نیم کیلو سبزی عرضه نداره خورد کنه زن نیست و به درد لای جرز میخوره!
یعنی خاک بر سر اون زنی که پیاز داغ حاضری میخره
یعنی حالم از زنی که عرضه نداره یه سوزن به یه درزی پارگی ای چیزی بزنه بهم میخوره
عنتره بی خاصیت چس متر خونه تمیز کردنشو سپرده دست کارگر
خاک بر سرت که برای بیشتر از دو نفر عرضه غذا درست کردنم نداری
بی لیاقته مفت خور اونیه که دو تا تیکه ظرف و میندازه تو ظرف شویی
خونه ای که زن داشته باشه مردش مجبور باشه از بیرون غذا سفارش بده باید تو زلزله ویران بشه از دسته زنی که زن نیست
زنیکه فرشا گه گرفته از دوده و خاک، نمیکنه هر چند یه بار با دستمال نمدار فرشارو تمیز کنه، عوضش شیش ماه یه بار اُرد میده بره قالیشویی، پاتو بشور کصافت!
بی پدر و مادره گشاد فقط گوشی دستشه یه حرفم بهش بزنی میاد روت جواب میده چشم سفیده دریده
مادر خراب برگشته تهدید میکنه زیادی زر زر کنی میرم مهریهمو میذارم اجرا، یکی نیست برینه به هیکلش بهش بگه اون موقع که شوهر نداشتی به هر ترتیبی لاشی بازی در میاوردی یکی بگیردت حالا زبونت دراز شده مادر سگه لاشخور
همه لباسا رنگ به رنگ شده، یعنی کصافت عوضی از ماشین لباس شویی هم نمیتونه استفاده کنه یعنی چه گهی مادرت بهت یاد داده این همه سال که ور دلش بودی
نشد یه بار شوهرت بیاد خونه یه بوی غذایی تو مشامش بیاد ... همیشه غذای مونده؟؟ همیشه غذاهای بی مزه؟؟ عقلت نمیرسه تو سفره آب بیاری؟؟ نمیفهمی غذای ننت هم بی مزه و به درد آشغالی میخوره اقلا یه ذره برو یاد بگیر دست پخت چند نفر و بپرس غیر از تا لنگ ظهر لش تو بذاری تو تخت چه کاره دیگه ای بلدی؟؟؟
اون گوشی وامونده رو بنداز اون  ور یکم به خونه برس، به زندگیت برس
آب میروه میگیری میذاری یخچال خاصیتش و از دست میره، غذای مونده به درد ظرف آشغال میخوره میتونی اینو بفهمی یا نه؟؟ واسه اینکه زورت میاد یه آب میوه تازه بگیری مارو مجبور به خوردن مونده میکنی؟؟
میوه خرابا رو برو بده بابات بخوره چرا برای شوهرت میاری؟؟
جنازه پاشو شوهرت داره میره سر کار راهیش کن صبحونه شو بده ... اون پفیوزی که تو رو تربیت کرده بهت احترام گذاشتن یاد نداده چراااا
لباسای زیر و با بقیه لباسا تو یه ماشین ننداز با دست بشور... نرم کننده نزن بو میگیره خوب نیست، خواب آدم و مختل میکنه، کی میخوای اینا رو بفهمی؟؟
هر چند وقت یه بار لحاف تشک و و رو کشاشو آفتاب بده هم ضد عفونی بشه هم بو نگیره، تشک پشمیا رو حتما باید افتاب بدی و الا بید میزنه بمونه ... اینا رو من باید بدونم یا توی بی خاصیت؟؟
حیاط  خلوت و تراس و هفته ای دو سه بار باید بشوری، خاکه ...حموم و توالتو با دامستوس نشور هم بوی سرطانزاست و خیلی تنده هم سطح کاشیا رو به مرور کدر میکنه هم وقتی با شوما میشه شست خیلی هم تمیز میکنه اون دست چولاغ شده تو به کار بگیر نترس چیزیت نمیشه
این همه ساله آرایشگاه رفتی خبر مرگت یه ابرو برداشتن و یه رنگ کردن از دستت بر نمیاد؟؟ یعنی انقددر بی عرضه ای؟؟؟
به جای رژیم های احمقانه پاشو یه غذای مقوی و ساده بخور فردا لشتو نندازی سر من بگی کمبود کوفت و زهر مار گرفتم،داخه الاق گوشت نمیخوری بعد میری اسید فولیک خارجی و آهن میخوری؟؟ دوغ و ماست نمیخوری میری کلسیم میخوری، برو از قصابی استخون گاو بگیر آب استخونش و در بیار بریز تو غذا برات مفیده برای همه مفیده نکبته بی همه چیزه هیچی ندون
عرق نعنا گرفتن کاری داره اخه رفتی عرقیات اسانسی آشغالی میخری به خورد خودت و ما میدی؟؟

بدبخت اون مردی که همچین زنی داره،  نکته جالب اینجاست همین زنا غالباً نگران رابطه شوهراشون با یه زنه دیگن، واسه عقل نداشتشون تاسفی نمیخورم ولی اگه یه ذره فکر کنن با خودشون نمیگن اولی چه تاجی به سرش زده که دنبال یه گه دیگه بگردن!
+ من راجع به این مدل زنا نوشتم، لطفا نیاین افاضه کنین که فلان مدل مردها بهمانن! خارج موضوع صحبت نکنین
++ من تو حماقت این زنای چهارشبه سفید و آزادیهای یواشکی و طرفدارای این ایکبیری مصینژاد موندم، آخه خاک بر سرتون در طول دوهزار و پونصد سال تاریخ ننگین این دیار هیچ حکومتی اندازه جمهوری اسلامی زن ها رو وقیح و پررو و دریده و گشاد و مفت خور نکرده؛ شما با کی دارید مبارزه میکنین؟؟؟!! به قول خودتون حکومت آخوندی هیییچ دستاوردی هم نداشته باشه تو دریدگی و گستاخ کردن زن ید طولایی داشته و داره، از قوانین و احکام ضد اسلام و خانواده به نفع زنش  گرفته تا فراهم کردن فضا و بازار کار برای زنان در حالی که مردها بیکارن؛ یعنی خود رضا خان با همه قزاقاش همه زنای این مملکت رو میکشت از شوروی زن وارد میکرد این ولنگاری به ظاهر زن سالارانه ای که تو جامعه هست و نمیتونست به ارمغان بیاره
+++ معلومه که عصبانیی نیست؛ دلیل خشمگین بودنم هم مشخصه.


۱۴ نظر موافقین ۰ مخالفین ۲ ۲۲ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۲۶
یک مرد!

سلام

الان شبکه قران داره حضرت یوسف رو نشون میده، همون بخش تقاضای مراوده زلیخا از حضرت یوسف....

هربار که این بخش و میبینم تنم به لرزه میافته و با خودم میگم هر کی به خدا اعتماد کنه جایگاه بلندی پیدا میکنه و تقریبا تو تمام موارد در حین دیدن سریال باخودم تصمیمات مهمی میگیرم ولی هربار یادم میره و آش همون آش و کاسه همون کاسه است، خاک بر سرم.

+ همین دیروز سر یه طمع کردن واسه سود بیشتر و درگیری فکریم ک به خدا اعتماد نکردم حدود یک میلیون ضرر کردم، یعنی دقیقا واسه همون مبلغی ک حرص میزدم... 

خدا ناجور قدرت منده و همه کاره است، این فقط یه حرفه وایمان قلبی من نیست.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۹ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۴۸
یک مرد!
سلام
برنامه های تلویزیونی که دوست دارم و میبینم:
رادیو شب،بخاطر ریتم و محتوای خلاقانه و صافش
 گفتگوهای شبکه چهار، مثل معرفت و چندتادیگه بیشتر بخاطر کسب  اطلاعات سطح بالا و عمیق و کلا هربرنامه گفتگو محور مثل جهان آرا
رالی فرمول یک شبکه ورزش، بخاطر تسلط فوق العاده گزارشگرش
مسابقه خانه ما و ضدگلوله بخاطر جذابیت کشش ناکه دوست داشتنانه اشتیاق آوره آرزومندانه ش
نردبان شبکه مستند واسه تحلیلهای خوبش
کودک شو هم قشنگه
اخبار شیش ونیم شبکه پنج و بیست و سی




برنامه هایی که محاله خودم ببینم و بذارم کسی  ببینه:
سریال مصببت ستایش چه یک ش چه دوش چ سه و الخ...
نود، بخاطر بی فایده بی خاصیت بودن مطلق برنامه و آدمای توش و بیننده هاش
اخبار ساعت ده و نیم شبکه دو (البته فقط خبرش گفتگوش فرق داره)
عمل جراحی های شبکه سلامت چون دلشو ندارم اعصابم خورد میشه
برنامه های روانشناسی، بخاطر اینکه بعداز این همه سال کار تراپی برا دیگران دیگه حوصله شنیدن ندارم.
سخنرانی های روحانی و نوبخت و جهانگیری و آخوندی و...، حرف میزنن کهیر میزنم
فیلم سینمایی و اغلب سریال ها


۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ مرداد ۹۷ ، ۲۳:۰۴
یک مرد!

سلام

از بچگی هر وقت فیلم میدیدم و بدتر از خود بازیگراش همزاد پنداری میکردم، الان با دیدنه سریال پدر فقط گریه کردیم... آخه اینم شد سریال اعصاب و روان من و خانوادمو بهم ریختا...(هرچقدر این سریال شبکه سه دلداگانه مزخرفه و تهوع آوره این سریاله پدر داغناک و دل کشه)

الهی بمیرم برای دل باباش... بمیرم واسه خواهر و مادرش ... بیچاره لیلا و پسرشون ....

یاد مرحوم پدرم افتادم، خودم با دستای خودم دفنشون کردم....

برای همه رفتگان فاتحه قرائت کنیم با ذکر صلوات.


۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۵ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۴۱
یک مرد!

سلام

معمولا اهل دیدن سریال نیستم، اساسا هر چیزی که منو به خودش وابسته کنه رو کنار میذارم مثل تخمه خوردن، دیدن سریال های جذاب و از این قبیل منظورمه و الا چیزای دیگه رو خیلی علاقه مندانه میرم تا وابستش بشم چون لذتی در وابستگی هست که در جدایی نیست (از سخن بزرگان بود)

سریال پدر از ابتداش معلوم بود که درام تراژیکه سنگینیه و اعصاب من کشش از دست دادنهای احتمالی افراد رو تو سریال نداره واسه همین از اول دنبالش نکردم... دیشب وقتی پسرم رو زمین داشت ورجه وورجه میکرد و دستاشو تکون میداد بغضم گرفت و جلوی همه زدم زیر گریه، یعنی غم از دست دادن که نه داااغ از دست دادن حامد انقدر بزرگ بود که سنگینیشو تو قلبم حس میکردم ... خیلی سخته داغه اولاد دیدن... نیمخوام راجع به از دست دادن حامد حرفی بزنم میخوام برگردم به از پنجره افتادن حامد از شر لیلا و یاد چند تا خاطره از خودم محض ریا افتادم، آخه این رو و اون ور میشنوم خیلی میگن مگه همچون پسر پیدا میشه و از این حرفا، لازم به ذکره اینجانب هم متآهلم هم دارای فرزند پس قهرا نمیتونم آرزوی اون دسته از دخترها باشم، پس فقط گوش بدین و بدونین خیلی ها اونطورن ...

اتفاق اول:

فکر کنم سال 1387 بود، اواخر پاییز؛ یادمه دختره باباش سفیر یا کاردار ایران تو تایلند یا سنگاپور اینا بود (خداییش همینم که یادمه کلیه)، یکی دو جلسه باهم رفتیم بیرون، خود دختره یه آپارتمان داشت، جلسه دوم خیلی طول کشید بعد از چند ساعت بیرون بودن و از این دور دور کردن ها و قدم زدن و حرف زدنا و خاطره تعریف کردن ها، دم غروب بود، اذان داد رسوندمش دم خونشون، راستش روم به دیوار، گلاب به روتون خب کلی قهوه و آب میوه و از این چیزا خورده بودیم، منم مثانه م کوچیک نیستا ولی خب از حدش تجاوز کرده بود، به دختره(فکر کنم اسمش مرجان یا مریم یا یه همچین چیزی بود) گفتم میشه برم از سرویس خونه تون استفاده کنم، اونم با فراغ بال پذیرفت و گفت پارک کن و بیا بالا... یادمه بدو بدو رفتم تو دست شویی و داشتم که بیرون میومدم گفتم من تا خونه مسیرم طولانیه اذانم که الان گفته، بذار وضو بگیرم خونه شون نمازمم بخونم که خیالم راحت شه نمونه واسه آخر وقت ... وضومو گرفتم با آستینای بالازده و دستای خیس و دو لنگه جوراب تو جیبم زده بیرون اومدم بیرون که بهش بگم یه مهر بده من نماز بخونم دیدم دختره یه نیمه شلوارک استرچ پاشه، بالاتنه هم یه نیم تنه تو تنش که نمیپوشید بهتر بود، منم واقعا بی خیال از اینکه اون اینجوری به استقبال بعد از موال من اومده بهش گفتم مهر داری نماز بخونم،  بیچاره هول شد رفت از کشویی یه مهر و جانماز آورد منم نمازمو خوندم، قشنگ یادمه نماز مغرب فکرم آزاد بود، نماز مغرب که تموم شد با خودم گفتم برم سراغ دختره یا نه، بعد گفتم بذار نماز عشا هم بخونم خیالم راحت شه بعد برم سراغش، انصافا تمام نماز عشام فقط داشتم به این فکر میکردم که بعد از نماز چیکار کنم و چه برخوردی داشته باشم باهاش، همش تو جنگ بودم که زشته من که خونه این نماز خوندم بده بهش خیانت کنم و دست بهش بزنم و بعد از کلی کلنجار آخرای سلام نماز به این نتیجه رسیدم درست نیست یه آدم نماز خون از اون کارا بکنه، البته با خودمم گفتم کاش نماز نمیخوندما از کفم رفت ولی هی میگفتم نماز نمیخوندم هر کاریم میکردم نمازه قضا میشد کلی اعصاب خوردی داشت بالاخره جونم براتون بگه، نماز که تموم شد انگار نه انگار که اتفاقی افتاده جورابام که دیگه بوی مطبوعی هم نداشتم و پام کردن و با تشکر از سرویسی که در اختیارم قرار داده بود رفتم بیرون ....

 حوصله تایپ کردن اتفاق دوم رو الان ندارم ولی اونم یه همچین وضعیتی بود و پیشنهاد بی شرمانه ای که یه دختره داد رو در مقابل بی خیالی و محل سگ ندادن دفعش کردم و عصبانیش کردم و اونم رفت .... :)


+ با اندک دخل و تصرف اتفاق بالا کاملا واقعی است.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۴ مرداد ۹۷ ، ۱۴:۴۷
یک مرد!

به سه عکس زیر توجه کنین:

این عکس بلیط هواپیماست، امشب آخر وقت به سمت استانبول پروازه صبح زود میرسه تا برید داخل شهر و 24 ساعت بگردید فردا شبم برید فردوگاه و چهارشنبه صبح زود برسید تهران، یعنی اولا فقط یک روز مرخصی گرفتین، و دقیقا یک روز کامل استانبول رو گشتین:

حالا داخل فرودگاه 500 یورو به شما میدن: نرخ بانک مرکزی اینه:

نرخ دولتی

بگیم 5200 میشه یه چیزی حدود 2میلیون و 600، با هزینه تپسی تا فرودگاه و عوارض خروج میشه 3 میلیون تومن

حالا این عکس رو ببینین، قیمت یورو تو بازار سیاه‌:

بگیم ازتون یورو رو 12000 تومن بخرنم هم پونصد یورو میشه 6 میلیون تومن؛

///

6 میلیون یوروتون رو بفروشید، 3 میلیون هزینه سفر بدین تفاوتش میشه یک میلیون تومان سود بعلاوه یه سفر مجانی، کجای دنیا دولتش همچین امکانات و مشوق هایی برای سفرهای خارجی فراهم میکنه؟؟؟


+ فقط کافی است یک روز مرخصی بگیرید.... یک میلیون میلیون تومان و یک سفر خارجی رایگان هدیه دولت به شماست.

۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۸ مرداد ۹۷ ، ۰۸:۴۴
یک مرد!

سلام

تو این قسمت، علاقه مندم در خصوص روابط و مشکلات زناشویی کمی صحبت کنم، مبنای مواردی هم که عرض میکنم تجربیات شخصی، مطالعات موردی و تجربیات دیگرانه؛ یکی از مهمترین بخش های زندگی مشترک سال های اول و دوم زندگیه مشترکه که تقریبا با دوران نامزدی و سالهای بعد خیلی متفاوته، عمدتا این سالها مناقشاتی بین زن و شوهر پیش میاد که اگه کمی تعقل و مدیریت بینشون نباشه ممکنه منجر به وقوع اتفاقات ناخوشایندی بشه که عوارض و ضررهاش به مراتب ویرانگرتر باشه؛

مواردی که به نظرم باید با درایت و تعقل پیش بره، به این شرح میتونه باشه:

الف) روابط عاطفی:

تو روابط عاطفی، شعله وری و گور گرفتن های هیجانی میتونه دوام و قوام لازم برای مسیر زندگی رو فراهم نکنه، مثل معروفی که هست، اجازه بدید حتی روابط عاطفیتون عین یه کنده درخت آروم آروم اوج بگیره تا گرما و حرارتش نه سوزان باشه و نه زود خاموش شو؛ این وسط خیلی باید مراقب باشید که بین روابف عاطفی و روابط جنسی فاصله نامرئی بسیار مهمی وجود داره که اون رو هم باید به شدت در نظر داشته باشید؛ به عنوان نمونه (ببخشید مجبورم کمی صریح تر این مسائل رو بگم) هر کششی یه رابطه و جاذبه عاطفی نیست، خیلی وقت ها جاذبه های جنسی با ظاهر جاذبه های عاطفی خودشون رو نشون میدن، یا یه جورایی تو ناخودآگاه طرفین یمدونن این کشش عاطفی منجر به رابطه جنسی میشه و به خاطر همینه که اون کشش عاطفی رو دوست دارن چون به راحتی جنسی ختم میشه و این موضوع خیلی هم مطلوب و خوبه به یه شرط که همزمان به صورت مشترک روابط عاطفی زمینه ای رو بتونیم با جاذبه های جنسی و غیر جنسی تکمیل و پر رنگ کنیم. مثلا بعد از یه مدت از رابطه جنسی که گذشت باید به این نتیجه برسیم که همسرمون رو خیلی بیشتر از قبل دوست میداریم و دلمون براش تنگ میشه، اگه اینطوری باشید خب زندگی به مرور و کنده وار گرما آفرین خواهد بود، ولی اگه هر بار قبل از رابطه جنسی یهو تحریکات عاطفی داشته باشید و بعد از اتمام عملیات جنسی دیگه کشش عاطفی نداشته باشید و حتی نخواید که در آغوش همسرتون آروم بگیرید و فرداش دلتون براش تنگ نشه این چیزیه که یکم باید نگرانش باشید.


ب) روابط جنسی:

روابط جنسی خیلی ساده ن در عین اینکه خیلی هم حساسه و پیچیدگی های خاص خودش رو داره، یه مثال ساده یمزنم جوون ها خوب درک کنن، رابطه جنسی رو دقیقا به مراتب مخ زدن نرم و آروم آروم تشبیه کنین بذارید لذت رابطه ایجاد بشه و به جونتون بچسبه تا خاطره خوب لذت جنسی براتون تداوم بخش زندگی مشترک باشه؛ نمیدونم جا افتاد مطلب یا نه، بذارید رابطه جا بیافته هول نباشید خیلی یواش و نرم پیش برید قرار نیست شب اول حجله یا اولین روزهای نامزدی و محرم شدن یا حتی زندگی مشترک یه رابطه کامل رو تجربه کنین، بذارید شرایط و تمایلات مشترک طرفین پیش برنده باشه، اجازه ندید یکی از طرفین با اکراه همراهی کنه، بذارید این موضوع لذت بخش پیش بره و کشش آمیز...  این مورد در آقایون خیلی مهمه، یادتون باشه خیلی از خانومها از رابطه جنسی یه ترس تاریخی دارن و هرچقدر هم که بگن راحتن ومشکلی ندارن حرفاشون رو نباید باور کرد و باید با ملایمت برخورد کرد، تا کشش درونی ایجاد بشه و تاکید میکنم رابطه جنسی یه عمل مشخص نیست یه مجموعه عملیاته که لذت بخشه و آدم رو به اوج لذت میرسونه باید باشه


ج) روابط مالکانه:

این روابط مالکانه، همون ما شدن بعد از من بودنه، این مهم ترین دلیل تداوم زندگی مشترکه؛ اینکه ما حس کنیم اینجا خونه ماست، این وسایل وسیله ماست، این پولا پولای ماست، این لباسای لباسای شوهر منه، این وسایلا وسایلای خانوم منه، و از این قبیل ... درسته نیت و حسش خیلی مهمه ولی بیان و اصطلاحش هم کم اهمیت نیست، مادرتو اصلا اصطلاح خوبی نیست، مادر جون یا مامان جون مثلا اصطلاح خوبیه، به عنوان مثال مادر خانومتون رو توافق کنین مادر جون صدا کنین و مادر شوهر رو مامان جون که از به کار بردن اصطلاح مامان تو و بابای تو خواهر تو و این الفاظ خودداری کنین. این روابط همون روابط مالکانه ست و به شدت تو گرما بخشی زندگی مشترک موثره، ببینین رابطه جنسی و عاطفی به مرور عادی میشه و حرارتی که روزهای اول داره رو دیگه نداره (چون به گرماش عادت میکنیما و الا همچنان گرما بخشه) ولی این روابط مالکانه ست که خیلی چیزا رو میتونیم بر همین پایه پیش ببریم و روابط عاطفی و جنسی رو حتی گرمتر و شیرین تر کنیم.


با هر چیزی هر غذایی و با هر مزه ای میشه چیزی برای خوردن درست کرد، ولی مهم اینه که کدبانوگری و تدبیر داشته باشه و با کمترین چیز خوش مزه ترین و خوش خوراک ترین خوردنی ها و خوراک برای زندگیمون درست کنیم، اون موقع است که زندگی برامون لذیذ خواهد شد.


+ زندگی میدون جنگ نیست، جدول ضرب هم نیست، بازار دلال ها و بده بستون هم نیست، توی خونه رابطه پدر فرزندی شبیه هیچ رابطه ای تو بیرون خونه نیست، پس رابطه خانوادگی رو اصلا شبیه روابط بیرون خونه تصور نکینن و همیشه به جای سخت گیری یه چشمتون رو ببندید و با محبت گذشت داشته باشید.

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۰۳ مرداد ۹۷ ، ۱۵:۱۶
یک مرد!

نزدیک اذان صبح بود،‌ نی نی با دست و پا زدن مارو بیدار کرد، دلش بازی میخواست، بلندش کردم و بازی بازی کردم باهاش سر و صداش در اومد مجبور شدم بلند شم راش ببرم ... دیدم آشغالا رو نذاشته بیرون بردم آشغالا رو گذاشتم سر کوچه با نی نی، یکم بهش هوا خورد آروم تر شد اومدم تو خونه بردمش تو تراس اونجا یه نسیم ملایم صبحگاهی میوزید، تو روشنای افق پرنده ها هم یواش یواش داشتن شروع به خوندن میکردن... دیدم شل شد و یعد از چند لحظه آروم خوابش گرفت، یکم منتظر شدم خوابش سنگین بشه ببرمش تو جاش بخوابونمش...

+ شیرینی داشتن اولاد به حدیه که هر بار دعام اینه خدا به اونایی که ندارن یا نمیخوان یا نمیشه و یا هر چیز دیگه شیرینیه داشتن بچه رو بچشونه ...

++ ماشا الله و لا حول ولا قوه الا بالله

+++ تو مباحث به جای گارد گرفتن کمی تعمق و تفکر کنین، ضرورت نداره فوری و بدون دقت عکس العمل نشون بدین، گفتم تو مباحث ولی شما تو همه مراحل زندگی این کار و بکنین.

++++ همینی که من میگم شیرینی برای یه عده مصیبت عظمی است!! بی خوابی و خستگی و استرس داره ولی به خدا شیرینه...

+++++ یادمه به مرحوم پدرم میگفتم من خرابکاری میکردم منو نمیزدین، من باشم بچه یه جارو کثیف کنه با خاک یکسانش میکردم، ایشون گفتن اولا تو خیلی مراعات کن و مراقب بودی در ثانی خب چرا بزنیم، بچه بودی دیگه دست خودت که نبود، الان بوی پی پی کردنش از هر عطر لاکچری برام خوش بو تره

۳ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۱ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۴۳
یک مرد!